یازدهمین جلسه از دوره نوزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی مرزبان محترم مسافر جمشید، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر امید، با دستور جلسه:"وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن") در روز دوشنبه یکم تیرماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود
سخنان استاد
«از عزیزانی که نوشتهها را خواندند و دبیر ارجمند که خلاصه گزارش عملکرد جلسه قبل و دستور جلسه امروز را به خوبی اعلام نمودند، سپاسگزارم.
سلام دوستان، جمشید هستم یک مسافر.
امروز دستور جلسه: «در مسائل حیاتی، به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» است. من امروز میخواهم از علیآقا، رهجوی لژیون دوم به راهنمایی جناب آقای محمدآقا، تشکر کنم. ایشان به اصطلاح کسی بودند که یک زمانی که اعتیاد داشتند، در زندگیشان خیلی کم آوردند؛ بهترین ماشینها، بهترین زندگی و بهترین خانه را در تهران داشتند که همه را به خاطر آن اعتیاد از دست دادند. ولی امروز خدا را شکر میکنم؛ خیلی خوشحالم، چون موقعی که با ایشان برخورد میکنی، همیشه خندهرو و بسیار خوشبرخورد است.
خیلی خوشحالم که امروز ایشان رهاییاش را گرفت و هیچموقع مسائل حیاتی خودش را در این دورهای که رهجو بود، به خداوند واگذار نکرد. خودش تمام کارهایش را انجام داد؛ خودش سیدیهایش را نوشت، خودش به موقع آمد (من همیشه اینجا بودم و میدیدم که به موقع میآمد) و در پارک هم همیشه حضور داشت. خدا را شکر میکنم که خیلی قشنگ رهاییاش را گرفت.
من از تمام سفر اولیها تقاضا میکنم همینطور باشند؛ به موقع بیایند، به موقع بروند، کارهایشان را خوب انجام دهند و رهاییشان را به موقع بگیرند. نروند دوباره برگردند، نروند یک سال دیگر بیایند. کارهای ضدارزشی در طول سفرشان انجام ندهند؛ همه کارهایشان را خودشان انجام دهند و به کسی دیگر واگذار نکنند. نگویند حالا من خستهام، سیدی را نمینویسم و بدهم همسفرم بنویسد؛ کارهایشان را خودشان انجام دهند. انشاءالله همه به موقع رها شوند و بهترین موقع برای همه عزیزان این است که رهاییشان را به موقع بگیرند و بعد وارد سفر دوم شوند.

انشاءالله جهانبینی را شروع کنند؛ مثل سفر دومیهای عزیز که الان دوره جهانبینی را میگذرانند. انشاءالله در زندگیشان موفق باشند. به محمد آقای عزیز، راهنمای علیآقا، تبریک میگویم. از تمام راهنماهای گرامی و جناب آقای محمد بهروز عزیز (استاد خودم) که من را انتخاب کردی تا بیایم اینجا بنشینم و آموزش بگیرم، تشکر میکنم. بهترین مکان برای آقایان سفر اول، همینجاست؛ آدم اصلاً یک برنامه دیگر دارد واسه خودش.
زمانی که بار اول استاد شده بودم، موقعی که نشسته بودم با سر میرفتم توی میکروفون، ولی الان خدا را شکر میکنم با آموزشهایی که اینجا گرفتم؛ من کل آموزشها را از راهنمای عزیزم (ولیالله بیات) گرفتم. من آدمی بودم که کل زندگیام رو به نابودی بود؛ همه چیزم را از دست دادم. بهترین مغازه را داشتم، بهترین کار را داشتم؛ بلند شدم مغازهام را فروختم که بروم یک کار دیگر کنم (هیچ آدم دیوانهای این کار را نمیکند)، مغازهای که الان ۵۰ میلیارد میارزد! همهچیز را باختم، ولی خدا را شکر، خدا را شکر که آمدم کنگره ۶۰ با آموزشهای راهنمای عزیزم و بقیه بچههای عزیز.خدا را شکر میکنم، از عباسآقا ممنونم. من معذرت میخواهم، از همه عزیزان ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.»
عکس : مسافر حسین- لژیون چهارم
تایپ و ارسال خبر:مسافر محمد لژیون یک
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
35