دهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی با استادی مسافر عزیز، نگهبانی مسافر حسن، و دبیری همسفر حسین با دستور جلسه « وادی چهارم و تاثیر آن روی من » سهشنبه 2 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

سخنان استاد:
دستور جلسه وادی چهارم در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش. یعنی مشکلاتمان را گردن خداوند میاندازیم، یا میگوییم در پیشانی ما نوشته شده یا تقدیر ماست؛ در حالی که تقدیر چیزی است که خودمان رقم میزنیم. کارهایی که انجام دادهایم، در بعد دیگر یا در این بعد انجام دادهایم، تقدیر ما را رقم میزند و ما این را میاندازیم گردن خداوند.
خصوصاً یک مصرفکننده میگوید: «شاید اگر جای دیگری به دنیا میآمدم اینگونه نمیشدم یا بهتر از این بودم.» در اینجا ما یاد میگیریم که خودمان به فکر خودمان باشیم و هیچکس به داد آدم نمیرسد. یا خودمان را کنار میگذاریم تا ببینیم چه اتفاقی میافتد و قسمت چه میشود.
خانواده و حتی خدا یک انرژی هستند، ولی اصل کار خود آدم است که در مشکل باشد یا مشکل را تمام کند. همه چیز دست خود آدم است. ما باید خودمان جلساتمان را، چه مرزبان و چه مسافر، باید خودمان خودمان را تقویت کنیم.
من خودم امروز در آن حد انرژی ندارم. جلسه طور دیگری بود؛ اسم مینوشتیم و هر شخص مثلاً ۱۴ جلسه نگهبان میشد. من خودم امروز انرژی ندارم، چرا دروغ بگویم؟ سفر اولی باید انرژی بالایی داشته باشد. انرژی من امروز در آن حد نیست، ولی ما خودمان میتوانیم این جو را عوض کنیم، دست خودمان است.
در همهٔ ما هست. خودم شخصاً خیلی مشکل دارم. امروز باید ساعت ۲ اینجا باشم، ساعت ۳ آمدم، مشارکت هم نمیتوانم بکنم، ولی باز میگویم این دست خودمان است. همانطور که گفتم همه چیز دست خودمان است. اگر حضورمان خوب باشد بالا میآییم، همانطور که کنگره از ۴ صندلی شروع شد و امروز اعضای کنگره هزاران نفر هستند.
این هفته در برنامهٔ لایو، آقای مهندس شال دادند و همسفرم شال میگرفتند که بسیار انرژی دارد و حسوحال آدم خیلی فرق میکند. انشاءالله تکبهتک تجربه کنید. وقتی آدم نگاه میکند میبیند این مرد چقدر انرژی دارد و از لحاظ مالی هم همه چیز دارد و غنی است و حالش خوب است. ساعت ۶ صبح میآید مینشیند و تحویل میگیرد. پس ببینید این مرد چقدر جایگاه بالایی دارد، ما هم میتوانیم برسیم.
نمیخواهم سرزنش کنم، ولی میبینیم شخصی یک سال میآید ولی هنوز اشکال دارد، چون اهمیت نمیدهیم. من شخصاً انرژی ندارم. رک بگویم، یک نفر مشکی میپوشد، یکی آبی میپوشد. باید همگی با هم در یک برنامه باشیم و انشاءالله خواهیم بود.
اینها نیروهای منفی هستند، هر لحظه میخواهند ما جلو نرویم. ما باید با آموزشها، با سیدیهای آموزشی پیش بریم و خودمان را گم نکنیم. امروز سخت پیدا میشود کسی که خودش را گم نکند. در اینجا در یک حالی قرار گرفتهایم که آموزشها میتواند ما را جلو ببرد.
انشاءالله که مشارکت کنیم. تعدادمان کم است، مشارکت امروز حسی است. ممنونم که به حرفهایم گوش کردید.
تهیه و تایپ گزارش: مسافر سعید
ارسال:همسفر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
107