جلسهی پنجم از دورهی سیزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنما مسافر عادل، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر موسی با دستور جلسهی « وادی چهارم و تاثیر آن روی من » روز سه شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
ابتدا خداوند را شاکرم که امروز توفیقی نصیب من کرد تا در جمع شما عزیزان باشم و از نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و ایجنت گرامی بابت این جایگاه خدمتی تقدیر و تشکر میکنم. دستور جلسهی امروز، در مورد وادی چهارم با سر تیتر در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، و تاثیر آن بر روی من میباشد. به نظر من مسائل حیاتی یعنی همان مسائلی که در زندگی همیشه با آنها سر و کار داریم. یک انسان هر روز وقتی که صبح از خواب بیدار میشود و تا وقت خواب، کلا درگیر مسائل حیاتی خودش میباشد.

این وادیها همان طور که میدانیم و اینجا یاد گرفتیم خیلی حائز اهمیت میباشند. تمام آموزشهای ما از روی این وادیها میباشد و مانند نردبانی هستند که به ما کمک میکنند که پله به پله از تاریکی خارج شویم. برداشتی که من از این وادی دارم این است که این وادی حد و مرز بین وظیفهی انسان نسبت به خداوند و خداوند نسبت به انسان را تعیین میکند. همان طور که میدانیم ما انسانها به عنوان اشرف مخلوقات، در زندگی روزمرهی خودمان نسبت به آن جایگاه انسانی که داریم یک سری مسئولیتهایی بر عهدهی ما میباشد، در مقابل این کارهایی که ما انجام میدهیم دیگران هم وظایفی بر عهده دارند.
ما در اینجا آموختهایم که تغییرات درونی میباشد و من باید ابتدا خودم و دیدگاه خودم را تغییر بدهم، بعد از دیگران انتظار تغییر داشته باشم. پس من ابتدا باید وظایف و مسئولیتهای خودم را به نحو احسنت انجام دهم، بعد از دیگران انتظار داشته باشم دیگران هم به وظایف خودشان عمل نمایند. در کل این وادی حد و مرز وظایف و مسئولیتهای موجود بین انسان و خداوند را تعیین میکند. به طور مثال من در یک مناسبتی، از یکی از اعضای خانوادهی خودم انتظار بیجا و بیش از حدی برای انجام یک کاری دارم، اگر آن کار را نسبت به من انجام دهد میگویم وظیفهاش بوده است، ولی اگر انجام ندهد چون حد و مرز را نمیدانم فورا دلخور و ناراحت میشوم.
در حالی که اگر من حد و مرز را بدانم در این گونه مواقع اگر شخص آن کار را انجام داد با خودم میگویم که آن شخص نسبت به من لطف کرده است، ولی اگر انجام نداد، میگویم آن شخص حتما نتوانسته انجام بدهد. این اتفاقات در زندگی روزمرهی ما جاری میباشد و ما اگر حد و مرز وظایف خودمان نسبت به دیگران و دیگران نسبت به ما را بدانیم دچار مشکل و ناراحتی نمیشویم و به نقطهی طغیان و آشوب نمیرسیم. در سر تیتر این وادی میگوید که اگر در مسائل حیاتی، من وظایف و مسئولیتهای خودم را به خداوند بسپارم یعنی در واقع از خودم سلب مسئولیت کردهام.
شاید اکنون از خودم بپرسم من که کارهای روزانهی خودم را خودم انجام میدهم مگر میشود مسئولیت کارها را به خدا واگذار کرد؟ ولی وقتی فکر میکنم، میبینم که در گذشته زمان مصرف مواد چنین اتفاقی برای من افتاده است. خداوند به من عقل و اختیار عطا نموده است تا سر دو راهی انتخاب کنم. چون ما همیشه در هر لحظه از زندگی سر دو راهی قرار میگیریم که این کار را انجام بدهیم یا ندهیم؟ به طور مثال الان کنگره ۶۰ بروم یا نروم؟ سیدی را بنویسم و یا ننویسم؟ در هر لحظه از زندگی ما دو راهی وجود دارد و خداوند اختیار را به ما داده است که از بین این دو راهی، یک راه را انتخاب کنیم .
البته خداوند ابتدا و سرانجام هر راه را نیز برای انسان مشخص نموده است. به طور مثال من خودم در گذشته از روی جهل و نادانی مسیر اعتیاد را انتخاب کردم، مسیری که باعث شد در زندگی به بنبست کامل رسیدم. به جایی رسیدم که حل این مشکل از توان خودم خارج بود. نه تنها در مسئلهی مواد مخدر، بلکه در بقیهی مسائل زندگی هم با بنبست مواجه شدم و قادر به انجام حتی مسائل و کارهای سادهی روزمرهی خودم نیز نبودم و مدام از دیگران انتظار داشتم و دیگران را باعث و بانی این وضعیت خودم میدانستم.
یک بزرگی میفرمایند: تو شاید بتوانی مسئولیتها و مشکلات خودت را به گردن دیگران بیاندازی ولی عواقبش را نمیتوانی. چون نتیجه دست آن شخص نیست و من باید خودم مسئولیتهای خودم را انجام دهم تا به نتیجه برسم. این وادی به من آموخت که حال در هر وضعیتی هستی ایرادی ندارد و مشکلی است که اتفاق افتاده است. ولی الان باید تفکر کنی و با تفکر درست، مسائل و مشکلات خودت را فقط خودت حل کنی و به عهدهی دیگران نگذاری. در گذشته مسیر من درست نبود ولی از خداوند میخواستم به من کمک کند، مثل شخصی که راهنمای سمت راست را میزند ولی به سمت چپ میپیچد.

بزرگترین مشکل من در زندگی اعتیاد من بود، چون وقتی اعتیاد من درمان شد اکثر مشکلات زندگی من حل و رفع شد. حالا شاید اینجا خیلیها بگویند مگر خداوند من را نیافریده است، پس نقش خدا در اینجا چیست؟ خداوند هستی را خلق کرده است و به من قدرت تعقل، تفکر، شعور و ... داده است که من درست زندگی کنم. چون من بودم که در مسیر تکلامل خودم، راهم را گم کردم و به بیراهه رفتم. در این وادی میگوید خداوند زمانی به شما کمک میکند که در مسیر ارزشی باشید. نه این که دارو را اضافه مصرف کنیم و در جلسات حضور نداشته باشیم ولی انتظار داشته باشیم که به درمان و حال خوب برسیم. نیروهای مافوق و قدرت مطلق، زمانی یار و یاور ما میشود که ما در مسیر درستی باشیم. از تو حرکت، از خدا برکت. خیلی ممنونم که به صحبتهای من توجه نمودید.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
257