English Version
This Site Is Available In English

مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری

جلسه هشتم از دوره‌ چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی غزالی مشهد به استادی راهنما همسفر زهره، نگهبانی همسفر مهناز و دبیری همسفر سمانه با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن برروی من» روز دوشنبه ۱ تیر‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

«نتیجه بذرِ تلاش و کوشش شما، درخت امیدی است که به بار می‌نشیند و نویدبخش آینده‌ای پرنشاط و زیباست.»

سلام دوستان، زهره هستم یک هم‌سفر.
خدا را شاکرم که یک‌بار دیگر اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم. اگرچه اولین باری است که در شعبه غزالی این جایگاه را تجربه می‌کنم و آموزش می‌بینم، اما حس بسیار خوبی دارم.
از نگهبان جلسه، دوستان عزیزم، نگهبان لژیون سردار همسفر حمیده  و ایجنت محترم همسفر ناهید عزیز که با دیدن شال زیبایشان بسیار ذوق کردم واقعاً مبارکتان باشد تشکر می‌کنم. امیدوارم جلسه پرباری را کنار هم داشته باشیم و آموزش بگیریم.

اما در مورد دستور جلسه: وادی چهارم می‌گوید (در مسائل حیاتی، به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن).
ما تا اینجا سه وادی را گذراندیم و می‌دانیم که وادی‌ها به هم متصل هستند: وادی اول می‌گوید (تفکر کن و ناامید نباش)، وادی سوم می‌گوید (مسئولیت کارهای خودت را بپذیر) و حالا وادی چهارم می‌گوید هیچ راه گریز و فراری نیست؛ حتی اجازه ندارید مسئولیت کارهای خود را به خداوند واگذار کنید.

چرا؟ چون در (مسائل حیاتی) یعنی همین مسائل روزمره که با آن‌ها زندگی می‌کنیم اگر بخواهیم همه چیز را به خداوند بسپاریم، در واقع سلب مسئولیت از خویشتن کرده‌ایم. (سلب کردن) یعنی چه؟ یعنی توانایی از نفس تو گرفته می‌شود. اصلا چرا باید نفسمان را توانا کنیم؟ چون خداوند می‌فرماید: «لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعی»؛ انسان چیزی نیست مگر سعی و تلاش. اگر تلاش نکنی و توانا نشوی، عملا هیچ هستی. انسان می‌تواند به درجات بالا برسد و یا هیچ باشد؛ این انتخاب خود ماست که تلاش کنیم یا خیر.

در پایان همین وادی آمده است که خداوند می‌گوید: (من انسان‌ها را به پایین‌ترین نقطه خلقت فرستادم، اما سه ابزار به آن‌ها دادم: اول اختیار، دوم مسئولیت‌پذیری و سوم حیات (همین زندگی فعلی). خداوند می‌گوید من شما را به پایین‌ترین نقطه فرستادم، اما با استفاده از این سه ابزار، خودتان را به بالاترین نقطه تکامل برسانید.
بالاترین نقطه تکامل، رسیدن به (فرمان عقل) است. چرا می‌خواهیم به فرمان عقل برسیم؟ چون در آنجا صلح و آرامش وجود دارد؛ همان بهشتی که از آن رانده شدیم. بهشت یعنی همان‌جایی که (شو، شود) برقرار است؛ یعنی هر چه اراده کنی، همان بشود. کی این اتفاق می‌افتد؟ وقتی من توانا شوم؛ یعنی باید نفسم را توانا کنم. به همین دلیل است که در این چهار وادی، تعریف نفس و انواع آن بیان می‌شود؛ چون من ابتدا باید نفسم را بشناسم و سپس آن را تربیت کنم.

نفس سه مرحله دارد: اماره، لوامه و مطمئنه. باید نگاه کنیم ببینیم در هر لحظه، در کدام مرحله هستیم.
نفس اماره: گاهی آن‌قدر پایین است که حتی آسیب به دیگران برایمان مهم نیست. این نفس طیف دارد؛ یعنی از پایین‌ترین سطح، باید خودمان را به بالاترین سطح برسانیم.
نفس لوامه: زمانی است که روح در انسان دمیده می‌شود (روح، همان چراغی است که خداوند درون ما گذاشته). وقتی کار بدی می‌کنیم، ناراحت می‌شویم. این مرحله، مرحله‌ تشخیص است. تو آن‌قدر اشتباه می‌کنی و پشیمان می‌شوی تا به مرحله تشخیص برسی.
نفس مطمئنه: وقتی این طیف را رد کنیم، به نفس مطمئنه می‌رسیم؛ دیگر آنجا اشتباه نمی‌کنیم. هر کاری کنیم، خدا از ما راضی است و خودمان هم از خودمان راضی هستیم.
یک مثال ساده بزنم: ما مادرها اگر نخواهیم به فرزندانمان مسئولیت بدهیم، چه می‌شود؟ ما قدرت انجام کارها آن‌ها را داریم؛ می‌توانیم غذا در دهانشان بگذاریم، بند کفششان را ببندیم و کارهایشان را انجام دهیم؛ اما اگر این کار را بکنیم، در حق فرزندمان ظلم کرده‌ایم، نه لطف. چرا؟ چون او چیزی یاد نمی‌گیرد و توانا نمی‌شود. یک مادر خوب، کاری می‌کند که فرزندش مسئولیت‌پذیر شود تا بتواند خودش کارهایش را انجام دهد و به دستاوردهایش برسد.
خداوند هم این بازی را با ما شروع کرد و گفت: بروید به پایین‌ترین قسمت، حالا خودتان بند کفش‌هایتان را ببندید. خودتان مسئولیت کارهایتان را قبول کنید و به من نسپارید. من هستم، اما خودتان حرکت کنید.

