پنجمین جلسه از دوره سی و هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی میرداماد اصفهان با استادی مسافر کمال،نگهبانی مسافر رسول و دبیری مسافر حافظ با دستور جلسه "وادی چهارم و تاثیر آن روی من؛در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن" در روز سه شنبه دوم تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد .
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان کمال هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اذن ورود من به کنگره را صادر کرد؛از راهنمای خوبم آقا حامد سپاسگزارم که به من اعتماد کرد تا من در این جایگاه قرار بگیرم و از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و نگهبان محترم تشکر می کنم که اجازه دادند من در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
در روزهای اولی که وارد کنگره شدم متوجه شدم که نباید مسئولیت هایم را گردن خداوند بیندازم و خودم باید مسئولیت هایم را انجام بدهم؛این را متوجه شدم که تنها کسی که می تواند به من کمک کند،خود من هستم؛آمدم وارد کنگره شدم و یک سری آموزش ها را دیدم؛روزهای اول زیاد متوجه نمی شدم و دیدگاه آنچنانی نداشتم،ولی کم کم متوجه شدم خیلی کارهایی که قبلا خودم می توانستم انجام بدهم و یک جورایی از آن مسئولیت ها شانه خالی می کردم و انتظار داشتم دیگران مشکلات مرا حل کنند و همیشه فکر می کردم مقصر مشکلات من خانواده من هستند؛ چرا خانواده مرا حمایت نمی کنند؟یک زمانی فکر می کردم دوستانم باعث این وضعیت وحشتناک و مشکلات من هستند و انتظار داشتم که خدا یک شرایطی را از غیب بفرستد و از نظر روحی،افکاری و مالی به من کمک کند.
خدا را شکر با کنگره آشنا شدم و آمدم و زمانی که آمدم،کنگره برای من هاله ای از ابهام بود،این جمعیت را چه کسی می خواهد به درمان برساند؟
مسئولیت های این ها را چه کسی به گردن می گیرد؟
روز اول که آمدم خودم را معرفی کردم و گفتم که من می خواهم درمان خودم را شروع کنم و سفر خودم را آغاز نمایم؛من را نزد راهنمایان تازه واردین فرستادند و رفتم برای مشاوره؛راهنمای تازه واردین،وقتی با من صحبت می کرد خیال می کردم که تمام دردهای من را می داند،احساس می کردم که این مدت ها انگار کنارم بوده است،بعدها متوجه شدم که ایشان خودشان مصرف کننده مواد مخدر بوده است و درمان شده اند و من فکر می کردم که ایشان از بیرون آمده و می خواهد من را راهنمایی کند.
بعد از 3 جلسه مشاوره گفتند باید لژیون انتخاب کنید و راهنما انتخاب کنید؛حس می کردم یک سری مسئولیت ها دارد آهسته آهسته به دوش من کشیده می شود و من باید این مسئولیت ها را یکی پس از دیگری انجام بدهم؛راهنما انتخاب کردم و سفر خوبی داشتم که خدا را شکر دوازده ماه سفر کردم و خودمم فکر نمی کردم که بتوانم دوازده ماه مواد نکشم.
همسفران من بسیار خوشحال هستند و الان هم خدا را سپاسگزارم که توانستم این جایگاه استادی را لمس کنم و این آرزو را برای همه سفر اولی ها دارم که سفر خودشان را بتوانند با موفقیت به پایان برسانند و این جایگاه را لمس کنند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از شما عزیزان سپاسگزارم.

نگارش: مسافر حسین لژیون 17
عکس : مسافر علی لژیون 4
صوتی: مسافر یعقوب لژیون 26
مرزبان خبری: مسافر داوود
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون 17
تقدیم به نگاه پر مهرتان
تهیه شده در قسمت سایت نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
974