دومین جلسه از دور دهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر یاسر و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه: «وادی چهارم (در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز در جایگاهی هستم که هیچوقت باورم نمیشد به آن برسم. از خانواده بزرگ کنگره۶۰ تشکر میکنم، مخصوصاً از آقای مهندس که این بستر را برای ما فراهم کردند تا از تاریکیها خارج گردیم. اگر با خلوص نیت وارد این مسیر شویم، انشاءالله میتوانیم آن را ادامه دهیم. از راهنمای درمانم آقا مهدی تشکر میکنم که با صبر و حوصله کمک کردند تا بتوانم در این مسیر دوام بیاورم.
دستور جلسه امروز، وادی چهارم و تأثیر آن روی من میباشد. در وادی چهارم گفته میشود: «در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن». قبل از ورود به کنگره۶۰ همیشه مسئولیت اشتباهات و مشکلاتمان را گردن دیگران میانداختیم و سعی میکردیم خود را از خطاها مبرا بدانیم؛ اما این ۱۴وادی، ستونهای اصلی کنگره۶۰ هستند و اگر آنها را درست درک کنیم، به سرمنزل مقصود خواهیم رسید. این وادیها راه روشن زندگی را به ما نشان میدهند تا با کمترین چالش، زندگی سالمی داشته باشیم.
در گذشته هر کاری را به فردا و پسفردا موکول میکردیم و کارها روی هم انباشته میشد. وادی اول از تفکر صحبت میکند؛ اینکه درباره خودمان، زندگی و کارهایمان فکر کنیم؛ اما ما بیشتر در مسیر نادرست حرکت میکردیم و اصلاً در مورد کارهایی که انجام میدادیم، تفکری نداشتیم.
وادی دوم میگوید: هر انسانی باید جایگاه خودش را پیدا کند و از ناامیدی و پوچی فاصله بگیرد. من در تاریکی بودم؛ اما آقای مهندس با کیمیای کنگره۶۰ و راهنماهایم باعث شدند خودم را پیدا کنم.
وادی سوم میگوید: «هیچکس به اندازه خود انسان به خودش فکر نمیکند.» پس نباید منتظر کمک دیگران باشیم؛ باید مسئولیت زندگی و کارهای خود را بپذیریم.
یکی از سه ستون اصلی کنگره۶۰، جهانبینی است؛ در کنار جسم و روان. وقتی جسم به آرامش برسد، آموزشها بهتر پذیرفته میشود؛ اما اگر جسم ناپایدار باشد، انسان نمیتواند آموزشها را درک کند.
وادی چهارم به ما یاد میدهد مسئولیت کارهای خود را بپذیریم. امروز اگر تاوانی میدهم، نتیجه اعمال گذشته خودم است. نباید مسئولیت اشتباهاتمان را به خداوند نسبت دهیم. دعا و راز و نیاز بسیار ارزشمند است؛ اما اگر خودمان حرکت نکنیم، اتفاقی نخواهد افتاد.
داستانی نقل میکنند که حاکمی سنگ بزرگی وسط جاده گذاشت تا ببیند مردم چه میکنند. همه از کنار آن عبور و فقط گلایه کردند؛ اما یک خارکن وقتی سنگ را دید، با احساس مسئولیت آن را کنار زد. زیر سنگ کیسهای از اشرفی بود که پاداش مسئولیتپذیری او شد؛ یعنی کسی که مسئولیت کار خود را میپذیرد، نتیجه و پاداش آن را نیز دریافت میکند.
در پایان میخواهم بگویم در این دنیا قفلساز زیاد است؛ همه قفلهای محکم میسازند؛ اما کلیدساز کم است. آقای مهندس برای قفلهایی که بر فکر و زندگی ما زده شده بود، کلید ساختند.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم (لژیون چهارم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
83