خداوند می‌گوید: من در مسئولیت‌پذیری کمکت می‌کنم؛ اما دعا هم بکن. بله، دعا کنید تا اجابت کنم، ولی کی؟ بعد از اینکه تلاش کردید.
روزی شخصی نزد پیامبر آمد و گفت: ای پیامبر، شما گفتید توکل به خدا کن؛ من هم در بیابان شترم را به توکل خدا رها کردم و شترم گم شد! پیامبر فرمودند: من گفتم توکل کن، اما زانوی اشترت را هم ببند. اول باید زانوی اشتر را ببندیم و بعد توکل کنیم.
در همین وادی گفته می‌شود که برای انسان آگاه، شانس مساوی با دانایی است. هرچه دانایی‌ات بالاتر برود، شانس بهتری می‌آوری؛ چون انتخاب‌هایت درست‌تر است، مرحله تشخیص را بهتر می‌فهمی و به نفس مطمئنه نزدیک‌تر می‌شوی. پس اینکه بخواهم شانسی به بهشت بروم، ممکن نیست. بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه؛ و بهایش، همین مسئولیت‌پذیری است.
این وادی به ما یاد می‌دهد که مسئولیت‌پذیری یعنی همین روزمرگی‌ها و اتفاقات ریزی که در زندگی می‌افتد. چرا می‌گوییم همه چیز در درون من است؟ چون نفس من درون من است و وقتی می‌خواهم از این جهان بروم، آن چیزی که باید تحویل بدهم، نفس من است؛ باید ببینم چقدر تربیت شده و چقدر آموخته است.
اگر تخم‌مرغ از درون بشکند و جوجه تلاش کند تا پوسته را بشکافد، نشانه‌ زندگی است و حیات برایش آغاز می‌شود؛ اما اگر کسی تخم‌مرغ را از بیرون بشکند، نشانه‌ مرگ است.
مواد مخدر و خمر اگر از بیرون به ما القا شود مانند آن شکستن بیرونی است که روی تمام نیروها و توانایی‌ها وجود ما پرده و پوشش می‌کشد؛ اما اگر سعی کنیم این خمر درونی را خودمان تولید کنیم، می‌توانیم آن را بر تمام افکار منفی و نتوانستن‌ها بپوشانیم و مهارشان کنیم. چقدر تفاوت است بین اینکه از درون انرژی بگیریم و مسئولیت‌پذیر باشیم، با اینکه بخواهیم کسی همسر، پدر، مادر یا حتی خداوند مدام کارها را برایمان انجام دهد.

یکی دیگر از نکات مهم این وادی، مرزگذاری است. می‌گوید مسئولیت‌پذیر باشید، اما برای مسئولیت‌هایتان مرز بگذارید؛ مرز بین من و خداوند، مرز بین من و همسرم، من و دخترم، یا راهنما و رهجو. باید ببینیم تا کجا می‌توانیم پا جلو بگذاریم؛ اگر از این مرز عبور کنیم و مسئولیت‌ها دیگران را بر عهده بگیریم، زندگی‌مان دچار آشوب و درهم‌ریختگی می‌شود. وقتی می‌بینیم آقا سر کار است و خانم در خانه آشپزی می‌کند، اما ذهن‌ها درگیر و متشنج است، یعنی درهم‌ریختگی تمام مرزهایی که وادی چهارم ما را از آن نهی کرده است.

امیدوارم یاد بگیریم مرزبندی کنیم، مسئولیت‌پذیر باشیم و معنا خلقت را درک کنیم. وادی اول می‌گوید خلقت، سازمانی است که همه چیز در آن با نهایت نظم و دقت بررسی می‌شود و نیروی مافوق بر آن نظارت دارد. ما نمی‌توانیم خلقت را دور بزنیم یا بگوییم: اشکالی ندارد کسی نمی‌فهمد؛ مسئولیتش را می‌اندازم گردن دیگری. نه! سر خلقت را نمی‌توان گول زد.
این وادی به ما نهیب می‌زند که هیچ راه گریزگاهی نیست، مگر اینکه مسئولیت‌پذیر شوی؛ مگر اینکه بلند شوی، دست روی زانو بگذاری و بگویی یا علی. مهم‌ترین قدم برای این برخاستن، کسب آگاهی است. امیدوارم روزی برسد که همه‌ ما آگاهانه در مسیر انسانیت واقعی قدم برداریم.
از مشارکت‌ها زیبا شما عزیزان هم آموزش خواهم گرفت؛ بسیار ممنونم.

تقدیر و تشکر از دبیر دوره قبل همسفر ملیحه و دبیر دوره جدید همسفر سمانه

مرزبانان کشیک: همسفر هانیه و مسافر مهدی
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
تایپیست‌‌: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم) دبیر سایت
ویرایش: مرزبان خبری همسفر هانیه
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون‌ اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .