جلسه پنجم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه ( وادی چهارم؛ در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی، سلب مسئولیت از خویشتن) و با استادی راهنما مسافر رضا، نگهبانی مسافر بختیار و دبیری مسافر روحالله، روز یکشنبه ۳۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
خیلی خوشحالم که در این شعبه حضور دارم؛ چون هر زمان که وارد این شعبه میشوم انرژی مضاعف میگیرم.
از نگهبان و دبیر جلسه سپاسگزارم، همچنین از راهنمای محترم آقا نورالله، ایجنت شعبه آقا منوچهر و مرزبانان محترم تشکر میکنم.
در رابطه با دستور جلسه و برداشتی که خودم از این دستور جلسه دارم، به نظر من دو گروه افراد داریم، یک گروه که به قول آقای مهندس خنثیِ خنثی هستند؛ چون در مسیر ضد ارزشها قرار گرفتهاند و از مسائل حياتی کاملاً به دور هستند و یک گروه دیگر که خوشبختانه در مسیر ارزشها هستند، در کنگره۶۰ از نظر من یک شخص میتواند به بهانه درمان اعتياد شروع کند و در مسیر صراط مستقيم قرار بگیرد و حرکت کند و افرادی که در کنگره هستند لطف خداوند شامل حال آنها شده است که بیایند بعد از درمان در مسیر درست قرار بگیرند و آن مسائل حياتی که در این وادی به آنها اشاره شده برای منِ سفر اولی، کنگره است؛ وقتی میآیم جلوتر تازه متوجه میشوم که زمانی که من شروع میکنم از این جسم و روانم محافظت کنم، یعنی مسئله حياتی.
یکی از نمونههای بارز آن درمان اعتیاد است که ما داریم سفر میکنیم و یا سفر کردهایم.
مسائل حیاتی یعنی اگر من به جسمم توجّه بکنم، به روانم توجّه بکنم و اینکه من چطور میتوانم از این جسم مراقبت بکنم.
من دیشب داشتم یک بازی فوتبال نگاه میکردم، برای من جالب بود زمانی که یک توپی پاس داده میشد، ببینید چه دستگاه عجیب و غریبی، چه گیرندهای، چه حافظهایی توی سیستم بدن انسان نهادینه شده که محاسبه میکند آن ثانیهای که توپ به کجا میرسد، من هم باید خودم را در آنجا قرار دهم تا یک ضربهایی به آن توپ بزنم، اینها بی اختیار دارد انجام میشود، شاید من بهش توجه نکنم، شاید من حواسم به این موضوع نباشد، واقعاً سیستم دارد به بهترین شکل ممکن کار میکند، مخصوصاً افرادی که در صراط مستقیم قرار میگیرند از جمله بهترین گروهی هستندکه به نظر من در این مسیر قرار گرفتهاند.
بنابراین چیزی که شالوده این وادی هستش و اینکه من در آموزش گرفتن درست حرکت بکنم، دیگر هیچ گله و شکایتی حتی از خود خداوند ندارم ولی قبلاً جزء آن دسته افرادی بودم که میگفتم خدایا چرا من مصرف کننده شدم؟ چرا من را نجات نمیدهی؟ یعنی مسئولیت را میانداختم گردن افراد یا خداوند ولی زمانی که یاد میگیریم، دیگر این مشکل را نداریم.
با توجه به آگاهی، مسئولیت خودمان را میپذیریم و سعی میکنیم آن را از سر راه برداریم؛ البته با کمک نیروهای الهی. امیدوارم که همه ما وقتی توی این مسیر قرار گرفتیم، بتوانیم پلههای ترقّی که وادیها هستند، آموزشهای کنگره هستند، طی کنیم و خودمان را به سمت جلو حرکت بدهیم تا بتوانیم از این دانش الهی، ارزشها را برای خودمان به ارمغان بیاوریم تا از زندگی کردن لذّت ببریم.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید از همه شما عزیزان سپاسگزارم.
.jpg)

تایپیست و عکاس: مسافر محمد لژیون ۱
ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر شمسالدين
- تعداد بازدید از این مطلب :
106