English Version
This Site Is Available In English

زندگی کردن را از عقاب یاد بگیریم

زندگی کردن را از عقاب یاد بگیریم

جلسه هشتم از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کمال‌الملک تهران به استادی راهنما همسفر منصوره، نگهبانی همسفر طیبه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از دبیر و نگهبان سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز در مورد وادی چهارم و تأثیر آن روی من است. من فکر می‌کنم این ۴ وادی ابتدایی ساختارهای فکری ما را شکل می‌دهد، در وادی اول می‌گوید: اگر تفکر درست را در زندگی انجام دهیم سرآغاز ساختارهاست و اگر کاری بدون تفکر باشد محکوم به نابودی هست. در وادی دوم می‌گوید: همه ما برای یک هدفی و انجام یک رسالتی خلق شده‌ایم؛ یعنی بی‌خودی و باری به هر جهت نیست و هیچ موجودی، نه فقط انسان الکی خلق نشده و قطعاً برای یک هدفی خلق شده است. وادی سوم هم می‌گوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. در وادی چهارم می‌گوید: برای مسئولیت‌هایی که در زندگی داریم در زندگی و حیات خودمان نباید مسئولیت‌ کارهایمان را به خدا بسپاریم. اگر بسپاریم نشانه این است که ما داریم از خودمان سلب مسئولیت می‌کنیم. من فکر می‌کنم این ۴ تا وادی در مجموع برای ما هدف خلقت را مشخص می‌کند، یعنی هر چیزی که خلق شده خودش به تنهایی مسئول خودش هست؛ یعنی همه‌ چیزهایی که در پیرامونش هست محیط، مکان و زمان، آدم‌هایی که اطرافش هستند همه این‌ امکانات در اختیارش قرار داده شده که آن انسان وظیفه‌ای که قرار هست و برای انجامش آمده بتواند انجام دهد و هر چه‌قدر ما به آن هدفی که به خاطرش خلق شده‌ایم، به‌خاطرش آمده‌ایم در راه درست نزدیک شویم مطمئناً به آرامش بیشتری می‌رسیم و هر چه از آن هدف دورتر شویم آرامش را از ما گرفته می‌شود.

هر چیزی یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد، شاید ما وقتی این ۴ وادی را که در موردش فکر می‌کنیم به این نتیجه برسیم که اصلاً هیچ امیدی نباید به کسی یا چیزی داشته باشیم، از زمین و از زمان و آدم‌های اطراف خودمان ناامید می‌شویم؛ یعنی همه چیز و همه کس فقط خودم هستم. اگر در آن ناامیدی بخواهم بمانم آن صور پنهان و زشتش هست؛ یعنی در آن ناامیدی می‌مانم، در آن افسردگی می‌مانم و حرکت و انگیزه زندگی از من گرفته می‌شود و کاری نمی‌توانم انجام بدهم؛ ولی اگر از جنبه خوب آن بخواهیم نگاه کنیم شاید این موضوع ناامید شدن و قطع امید از دیگران باعث حرکت من شود من دیگر امیدی به هیچ‌ کس ندارم. می‌دانم اگر کاری هست و قرار است انجام بدهم فقط خودم و خودم هستم؛ یعنی امید ندارم که دیگران بیایند بار زندگی من را بردارند، دیگران بیایند و با من همدردی کنند، حالا شاید عزیزانی که در زندگی کنار ما هستند در مواقع سختی و گرفتاری ما ناراحت شوند این خصلت آدمیزاد هست و بد هم نیست به خاطر آن بند عشقی که بین انسان‌ها هست آدم از ناراحتی دیگران اذیت می‌شود، ناراحت می‌شود؛ ولی کسی نمی‌تواند کاری برای من انجام دهد. آن کسی که باید حرکت کند تا از آن گرفتاری و مشکل خارج شود خودم هستم. فکر می‌کنم جنبه‌ خوب ناامید شدن از دیگران این باشد که من انگیزه بیشتری دارم و مجبور می‌شوم که خودم دنبال حل مسائل و مشکلاتم در زندگی بروم.

