پنجمین جلسه از دوره دوم لژیون سردار خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی شقایق قشم، با استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر مریم و دبیری مسافر مریم، با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز چهارشنبه ۲۷ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۰:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، زهرا هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر توفیق حضور در کنگره ۶۰ را نصیبم کرد. دستور جلسه امروز پیرامون «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است. هنگامی که این کتاب را مطالعه میکردم، حس همزاد پنداری عمیقی با مطالب آن داشتم؛ اگرچه بهعنوان همسفر وارد کنگره شدم، اما گویی کالبد یخزدهٔ خودم را در جایجای این کتاب و در مسیرِ ترسیمشدهٔ آن میدیدم.
تصاویر کتاب برای من بسیار جذاب و تأثیرگذار بود؛ چرا که گاهی یک تصویر، پیامی را به انسان منتقل میکند که شاید مطالعه چندین صفحه کتاب بهتنهایی آن را به همراه نداشته باشد. جناب مهندس در این کتاب، مطالب را با شفافیت کامل بیان کردهاند. «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نخستین اثر ایشان است و بسیاری از آموزشها، متون و سیدیهای امروز ما، در واقع ریشه در مفاهیم همین کتاب دارند.
در ابتدای مطالعه کتاب، تصاویر و مطالب آن دقیقاً بیانگر رنج و سختیهایی بود که من در زندگی حس کرده بودم؛ اما هرچه پیشتر رفتم و مسیر را دنبال کردم، در پایان کتاب به پیام امید، آرامش و حالِ خوش رسیدم. جملهای در این کتاب نظرم را جلب کرد: «اگر طفلی به حرف بزرگتر گوش ندهد، آسیب خواهد دید.» این دقیقاً همان آموزشی است که در کنگره دریافت میکنم؛ اینکه اگر در مسیر درمان و حرکت خود به فرمانهای راهنما گوش فراندهم، قطعاً به خودم آسیب خواهم رساند.
جناب مهندس باوجود تمامی سختیهای مسیر، گامبهگام از مشکلات عبور کردند و به جایگاهی رسیدند که امروز، نه یک خوشه گندم، بلکه هزارانهزار گندمِ خدمتگزار در کنگره در حال فعالیت هستند. کتاب ۶۰ درجه در من این امید را زنده کرد که تغییر امکانپذیر است؛ چرا که وقتی یک نفر توانسته است بهسلامت از این مسیر دشوار عبور کند، پس من نیز میتوانم به آن برسم.
جناب مهندس همواره تأکید دارند که هدف از این مسیر، تنها قطع مصرف نیست؛ بلکه رسیدن به «تولدی دیگر» و تبدیلشدن به انسانی جدید است. اگر کسی صرفاً مصرف خود را قطع کند؛ اما جهانبینی و نگرشش تغییر نکند، همچنان در همان «۶۰ درجه زیر صفر» باقیمانده است. من نیز بهعنوان همسفر آمدم تا جهانبینیام تغییر کند و به آرامش برسم.
اکنون که به رهایی رسیدهام، وظیفه دارم بمانم و زکاتِ این حالِ خوش را با خدمتکردن بپردازم؛ دقیقاً همان کاری که جناب مهندس انجام دادند. روز اولی که به کنگره آمدم، هدفم تنها حالِ خودم و مسافرم بود، اما بهتدریج دریافتم که اگر مسیر را درست بپیمایم، میتوانم به رهایی دیگران نیز کمک کنم. اینجاست که اهمیت جایگاه «سردار» و بخشندگی برایم روشن میشود؛ بخشندگی که میتواند مالی باشد یا صرفِ محبت و زمان برای خدمت به همنوعان.
در پایان، از جناب مهندس دژاکام، راهنمای عزیزم خانم هورا، خانم مریم و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ که با تلاششان این بستر را فراهم کردند، صمیمانه سپاسگزارم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، متشکرم.
گردآوری و تایپ: مسافر مریم - دبیر لژیون سردار - نمایندگی شقایق قشم
بازبینی و ارسال:همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
30