جلسه سیزدهم از دوره بیستوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی دهخدا قزوین به استادی دستیار اسیستانت پارکها راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر کلثوم و دبیری همسفر مرضیه با دستورجلسه « وادی چهارم (در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش) و تأثیر آن روی من » روز یکشنبه ۳۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم بابت امروز و فرصت دوبارهای که به من دادهشد تا در جمع شما و شعبه باعشق نمایندگی دهخدا حضور پیدا کنم، از تکتک شما آموزش بگیرم و بهرهمند شوم. از نگهبان و دبیر تشکر میکنم، همچنین از همسفر خدیجه بابت دعوتشان سپاسگزارم. از مرزبانان گرامی نیز تشکر میکنم که به من فرصت خدمت دادند. از استاد خوبم، خانم فرنگیس عزیز که هر کجا هستند سلامت و موفق باشند، بسیار سپاسگزارم؛ زیرا هر جایگاهی را که امروز تجربه میکنم، حاصل زحمات ایشان است.
دستورجلسه وادی چهارم است: «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش». تمام دستور جلساتی که مربوط به وادیها میشود، با جمله «تأثیرات آن روی من» همراه است؛ هر وادی که وارد آن میشوم باید تأثیری در من گذاشتهباشد و بتوانم آن را بهصورت کاربردی در زندگی خود اجرا کنم.
هر ساختمانی که ساخته میشود، دارای فونداسیون و پایه است. فونداسیون آموزشهای کنگره و همچنین فونداسیون رشد ما، وادی اول یعنی تفکر است. هرچند چهار وادی اول حول محور تفکر میچرخند؛ اما وادی اول پایه و اساس تمام آموزشهای ما است؛ درصورتیکه نتوانم وادی اول را بهخوبی در خود کاربردی کنم و درک واقعی از تفکر نداشتهباشم، درک درستی از سایر وادیها نیز نخواهمداشت.
تفکر یعنی روی یک موضوع خاص، هدفمند و آگاهانه فکر کردن، این با افکار متفاوت است. افکار یعنی ذهن من درگیر چندین موضوع باشد، بدون آنکه هدف مشخصی در آنها وجود داشتهباشد؛ بنابراین اولین کاری که باید یاد بگیریم، همین وادی است. زمانیکه بتوانم این وادی را در خود عملی کنم، متوجه میشوم که بدون دلیل به این دنیا نیامدهام و خداوند رسالتی برای من قرار دادهاست تا در این کره خاکی حضور داشتهباشم و بتوانم به رشد و ارتقای خود کمک کنم. همچنین درمییابم که هیچ نفسی بار نفس دیگری را به دوش نمیکشد، این خود من هستم که آمدهام و مسئول زندگی خویش هستم، درست است که خانواده، اقوام نسبی و سببی دارم؛ اما در این مسیر، هیچکس به اندازه خودم نمیتواند به من کمک کند.
وادی چهارم میخواهد تکلیف ما را روشن کند که من چهکاره هستم و خدا چهکاره است؟ گاهی در مسیر زندگی با چالشهای بسیاری روبهرو میشویم. همه ما مشکلاتی داریم اینکه کسی بگوید هیچ مشکلی ندارد، واقعیت ندارد. همه انسانها در زندگی با مسائل و مشکلاتی مواجه هستند. ما در کنگره آموختهایم که دردها، رنجها و مشکلاتی که در مسیر ما قرار میگیرند، چالشهایی هستند که باید با کمک آموزشها از آنها عبور کنیم.
در این وادی، خداوند در حال انجام وظایف الهی خویش است. خورشید بهموقع طلوع و غروب میکند، فصلها بهموقع میآیند و نعمتها همچنان در اختیار ما هستند. باران، برف، میوهها، آب و فراوانی همه وجود دارند؛ درصورتیکه اینها را نمیبینیم، به این دلیل است که بندگی کردن را بهخوبی نیاموختهایم.
من همیشه این مثال را میزنم که ما بندگان، مانند کودکی شیطان هستیم که دست خود را از دست پدر و مادر رها میکند و به وسط خیابان میدود؛ گاهی فراموش میکنیم که خدایی وجود دارد و به جای توکل و مسئولیتپذیری، مدام این در و آن در میزنیم و کاسه چه کنم، چه کنم به دست میگیریم.