در وادی چهارم آقای مهندس در مورد نفس صحبت کردند و خیلی برای من یک مدت سؤال بود که چرا در وادی چهارم در مورد نفس صحبت شده، من فکر می‌کنم وقتی قرار هست حرکت کنم در مسیر زندگی در وقایع زندگی این نفس باید تربیت شود. در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر هم می‌گوید نفس مثل حیوان وحشی هست که باید آن را تربیت کنید، اگر مثلاً بخواهید این نفس را مثل یک حیوان وحشی زنجیر کنید و یک گوشه او را ببندید فایده ندارد؛ چون به محض این‌که باز شود هر آدمی را که جلوی رویش باشد می‌گیرد، این حیوان وحشی، این نفس باید تربیت شود. حالا نفس با چه چیزی تربیت می‌شود؟ خوراک نفس دانایی هست که آقای امین در سی‌دی‌هایشان خیلی قشنگ می‌گویند که در طول زندگی آموزش‌ها را می‌گیریم و در شرایط مختلف شروع می‌کنیم آن آموزش‌ها را در زندگی‌هایمان تجربه می‌کنیم و هر جایی که به مشکل برمی‌خوریم تفکر می‌کنیم که اشکال کار خودم را پیدا کنم و دفعه‌ دیگر که دارم آن را انجام می‌دهم درست انجام دهم. این مثل این هست که من یک واحد درسی از کارهایی که در زندگی می‌خواهم انجام بدهم پاس می‌کنم.

ما وقتی کلاس اول هستیم ریاضی یک را باید پاس کنیم بعد ریاضی دوم و ریاضی سوم به ترتیب هست، نمی‌شود من هنوز ریاضی دوم را پاس نکرده‌ام ریاضی سوم شروع کنم، در زندگی هم دقیقاً، روال به همین شکل هست. از مسائل و از مشکلات زندگی نترسیم، همه واحدهای درسی هست که برای رشد خودمان باید آن‌‌ها را پاس کنیم. هر مسئله و مشکلی در زندگی من قطعاً اندازه‌ قد و قواره من هست که آن مسئله و آن مشکل به من داده شده و در جهت تربیت نفس من هست که باید یاد بگیرد. ما می‌گوییم هر چیزی که ما یاد بگیریم و آن را در زندگی‌مان انجام بدهیم، تبدیل به دانایی مؤثر می‌شود؛ یعنی من دیگر یاد گرفته‌ام، یعنی دیگر برای من مشکل‌ساز نیست، شاید یک مسئله و یک مشکلی یک زمانی برای من خیلی مشکل‌ساز و بزرگ باشد؛ ولی به محض این‌که آن را حل کنم دیگر از آن نمی‌ترسم دقیقاً مثل اعتیاد، شاید قبل از این‌که متوجه شویم که مثلاً در خانواده‌مان مصرف‌کننده داریم فکر می‌کردیم کسانی که مصرف‌کننده دارند چه جوری زندگی می‌کنند اگر من چنین مشکلی برایم پیش بیاید شاید یک روز هم نتوانم زندگی کنم؛ ولی این مسئله و این مشکل در زندگی‌هایمان به وجود آمد و توانستیم آن را حل کنیم، حالا به برکت کنگره این درمان اتفاق افتاده و الآن ترس و واهمه‌ای نداریم؛ چون آن را حل کرده‌ایم. اگر کسی هم بگوید مصرف‌کننده دارم دیگر برای ما یک غول بی شاخ و دم نیست؛ می‌دانیم که درمان دارد. اگر کسی بخواهد می‌تواند در پروسه درمان قرار بگیرد و از آن عبور کند و در زندگی خودش مشکل اعتیاد را برای همیشه از راه درست حل کند.

آقای مهندس همیشه می‌گویند زندگی را از عقاب یاد بگیریم و مثل عقاب خانه خودمان را در دور دست‌ها غیرقابل دسترسی بسازیم که هر کسی آمد نتواند آن را خراب کند. عقاب پرنده‌ای هست که به طور متوسط ۷۰ سال عمر می‌کند، به ۳۰ سال ۳۵ سال که می‌رسد بال‌هایش خیلی ضخیم می‌شود و به همدیگر می‌چسبد و پرواز کردنش سخت می‌شود، نوک و پنجه‌هایش ضخیم می‌شود و نمی‌تواند شکار کند. می‌رود به یک جای دوردست و بعد نوکش را آن‌قدر زمین می‌زند که این نوکش کنده شود و نوک جدید در آورد، پنجه‌هایش را آن‌قدر زمین می‌زند که این پنجه‌هایش کنده شود و پنجه های جدید در آورد، بال‌هایش را می‌کند که بال جدید در بیاورد تا بتواند دوباره به روال طبیعی زندگی برگردد و این پروسه ۱۵۰ روز طول می‌کشد، این سختی را می‌گذراند و برمی‌گردد تا بقیه عمرش راحت زندگی کند و اگر این کار را انجام ندهد محکوم به نابودی است. حالا انسانی هم که در مسیر زندگی‌اش در مشکلات قرار می‌گیرد اگر مثل آن عقاب نباشد، ناامید شود و یک گوشه بنشیند که دیگران یا خدا وضعیت زندگی او را درست کنند و مشکلاتش را حل کنند و تفکر و راه و روش خودش را اصلاح نکند مطمئناً محکوم به نابودی هست.

مرزبان کشیک: همسفر مائده 
تایپیست: راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر فاطمه
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال‌الملک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .