سومین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ایذه در روز پنجشنبه28 خرداد ۱۴۰۵ با استادی راهنمای محترم مسافر عبدالله ، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر غضنفر، با دستور جلسه « کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن » ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
سلام دوستان عبدالله هستم یک مسافر.سپاسگزار اقای مهندس دیده بانان هستم سپاسگزار اقای تفرشی و بیات هستم اتفاقاتی در استان رخ داده بواسطه زحمات آنان است .اگر آرزویی در کنگره از ته دل باشد به واقعیت می پیوندد، چون در راه صراط مستقیم است. خوشحالم این اتفاق در ایذه رخ داد از آقا هادی تشکر میکنم از اقا حجت و حسن و اقا حسین تشکر میکنم قبل از اینکه ایذه افتتاح شود یک رهجو داشتم از ایذه می آمد یک روز تلفن من زنگ خورد گفت تلفن سعید است پرسیدم بهتر شده گفتند سعید هشت سال است فوت کرده اوردوز کرد ان لحظه احساس مسئولیت کردم خانواده های زیادی در ایذه هستند که درگیر هستند. امیدوارم این پیام به همه برسد چون ما در کنگره هستیم میدانیم چه اتفاقی می افتد این تلنگر برای من خوب بود انشالله رهایی های زیادی اتفاق رخ دهد.امروز دستور جلسه تصاویر کتاب ۶۰ درجه است هرشخص به کنگره می آید باید نوشتارها را بخواند.برای یک مصرف کننده خواندن خیلی سخت است برای من سخت بود آقا عباس به من گفت باید بخوانی گفتم من تریاک میکشم شیشه میکشم کتاب میخواهم چکار یک نسخه به من داد من قبل از عید باخودم بردم درحال مصرف بودم ولی واقعا میخواندم هرچقدر جلوتر میرفتم برای من جالب تر بود آنجایی اشک من درامد تا به باوری در ناباوری رسیدم و آقای مهندس به خانم آنی گفتند من امروز سه روز است مواد مصرف نمیکنم و درمان شدم که خانم آنی باور نکرد و قسم خوردند که مصرف نکردند این خاطره را گفتم برای اینکه اتصال من به کنگره کتاب ۶۰ درجه بود یکی کتاب ۶۰ درجه است یکی ۱۴ مقاله است کتاب ۱۴ وادی کتاب ادموند و هلیا کتاب حال خوش است اینها نوشتارهای آقای مهندس در زمینه اعتیاد و جسم است . ما ۱۲ تصویر در کتاب داریم ۲تصویر هم روی جلد داریم اینها درست است ساده هستند ولی پر از مفهومند .این کتاب با صوت نور و حس با شما حرف میزند مانند کتابهای مقطع دانشگاه نیست من خودم را در کتاب ۶۰ درجه قرار دادم شخص مصرف کننده مانند تصویر ماشین است هیچ حسی ندارد حسهایش یخ زده اقای مهندس گفتند یک روز از خانه بیرون زدم دیدم جلوی خانه چندتا درخت است بیست سال جلوی خانه بودند و من ندیدم من از بزرگ شدن فرزندم اطلاعی نداشتم چون حس ها یخ زده اند.در سفر حس ها ارام ارام باز میشوند با آمدن در جلسات و رعایت قوانین کنگره.
.jpg)
ما چون مصرف کننده بودیم از تجربیات خودمان صحبت میکنیم در کتاب یک مثال میزند راه هزار فرسنگی با قدم اول شروع میشود حتی اگر یک صفحه دو صفحه از کتاب بخوانیم آن حس را به عنوان مصرف کننده میگیریم اقای مهندس میگوید جوری کتاب را نوشتم تنبل کلاس هم ارتباط برقرار میکند .کسی که در کنگره می اید و در سفر یاری میکند میشود همسفر همسفر میشود بال پرواز و اینها تمثیلهای کتاب هستند که درباره ان صحبت میکند.در بیرون از کنگره میگویند شما همیشه معتاد هستید لفظ معتاد شخصیت را از ادم میگیرد اینجا میگویند مسافر و این برای من جالب بود اینها تمثیل هایی هستند که در کتاب به انها اشاره شده بچه های سفر اول و بچه هایی که خدمت میکنند مطمئنا خوانده اند بچه هایی که سفرشان را شروع کرده اند حتما این کتاب را تهیه کنند و بخوانند ممنون که به صحبت های من را گوش دادید.
گروه سایت نمایندگی ایذه
- تعداد بازدید از این مطلب :
111