یازدهمین جلسه از دوره نود و دوم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی راهنمای محترم مسافرحمیدرضا، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من: در مسائل حیاتی به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» در روز دوشنبه 1 تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
.jpg)
سلام دوستان، حمیدرضا هستم یک مسافر. از حضور در جمع شما عزیزان بسیار خرسندم. از لژیون مرزبانی و نگهبان محترم سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من نهادند تا در این جایگاه خدمتگزار باشم.
جلسه نخست این دوره، اینجانب بهعنوان استاد جلسه خدمت کردم و اکنون در جلسه یازدهم نیز این توفیق نصیبم شده است. خدمت کردن برای من بسیار لذتبخش و شیرین است، اما همواره آرزو داشتم که سایر عزیزان در لژیون پانزدهم نیز این فرصت خدمت را تجربه کنند. در تأمل به این موضوع، دریافتم که یکی از موانع اصلی که مانع از حضور ایشان در جایگاه خدمت میشود، مصرف سیگار است.
به خاطر دارم که آقای مجیدی در یکی از سخنرانیهای خود اشاره کردند که مسافران سفر اولی که تازه به رهایی میرسند، در اوایل سفر دوم شور و شوق مضاعفی دارند. اما پس از چندی، بهتدریج گلایههایی مطرح میکنند و از نبود حال خوب سخن میگویند. آقای مجیدی معتقد بودند که این عزیزان به دلیل عدم خدمت، آن حس و حال مطلوب را از دست میدهند.
وادی یازدهم به ما میآموزد که چشمههای جوشان و بحرهای خروشان به بحر اقیانوس میرسند. منابع علمی و آموزشی در کنگره بهوفور در دسترس ماست؛ هر هفته سخنرانیهای آقای مهندس، کتابها و جزوات متعدد، همه موجودند. اما برای آنکه من به یک رود خروشان تبدیل شوم، به تغییر جایگاه نیاز دارم. در کنگره، این تغییر جایگاه با خدمت کردن محقق میشود. خدمت در کنگره تمرینی است برای آنکه من بتوانم جایگاه خود را ارتقا دهم. خود من در گذشته از ناحیه مصرف سیگار آسیبهای فراوانی دیدم و از درمان سیگار نیز لذتی عمیق بردم.
وادی چهارم میگوید: در مسائل حیاتی، سپردن به خداوند به معنای سلب مسئولیت از خویشتن است. وادی نخست به ما تفکر را میآموزد و مشخص میکند که به چه مسائلی بیندیشیم و از چه اندیشههایی دوری کنیم. وادی دوم، امید را در دل ما زنده میکند. وادی سوم به ما میآموزد که به خود متکی باشیم.
در وادی چهارم، آقای مهندس با شناخت عمیقی که از انسان دارند، به ما هشدار میدهند که گریزگاههای دیگری نیز وجود دارد که انسان میتواند از طریق آنها از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند؛ یکی از این گریزگاهها، سپردن مسئولیت به خداوند است. البته ایشان به دو گروه از افرادی که چنین میکنند اشاره دارند:
گروهی که میگویند: «خداوند خودش ما را آفریده، پس مسئولیت کارهای ما نیز بر عهده خود اوست.» گروهی دیگر که با نگرشی عارفانه، مسئولیت را به خداوند واگذار میکنند و میگویند: «ما همه چیز خود را تسلیم خداوند مینماییم.»
آقای مهندس در کنگره این مفاهیم را بهخوبی برای ما تبیین کردهاند. برای نمونه، در موضوع تقدیر ایشان بیان میکنند که هر شرایطی که ما در آن قرار داریم، حاصل همان بذری است که پیشتر کاشتهایم. اگر عزیزان تمایل به مطالعه بیشتر در این زمینه دارند، سیدیهای «جبر و اختیار ۱، ۲ و ۳» از آقای مهندس این مباحث را بهطور کامل و شفاف تشریح کردهاند.
موضوع دیگری که در این وادی مطرح میشود، دعا است. ممکن است این پرسش پیش آید که اگر نباید مسئولیت کار خود را بر دوش دیگران بگذاریم، پس دعا کردن چه جایگاهی دارد؟ خود من در دوران دانشجویی، بهجای مطالعه دروس و تلاش برای کسب نمره، به توصیه دوستانم سورهای از قرآن را بارها میخواندم و دعا میکردم که نمره خوبی بگیرم. در این وادی، آقای مهندس به ما میآموزند که دعا زمانی مؤثر است که من در صراط مستقیم و در جهت خواستهام، حرکت و تلاش کرده باشم؛ به عبارت دیگر، دعا بدون حرکت و تلاش، نتیجهبخش نخواهد بود.
مسئله دیگری که در این وادی به آن اشاره شده، شناخت خداوند است؛ چرا که با شناخت صحیح خداوند، هرگز مسئولیت خود را به او واگذار نخواهیم کرد. در این وادی، آقای مهندس ما را به این نکته آگاه میسازند که برای شناخت خداوند، باید ابتدا خود را بهخوبی بشناسیم. در واقع، نقطه آغاز شناخت انسان در وادی چهارم مطرح میشود و بیان میگردد که انسان دارای صور آشکار و پنهان است. این آگاهی به منِ مسافر میدهد که نخست باید شناخت و درکی نسبت به خودم پیدا کنم تا بتوانم نسبت به خداوند نیز شناخت حاصل نمایم و در نهایت تشخیص دهم که مسئولیت با من است یا با خداوند؟
از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
77