جلسه یازدهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ایران به استادی راهنما همسفر حمیده، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر آیدا با دستور جلسه «وادی چهارم ( در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تاثیر آن روی من» روز ۱تیر ماه 1405 ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از راهنمای عزیزم خانم سهیلا تشکر می کنم و امیدوارم هر جا که هستند سالم و سعادتمند باشند.
من هر گاه که کتاب عشق را به دست میگیرم احساس میکنم کتاب قرآن را به دست گرفتهام و واقعا برایم بسیار قابل احترام است. تمامی قوانین موجود در کتاب عشق در قرآن هم وجود دارد، در اول صفحه نوشته شده چهارده وادی برای رسیدن به خود، شما وقتی خود را نشناسی نمی توانی خدا را هم بشناسی. ما در وادی اول چگونه تفکر کردن را آموختیم، در وادی دوم آموختیم هیچ کسی بیهوده قدم به حیات نمینهد و هر کسی از به دنیا آمدن هدفی داشته است، در وادی سوم یاد گرفتیم هیچ کس به اندازهی خود من به فکر من نیست، خودم باید به فکر خودم باشم و تلاش کنم. در وادی چهارم میگوید مسؤلیت به خدا دادن سلب مسئولیت خویش است.
زمانی که خداوند انسان را آفرید به او عقل و شعور و از همه مهمتر قدرت اختیار داد و به او دو راه را نشان داد یکی راه ارزشها و خوبیها و دیگری راه ضد ارزشها و بدیها و عواقب وارد شدن در هر کدام از راهها را به او نشان داد و هر کدام از راهها را نشانهگذاری کرد.
انسان با قدرت اختیاری که دارد مشکلاتی در زندگی برای خود به وجود میآورد و بعد از آن ناراحتی میکند که خدایا چرا من، چرا فرزند من، چرا دختر یا پسر من، مشکلات و مسائلی که با دستان خود برای خود به وجود آوردهایم را گردن خدا میاندازیم. در اینجا بیان میکند که مسئولیتها دو طرفه است و باید مرز خود و خداوند را معین کنیم و اشتباهات خود را قبول کنیم. مسئولیت در قبال پدر، مادر و فرزند، راهنما و رهجو.
خداوند وقتی انسان را آفرید به او عقل، شعور و جسم سالم، آب و خاک، باد و نور خورشید را به وی عطا کرد. پس ما هم یک مسئولیت در قبال خداوند داریم.
و واقعا باید فرمانبردار باشیم و در صراط مستقيم باشيم. پس این همه دعاها و راز و نیاز ما الکی است؟ خیر، دعاها و راز و نیازهای ما موقعی جواب میدهد که ما در صراط مستقيم و راهخیر قدم برداريم، نیت ما خیر باشد و بدخواه دیگران نباشیم، در ان صورت ما موفق می شویم.
وقتی که من با حال خراب مرتب در حال ناله و نفرین هستم و انتظار دارم که خداوند صدای مرا بشنود، به فرموده جناب مهندس مثل این که خداوند یک پیر مرد ریش سفیدی است که نشسته تا وقتی ما دچار مشکل شدیم بیاید و مشکلات ما را حل کند.
در جای دیگری بیان میکند؛ که ما باید مرز بین خدا و خودمان را مشخص کنیم، که واقعا کجا قرار داریم، ما گاهی اوقات حتی خودمان را نمیشناسیم و وقتی خود را نشناسیم نمیتوانیم خدا را هم بشناسیم.
وادی چهارم وادی بسیار شیرین و آموزندهای است و قوانين زندگی را به ما میآموزد، اوایل ما برای درمان مسافران خود به کنگره میآمدیم ولی بعد فهمیدم که بیشتر مشکلات و حال خرابیها برای خود من بود که مشکل ساز شده بود، خداراشکر با کمک جناب مهندس و با کمک این کلاس ها توانستم اشتباهاتم را جبران کنم و در حال حاضر سال هاست دیگر کسی را نفرین نمیکنم زیرا اولین کسی که میشنود مغز خودم است و در این صورت باید آمادهی عملی شدن آن نفرین باشم و فهمیدم که حتی برای دشمن خودم هم نباید بدخواه باشم. الان حال من بسیار خوب است و از عقده و کینه به دور هستم. به فرموده جناب مهندس بدترین آدمها کسانی هستند که دوستان خود را به دشمن تبدیل میکنند و بهترین آدمها کسانی هستند که دشمنان را به دوست تبدیل می نمایند.

مرزبانان کشیک: همسفر بهار و مسافر فرامرز
تایپیست: همسفر مروارید رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
82