جلسه دوم از دور شانزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا نمایندگی امام قلی خان با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مهدی با دستورجلسه اول: "وادی چهارم و تاثیر آن روی من" و دستورجلسه دوم: "تولد یکمین سال رهایی مسافر ناصر" در روز سه شنبه 2 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت: ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
.jpg)
سخنان استاد:
به نام خدا سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر به من اجازه داد به واسطه تولد ناصر عزیز در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش ببینم و خدمت کنم.
دستور جلسه اول: وادی چهارم و تاثیر آن روی من
همانطور که جناب مهندس به ما گفته اند، 14 وادی مثل چهارده پله هستند که سبب می شود 14 قانون زندگی را بیاموزم و به واسطه آن قوانین بتوانم از زندگی بهره مند شده و با رسیدن به حال خوش، آرامش و آسایش، بتوانم درست زندگی کرده و از آن لذت ببرم. وادی اول که با تفکر ساختارها آغاز می شوند و به گفته دیدبان محترم، جناب حکیمی فهم درست همین وادی اول کافی است تا در زندگی به آرامش برسیم. اینکه بتوانیم درست تفکر کنیم. اگر امروز من در زندگی مشکلاتی دارم و با آن ها درگیر هستم به آن دلیل است که در گذشته درست تفکر نکرده ام و درست تصمیم نگرفته ام؛ بر اساس کلام خدا انسان ها در رهن کارهای خویش هستند. هرچه از مصیبت ها و مشکلات است، انسان با دست خود برای خودش پدید آورده است. این چهارده وادی جدای از قوانین الهی نیست و برگرفته از کلام الله است. در وادی دوم به من گفته شده که من بیهوده خلق نشده ام و در وادی سوم به من گوشزد می گردد که وظیفه و ماموریتی داری برای زندگی خودت و مسئول حل مشکلات خودت، تو هستی. در وادی چهارم که در 3 سی دی گفته شده است، آقای مهندس توضیحات کامل را می دهند. در سی دی سوم می گویند: که ما به خداوند ایمان داریم، توکل می کنیم، تسلیم هم هستیم و حرکتمان را می کنیم تا خداوند هم به ما کمک کند. حال از خودمان بپرسیم که آیا ایمان گفته شده قلبی است؟ یا تنها زبانی است. در سی دی «پادزهر» استاد امین بیان کردند که منیت را 23 سال قبل متوجه شدم و در جهان بینی آوردم و آموزش دادم اما از فهم آن تا درک آن در قلب من هنوز راه باقی مانده است. اینکه آیا نور خدا در من تجلی یافته است؟ صفات الهی به جز کبر را در خود یافته ام؟ این ها همه سوالاتی است که پاسخ آن مشخص می کند ایمان من قلبی و به جان نشسته شده یا صرفا در مغز و زبان من است.
برای درک بهتر این مطلب مثال آن کوهنورد اروپایی را مطرح می کنم که شبی برای ورزش به کوهی صعود کرد و البته در نیمه شب قصد بازگشت داشت که طناب او وسط کار گیر کرد و دیگر راه پیش و پس نداشت. از خداوند طلب یاری کرد و ندا آمد که طناب را هم اکنون ببر. از آن جا به دلیل سرمای جان فرسا و مه بسیار شدید، هیچ چیز را نمی دید. شکایت کرد که نمی توانم این کار را بکنم. در واقع از خدا خواست که کمکش کند ولی ایمان کافی نداشت. صبح در سراسر خبر ها گفته شد که کوهنورد معروف در فاصله یک متری از سطح زمین به دلیل یخ زدگی جان سپرد. اگر ایمان داشته باشم، تکیه گاه محکم و مطمئنی دارم و نگران از آینده خویش نخواهم بود. ایمان کامل، نداشتن کینه و نداشتن منیت را بایستی از کودکان و اطفال آموخت. آنان که بدون چشم داشتی ایمان کامل به مادر خود دارند، بدون هیچ کینه ای دعوا و بازی دوستانه می کنند و در آنان خبری از منیت و برتر دیدن خود نسبت به سایرین نیست. ایمان همان تجلی نور خداوند در انسان است. به بیان دیگر آنان که به تزکیه نار وجودی یا همان پالایش نفس خویش می پردازند، سیمایی نورانی دارند و خوش قلب و خوش برخورد هستند. ایشان تنها نیستند و در ارتباط با بقیه روابط مستحکمی دارند.
دستور جلسه دوم: تولد یک سالگی مسافر ناصر
ناصر هم مثل من و بقیه اعضای کنگره با کوله باری از مشکلات و بهم ریختگی وارد کنگره شد. تصویر اولیه منِ راهنما از ورود ایشان به لژیون یک چهره عصبانی، خشمگین و به شدت تحمل پایین بود. در ادامه با سلاح ما در کنگره یعنی عقل، ایمان و محبت ایشان نرم شد و قلب رئوف و مهربان او هویدا گردید. حسن متمایز مسافر ناصر، «فرمانبرداری» ایشان بود؛ به نحوی که در سفر اول، هفته ای دو سی دی می نوشت و زمان رهایی تهران بیش از 70 سی دی نوشته بود و سفر با کیفیت و خوبی داشت. از معجزات کنگره در مورد ایشان آن که شخصی عصبانی و آماده خروج و بروز خشم، به شخصی مهربان و آرام تبدیل شده است. بسیار مهربان و خانواده دوست است که این ویژگی او برای من آموزنده بود. امیدورام در سفر دوم مجددا بیشتر او را در شعبه ببینیم. به خود مسافر ناصر، خانواده ایشان، آقای مهندس و اعضای کنگره تولد یکسالگی ایشان را تبریک عرض میکنم.
.jpg)
.jpg)
آرزوی مسافر ناصر:
تمام سفر اولی ها این جایگاه (تولد یکسالگی رهایی) را حس کنند.
سخنان مسافر ناصر:
سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر. خدا را هزاران بار شاکرم که چنین روزی نصیبم شد. امیدوارم همه شما در این جایگاه قرار بگیرید. زمان مصرف و تخریب همه چیز را در پول و مال دنیا می دادم. زمانی که خانواده از من درخواست رفتن به خرید می کرد من ایشان را حدود یک ماه یا بیشتر معطل میکردم و در آخر، پولی حتی بیش از نیاز ایشان پرداخت می کردم تا خودشان برای خرید بروند؛ در صورتی که این بی محبتی به خانواده به سبب مصرف مواد بود. شعور و شخصیت مرا از من ربوده بود. طوقی به گردن من انداخته بود و هر طرف می کشید. بد قول و بد عهد شده بودم. همیشه موجب سرخوردگی و سرشکستگی من شده بود. از اعضای کنگره تشکر میکنم. از آقای مهندس و خانواده ایشان، ایجنت و مرزبان محترم و کلیه راهنمایان بویژه راهنمای محترم خودم مراتب قدردانی و سپاس دارم.
پیام دریافتی برای مسافر ناصر:
در انجام مسائل جاریه و مالیه در امورات کل، تسریع قابل توجه، مبذول بدارید و در مورد شخص خودتان هم،ما به اندازه توان شما از شما میخواهیم تا زمان آن سپری شود.
تایپ، ویراست و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18
عکاس: مسافر نادر لژیون 5
- تعداد بازدید از این مطلب :
149