این وادی به ما میگوید اشتباهاتی که در زندگی انجام دادهایم، بپذیریم. اشکالی ندارد، آن اشتباهات را باید انجام میدادیم تا تجربه کسب کنیم؛ اما تجربه کردن مداوم خطا، صحیح نیست؛ درصورتیکه در کنگره مثلث دانایی یعنی تفکر، تجربه و آموزش را بهدرستی بیاموزیم و روی هر سه ضلع آن کار کنیم، دیگر مجبور نخواهیمشد هر موضوعی را با خطا و اشتباه تجربه کنیم؛ هر گرهای که در زندگی من وجود دارد، در درون خود من است.
در این وادی درباره نفس صحبت میشود. نفس تعیین موجودیت میکند، هم در ظاهر هم در باطن؛ اما نفس و روح چیست؟ انسان دارای ۲ بخش است: صور آشکار و صور پنهان. صور آشکار همان جسم و ظاهر ما است که همه آن را میبینند، به کنگره آمدهایم و از نظر ظاهری نیز حال بهتری پیدا کردهایم؛ اما آیا صور پنهان ما نیز زیبا شدهاست؟ آیا حسهای ما زیبا شدهاند؟ آیا روی حسها و نفسهای خود کار کردهایم؟ ما کالبد فیزیکی را میبینیم؛ اما آیا به سایر کالبدها نیز رسیدهایم؟ یا آنها همچنان درگیر تاریکیها هستند؟
اگر در این وادی بتوانم مسئولیتپذیر باشم و مسئولیت گذشته خود را بپذیرم، چه درباره خودم چه مسافرم و چه هر فرد دیگری که در زندگی من حضور دارد، آنگاه انسانها را با تمام خرابیها و ضعفهایشان میپذیرم و دیگر خودم را آزار نمیدهم. دیگر نمیگویم: کی بود؟ کی نبود؟ من نبودم؛ بلکه میگویم: بله من بودم، من اشتباه کردم.
اگر لیوانی را روی زمین گذاشتم و پایم به آن خورد، مسئولیتش با خود من است. آقای مهندس بارها گفتهاند: هنگامیکه پایمان به چیزی میخورد، به جای اینکه بپرسیم چه کسی آن را آنجا گذاشته؟ بهتر است از خودمان بپرسیم چرا حواسمان جمع نبودهاست؟
در این وادی و وادیهای پیش، باید روی تفکر کردن تمرکز کنیم، اینکه درباره چه چیزهایی فکر کنیم و درباره چه چیزهایی فکر نکنیم، قرار نیست به همه چیز فکر کنیم؛ برخی موضوعات هستند که نباید ذهن خود را درگیر آنها کنیم.
درنهایت، پیام وادی چهارم این است که تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم. بپذیریم که هر چه بوده، گذشته است و اکنون میخواهیم وارد وادی پنجم شویم. دیگر تفکر بهتنهایی کافی نیست؛ باید حرکت کنیم. هر جا متوقف شدهایم، کافی است. از این پس باید حرکت کنیم، به نتیجه برسیم و رشد کنیم؛ هدف از آمدن به کنگره و آموزش گرفتن این است که بتوانیم رشد کنیم، حرکت کنیم و به تعادل برسیم.
اگر بتوانی دنیا را در درون خودت به آرامش برسانی، با خودت به صلح برسی و خودت را دوست داشتهباشی، آنگاه راهها به روی تو باز خواهدشد. مهندس بارها در سیدیهای اخیر درباره جبر و اختیار صحبت کردهاند. ما اختیار داریم که با اعمال خود و با تغییر زاویه نگاه خود، تقدیر و شرایط زندگیمان را تغییر دهیم؛ به شرط آنکه مسئولیتپذیر باشیم و بتوانیم روی خودمان کار کنیم.
در ادامه اهدای تقدیرنامه لژیون سردار


مرزبان کشیک: همسفر معصومه و مسافر فرشاد
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
عکاس: راهنما تازهواردین همسفر سپیده
ویرایش: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
170