English Version
This Site Is Available In English

دعا زمانی اثر واقعی دارد که جایگزین تلاش نشود

دعا زمانی اثر واقعی دارد که جایگزین تلاش نشود

جلسه یازدهم از دوره سی‌وهفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امین قم به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر بهاره و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌گویم که در این جایگاه قرار دارم. از ایجنت محترم، مرزبان‌ها، نگهبان جلسه و راهنما خانم مریم تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم. دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» می‌باشد. عنوان وادی این پیام را به من می‌دهد که نباید کارهایم را به خداوند واگذار کنم، اگر بخواهم ساده‌تر بگویم؛ نباید بنشینم و بگویم هرچه خدا بخواهد همان می‌شود، این برداشت درست نیست.

پیش از این وادی، سه وادی را پشت سر گذاشته‌ایم. وادی اول به ما آموخت چگونه فکر کنیم و به چه چیزهایی فکر نکنیم. وادی دوم به ما یادآوری کرد که هدف از خلقت ما بسیار ارزشمند بوده و باید همیشه امیدوار باشیم و مسیر زندگی را ادامه دهیم. وادی سوم نیز به ما یاد داد که هیچ‌کس به اندازه خودمان نمی‌تواند به ما کمک کند و در نهایت ما مسئول زندگی و کارهای خود هستیم. حالا وادی چهارم می‌گوید: «همان‌طور که نباید از دیگران انتظار داشته باشیم، کارها را انجام دهند، نباید مسئولیت‌هایمان را هم به خداوند واگذار کنیم».

شاید در نگاه اول این موضوع کمی سخت به نظر برسد و انسان احساس کند، پس باید به چه کسی تکیه کند؟ اما به نظر من این وادی می‌خواهد، عظمت و توانایی انسان را نشان دهد. این وادی اشاره می‌کند که انسان موجودی قدرتمند است و توانایی عبور از مشکلات و رسیدن به اهدافش را دارد، بدون آنکه وابسته به دیگران باشد. این وادی به من می‌گوید: «تو توانمند هستی، تلاش و حرکت کن، من هوای تو را دارم.» با نشستن و تنها آرزو کردن، هیچ کاری پیش نمی‌رود. همان‌طور که می‌گویند: «با گفتن حلوا، دهان شیرین نمی‌شود.»

وادی چهارم به زیبایی مرز مسئولیت‌ها را مشخص می‌کند. مسئولیت خداوند این است که انسان، زمین، آسمان‌ها و تمام هستی را به بهترین شکل آفریده و پیامبران را برای هدایت انسان‌ها فرستاده است؛ اما مسئولیت من این است که در این جهان رشد کنم، آموزش بگیرم، حرکت کنم و به آن جایگاه و کمالی که خداوند برایم در نظر گرفته است، دست پیدا کنم. هر انسانی هدفی در زندگی دارد و برای رسیدن به آن هدف باید تلاش کند، آموزش ببیند و مسیر را طی کند. اگر کسی بخواهد درس بخواند با نشستن و دعا کردن کار از پیش نمی‌رود؛ باید تلاش کند و زحمت بکشد.

در مسائل مالی، شغلی، خانوادگی و حتی معنوی نیز همین‌گونه است. تلاش و حرکت وظیفه ماست و حمایت و لطف خداوند نیز در کنار آن خواهد بود. این وادی مرز مسئولیت‌ها را مشخص می‌کند تا راه فراری برای تنبلی باقی نماند. اینکه کسی بگوید من همه چیز را به خدا سپرده‌ام و هیچ اقدامی نکند، با مفهوم این وادی سازگار نیست. خداوند غول چراغ جادو نیست که ما فقط خواسته‌هایمان را مطرح کنیم و بدون هیچ تلاشی به آن‌ها برسیم. اگر چکی برای پرداخت دارم؛ باید خودم حرکت کنم، کار کنم و برای حل مسئله اقدام نمایم. در این مسیر، اگر تلاش کنم، خداوند نیز دست مرا خواهد گرفت و کمکم خواهد کرد.

وقتی این وادی را به عنوان یک همسفر نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که مرز مسئولیت من نیز کاملاً مشخص است. من به کنگره آمده‌ام تا جهان‌بینی خود را تغییر دهم، به آرامش برسم و روی خودم کار کنم. اگر تمام فکرم درگیر سفر مسافرم باشد که چه زمانی به نتیجه می‌رسد، یعنی از مرز مسئولیت خود خارج شده‌ام و وارد حریم مسئولیت او شده‌ام. این کار نه‌تنها کمکی به او نمی‌کند، بلکه باعث دور شدن من از مسیر رشد و آرامش می‌شود. مسئولیت من این است که از آموزش‌ها استفاده کنم، رشد کنم، جهان‌بینی خود را اصلاح کرده و به حال خوش برسم. اگر بخواهم مدام درگیر مسافرم باشم، نه‌تنها به او کمکی نکرده‌ام، بلکه خودم را نیز از هدف اصلی دور کرده‌ام.

وقتی مسئولیت‌های مسافرم را به عهده می‌گیرم، از مسئولیت‌های خودم غافل می‌شوم و مدام می‌گویم: «خدایا چرا حال مسافرم خوب نمی‌شود؟» در حالی که حتی می‌خواهم، مسئولیت‌های بیشتری را هم بر دوش خودم بگذارم. در اینجا مرز بین مسئولیت خودم و دخالت در کار مسافرم از بین رفته است. باید دوربین را به سمت خودم برگردانم، مسئولیت‌هایم را به‌درستی انجام دهم و روی جهان‌بینی و رشد خودم کار کنم.

اوایل که به کنگره آمده بودم، مثل بسیاری از همسفران حال خوبی نداشتم. با خودم می‌گفتم: «این همه دعا و راز و نیاز کرده‌ام، پس چرا مسافرم سفر نمی‌کند؟ چرا حال خودم خوب نمی‌شود؟» اما وقتی آموزش گرفتم، متوجه شدم که دعا هم قوانین خودش را دارد. این‌طور نیست که من هیچ کاری نکنم و فقط از خدا بخواهم همه چیز را درست کند. دعای من زمانی اثر واقعی و معنوی خود را دارد که جایگزین تلاش من نشود. گاهی می‌خواهیم هیچ تلاشی نکنیم، قدمی برنداریم و فقط دعا کنیم؛ در حالی که این نگاه ارزش و بعد معنوی دعا را کاهش می‌دهد. اگر برای هدفم تلاش کنم، آموزش بگیرم و در مسیر درست حرکت کنم، مطمئناً خداوند نیز دست مرا خواهد گرفت و دعایم را مستجاب خواهد کرد.

دعا یک فرایند است، من باید مسیر را طی کنم و دعا کمک می‌کند، این مسیر را بهتر، آرام‌تر و با انرژی مثبت بیشتری بگذرانم. هرچه سطح انرژی مثبت من بالاتر باشد، قطعاً زمینه برای استجابت دعا فراهم‌تر می‌شود؛ زیرا وعده خداوند همین است. در پایان می‌خواهم به همسفران تازه‌وارد و کسانی که تحت فشار زیادی هستند، بگویم که انتظار نداشته باشند، همه چیز به‌صورت معجزه‌آسا و یک‌شبه درست شود. به نظر من لازم است این وادی را بارها بخوانیم. این وادی بسیار به من کمک کرده است تا انتظار نداشته باشم، همه چیز ناگهانی و معجزه‌آسا تغییر کند.

مرزبانان کشیک: مسافر علی و همسفر معصومه
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی امین قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .