English Version
This Site Is Available In English

محاصره انسان با دیواری نامرئی به نام تاریکی‌ها

محاصره انسان با دیواری نامرئی به نام تاریکی‌ها

جلسه دوم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زنجان به استادی راهنمای تازه‌واردین همسفر کتایون، نگهبانی همسفر فریبا و ‌دبیری همسفر آذر با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه  1 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

دستور جلسه، وادی چهارم و تأثیر آن روی من است. وادی چهارم می‌گوید: در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.

من ابتدای سخنانم را با یک آیه از حضرت علی (ع) شروع می‌کنم که می‌فرمایند: «هر کس که خودش را شناخت، به‌راستی خدای خودش را شناخت.»  وادی‌ها را که دنبال می‌کنیم، به ما آرامش و قوت قلب می‌دهد. تمام وادی‌ها گویی پلی هستند که مرا به خودم می‌رسانند تا به آرامش و تعادل برسم. من همیشه از خودم می‌پرسیدم: من که هستم؟ از کجا آمده‌ام؟ برای چه آمده‌ام؟ خدا را شکر می‌کنم که با کنگره آشنا شدم و این مهم، به اذن و اجازه خداوند بوده است.

در سی‌دی‌های اخیر، آقای مهندس در مورد خواست، تقدیر و فرمان الهی، صحبت می‌کنند. باید اجازه داده شود تا ما وارد مکانی شویم و چه مکانی مقدس‌تر از کنگره۶۰؟ در سی دی مثلث تشخیص، آقای مهندس خیلی خوب بیان می‌کنند که اضلاع آن، شناخت، تشخیص و عمل است. خود من سال‌ها بود در تاریکی بودم. می‌خواهم برداشت خودم را از این وادی بگویم. در مورد وادی اول، فکر نکرده، کارهایم را انجام می‌دادم و در ناامیدی بودم.  تاریکی‌ها اولین کاری که می‌کنند این است که استعدادها و توانایی‌های انسان را می‌گیرند و مثل یک دیوار نامرئی انسان را محاصره می‌کنند و دست ‌وپایش را می‌بندند.

جالب است که این دستور جلسه برای من دوباره تکرار شده و حتماً درسی برایم دارد. اول من خودم را شناختم، صور پنهان و صور آشکار خودم را شناختم. متأسفانه بیرون از کنگره پزشکان با صور پنهان انسان کاری ندارند و هیچ اعتقادی به نفس ندارند. من وقتی به دکتر خودم مراجعه کردم و گفتم که من به کنگره می‌روم و داروهایم را تیپرمی‌کنم، ایشان گفتند: شما باید تا آخر داروها را مصرف کنید، گفتم که من از درون، بسیارتغییر کرده‌ام و تغییرکردن خودم را احساس می‌کنم.

من وقتی خودم را شناختم، شروع به تربیت خودم کردم؛ برای درمان خودم هیچ فکری نداشتم. در کنگره، این وادی به من می‌گوید که هیچ‌کس به اندازه خودت نمی‌تواند به تو کمک کند. من انواع‌ واقسام قرص‌های اعصاب و روان را می‌خوردم و اکنون خوشبختانه  به مدت سه سال و نیم است که در حال سفر هستم. استاد امین حرف جالبی می‌زنند و می‌گویند: یک زمانی وادی‌ها و نوشتارها  در ذهن و عقل تو جای می‌گیرد ولی زمانی می‌تواند گره از درون تو باز کند که بر دلت نشسته باشد.

زمانی این کلید، قفل‌ها را باز می‌کند که قدم برداری و من حرکت کردم و مسئولیت  درمان خودم را بر عهده گرفتم. خوشبختانه احساس می‌کنم از درون تغییراتی صورت‌ گرفته است. اگر اکنون می‌بینید که موقع صحبت‌کردن اندکی مکث می‌کنم؛ چون در حال درمان هستم. امیدوارم که به درمان برسم و اعلام رهایی بکنم و برای افراد زیادی که اسیر بند این قرص‌ها هستند، دستی باشم ازطرف خداوند برای بندگان خدا.

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر محمدحسین
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر عسل رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی زنجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .