English Version
This Site Is Available In English

در مسائل حیاتی نیز باید خودمان تصمیم‌گیرنده باشیم

در مسائل حیاتی نیز باید خودمان تصمیم‌گیرنده باشیم

امروز افتخار داریم از طرف گروه سایت پارک شهدای شهرداری در خدمت راهنمای محترم، مسافر مهدی باشیم و با ایشان به گفتگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت، از ایشان بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادند، بسیار سپاسگزاریم.

《معرفی به رسم کنگره》

سلام دوستان، مهدی هستم مسافر 
آنتی‌ایکس مصرفی: شیره، تریاک 
مدت سفر: ۱۴ ماه 
روش درمان: D.S.T 
داروی درمان: OT 
راهنما: آقای سعید چنگانیان 
رهایی: ۵ سال و ۵ ماه 
رهایی نیکوتین: ۵ سال و ۲ ماه 
راهنمای نیکوتین: آقای سعید چنگانیان 
ورزش: فوتبال

《نظر در مورد دستور جلسه هفتگی》

دستور جلسه وادی چهارم که می‌گوید: 
«در مسائل حیاتی، به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن»، 
برای ما یادآور این است که در چهارده وادی کنگره ۶۰، وادی اول وادی تفکر است؛ یعنی همه‌چیز با تفکر و ساختارهای ذهنی آغاز می‌شود. در وادی دوم، بحث امید مطرح است؛ اینکه انسان بداند بیهوده پا به حیات ننهاده است. در وادی سوم نیز می‌آموزیم که فقط خودمان هستیم که باید به فکر خودمان باشیم و شخص دیگری برای ما کاری انجام نمی‌دهد.
به قول آقای مهندس دژاکام، باید «دستمان را روی زانوی خودمان بگذاریم و یا علی بگوییم» و کارهایی را که بر عهده داریم انجام دهیم.
وادی چهارم فصل‌الخطاب است؛ می‌گوید حتی در مسائل حیاتی نیز باید خودمان تصمیم‌گیرنده باشیم و نمی‌توانیم بار مسئولیت را به بهانه‌های مختلف به خداوند بسپاریم. در ادامه، در وادی پنجم باید حرکت کنیم و بر اساس تفکری که داشته‌ایم، آن را عملیاتی کنیم؛ ان‌شاءالله که این تفکرات، ارزشی و سازنده باشد.

وادی چهارم می‌خواهد انسان را با توجه به سه وادی اول، نسبت به خودش و ساختار درونی‌اش متمرکز کند؛ یعنی بداند انسان آن‌قدر قدرتمند و آن‌قدر مخلوق ارزشمند خداوند است که می‌تواند از نیروی درونی خود بهره بگیرد و نیازی به ساختن بهانه برای کارها و امور زندگی ندارد.
امیدوارم بتوانیم این آموزش‌ها و وادی‌ها را به‌نحو احسن دریافت و کاربردی کنیم؛ زیرا در کنگره ۶۰ آموخته‌ایم که دانستن کافی نیست و باید دانسته‌ها را عملیاتی کنیم و در زندگی روزمره از آن‌ها بهره ببریم.

《نظر در مورد پارک و ورزش بر روند درمان》

همان‌طور که از بزرگان و راهنماها شنیده‌ایم، ورزش مکمل درمان است. در کنگره ۶۰ یک‌سری «آبمیوه‌ها» داریم که برای سفر اولی‌ها بسیار مفید است؛ لژیون سیگار، جونز، سردار و پارک نیز یکی از همین آبمیوه‌هاست که به فرد در حال سفر کمک می‌کند تا درمانش را تکمیل کند.

شخصاً اعتقاد دارم که حضورم در پارک و ورزش کردن، تأثیر بسیار زیادی در درمانم داشت. در این هفت سالی که در کنگره ۶۰ هستم، شاید انگشت‌شمار روزهایی بوده که در پارک غیبت داشته باشم.

《یک خاطره از دوران حضور در کنگره ۶۰》

تمام لحظات کنگره ۶۰ برای من خاطره است. 
یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که هنگام ورود به کنگره با آن درگیر بودم، بدقولی و مسئولیت‌پذیری پایین بود؛ مشکلی که بسیاری از مصرف‌کنندگان با آن مواجه‌اند.
اوایل سفر اول، یادم است که خیلی دیر به شعبه می‌آمدم و راهنمایم از این بابت از من گلایه داشت. هرچه تلاش می‌کردم، نمی‌توانستم سروقت برسم. تا اینکه یک روز به آقا سعید گفتم: «من دوست دارم زود بیایم، اما نمی‌شود. هر کاری می‌کنم این اتفاق نمی‌افتد. به نظر شما چه کار کنم؟»
راهنمایم توصیه‌ای کرد که مسیرم را تغییر داد. گفت: «مشکل این است که تو ساعت ۵ را در ذهن داری و همان ساعت می‌خواهی بیایی؛ برای همین دیر می‌رسی. باید ساعت را کمی زودتر در نظر بگیری.»
آن زمان بیرون از شعبه میز پینگ‌پونگ بود. گفت: «بهترین کار این است که زودتر بیایی و پینگ‌پنگ بازی کنی.» 
من هم با اشتیاق می‌آمدم و بازی می‌کردم، بی‌آنکه بدانم یک تزکیه و پالایش بزرگ در زمینه خوش‌قولی در من در حال شکل‌گیری است.
خدا را شکر، به مرور زمان این مسئله کاملاً اصلاح شد و امروز از این نعمت بهره‌مندم.

  《پیامی به سفر اولی‌ها》

ان‌شاءالله بتوانم پیامی مفید برای عزیزان سفر اولی داشته باشم.

اگر متوجه شویم که عدم فرمانبرداری یعنی تصمیم‌گیری در جهان ذهن خودمان، آن‌وقت می‌فهمیم که فرمانبرداری یعنی خروج از جهان ذهن. همه دوست دارند فرمانبردار باشند، اما اگر نمی‌توانند، دلیلش این است که هنوز در جهان ذهن خودشان تصمیم می‌گیرند.

بهترین راهکار، استفاده از نقطه‌تحمل است؛ یعنی تکرار منظم یک موضوع در بازه زمانی مشخص. موضوع چیست؟ 
«خارج شدن از جهان ذهن.»

هر زمان لازم است فرمانبرداری کنیم، باید به خودمان بگوییم: 
«تو باید فرمانبرداری کنی و از جهان ذهنت خارج شوی.»

اگر این تمرین را ادامه دهیم، ان‌شاءالله به نتیجه می‌رسیم و فرمانبرداری برایمان تبدیل به یک توانایی پایدار می‌شود.


          《کلام آخر》

من از اولین روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم تا امروز و تا آخرین روزی که در این مجموعه باشم، سپاسگزار آقای مهندس دژاکام، خانواده محترمشان، دکتر امین، و همه خدمتگزاران، مرزبانان و ایجنت پارک هستم که از صبح زود تا ظهر زحمت می‌کشند و محیطی امن و آرام فراهم می‌کنند تا ما بتوانیم از حس و حال خوب بهره‌مند شویم.

از شما نیز صمیمانه سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید.

 

تایپیست : مسافر مرتضی

مصاحبه کننده : مسافر محمد

ارسال مطلب : مسافر امیرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .