در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویش. مسئولیت؛ یعنی تکلیف یا وظیفهای که بر عهده هر فرد است، ولی این قبول مسئولیت همیشه دو طرفه است. مثل مسئولیت پدر در برابر فرزند و فرزند در برابر پدر، مسئولیت مخلوق در برابر خالق و مسئولیت خالق یا قدرت مطلق در برابر مخلوقاتش. فقط سوالی که اینجا مطرح میشود این است که مرز این مسئولیت پذیری تا کجاست؟ از آنجایی که خواستهها ، برداشت و نگرش افراد نسبت به قدرت مطلق و نیروهای مافوق متفاوت است، قطعاً مرز این مسئولیت پذیری هم در افراد مختلف متفاوت است.
شاید انتظار داشته باشیم، مشکلی را که بر اثر ناآگاهی و بیتوجهی خودمان به وجود آمده و خود ما مسئول حل آن مشکل هستیم، خداوند از درب گنجینه غیبش برای ما راه بگشاید و ان مشکل را حل بنماید؛ در صورتی که این یک انتظار نامعقول و غیر منطقی است. ما زمانی میتوانیم از قدرت مطلق، کمک بخواهیم که خودمان در جهت حل مشکل و رسیدن به خواستههای عقلانی و منطقی خود و خواست خداوند حرکت و تلاش کرده باشیم. انگاه میتوانیم از خداوند طلب کمک، مساعدت و هدایت داشته باشیم؛ البته کمکهای آسمانی فقط القاء افکار است و در نهایت مسئولیت انجام بقیه کارها با خود ما است. ما زمانی میتوانیم به این آگاهی و بینش برسیم، که در جهت شناخت خداوند یا قدرت مطلق، اقدامی انجام داده باشیم. ابتدا؛ باید بدانیم برای شناخت قدرت مطلق نیاز است از دروازه شناخت خود عبور کنیم.
انسان دارای دو بخش است، صور آشکار و صور پنهان. صور آشکار، همان جسم یا شهر وجودی و یا کالبد فیزیکی میباشد و صور پنهان نفس، روح، عقل، ذهن، ارشیو، حسهای خارج از جسم و...می باشد. یکی از راههای شناخت انسان، از طریق شناخت نفس و شناخت مراحل تکامل نفس میباشد. نفس قسمت اصلی و اساسی یا اصل و خود موجود است که تعیین موجودیت میکند، هم در ظاهر و هم درباطن، در خواب و بیداری، در دنیا و آخرت. مراحل تکامل نفس را میتوانیم بر اساس خواستههایی که دارد بشناسیم. خواستههای انسان به دو صورت معقول و نامعقول هستند. نفس هر انسان بر مبنای خواست و دانایی او در یک رتبه و یا در یک درجه قرار میگیرد. انسان برای تکامل نیاز به تزکیه و پالایش نفس دارد. شاخص اصلی در شناخت انسان نفس است.
خواستههای نفس برای حب بقا است و حس، ذهن و احساس دارد. نفس در انسان به سه مرتبه تقسیم میشود و انسان بر مبنای دانایی، شعور و آگاهی، معرفت و کمالش در یکی از مراتب نفس قرار میگیرد. نفس شامل سه مرحله یا رتبه میباشد: نفس اماره؛یعنی امر کننده، نفس لوامه به معنای سرزنش کننده و نفس مطمئنه. ورود به دروازه نفس سرزنش کننده یک پیشرفت در جهت تکامل و دانایی انسان محسوب میشود. کسی که وارد مرحله نفس مطمئنه بشود، در خواب هم خواستههای غیر معقول و غیرمنطقی ندارد و انجام نمیدهد ، نه در ظاهر و نه در باطن. قدرت مطلق کسی را که در وادی نفس مطمئنه قرار داد به بهشت خاص خودش دعوت میکند. برداشت کلی من از سیدی وادی چهارم این است که: قانونِ پذیرش مسئولیت حیات و واگذار کردن اختیار به انسان در زندگی ما نقش مهمی بر عهده دارد، حال چه در مرحله نفس اماره، لوامه یا مطمئنه باشیم.
پذیرفتیم که مسئولیت حیات خودمان را خودمان بر عهده بگیریم؛ چون به ما اختیار تفویض شده و مسئولیت حیات هم به خود ما واگذار شده است، گویی هدف از خلقت و فرستادن انسان به پایینترین نقطه خلقت، همین بوده که انسان با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت کارهای خود و تربیت نفس خود، برای رساندن خودبه بالاترین نقطه تکامل؛ یعنی فرمان عقل و رسیدن به صلح و آرامش تلاش کند؛ چون فرمان عقل آخرین مرحله آرایش جسم است. در این مرحله ما میتوانیم هر زمان که خواستیم، خداوند را صدا بزنیم به شرط آنکه در جهت خواستههای معقول و منطقی و خواست خداوند حرکت کرده باشیم و تمام کارهایی که برای حل آن مشکل و یا رسیدن به آن خواسته است را خودمان انجام داده باشیم و فقط از خداوند مساعدت و هدایت بخواهیم که برای رسیدن به اهدافمان ما را در مسیر ارزشها هدایت کند. به طور مثال فرض کنیم که سیم ما به قدرت مطلق وصل است، برای حفظ اتصال خود با قدرت مطلق؛ باید به طرف مبدا سیم حرکت کنیم و کسی که مسئولیت انجام کارهای خودش را به خدا واگذار میکند، در واقع در حال فرار از مسئولیتهای خودش است.
نویسنده: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر شبنم رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر معصومه (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
102