جلسه یازدهم از دوره دهم کارگاه های آموزشی خصوصی نمایندگی پردیس با استادی مسافر محمد، نگهبانی موقت مسافرآرش و دبیری موقت مسافر سعید با دستور جلسه * وادی چهارم وتاثیر آن روی من * دوشنبه 1 تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
با تشکر از فرصت خدمت و آرزوی برگزاری جلسهای پرانرژی و پربار.دستور جلسه امروز بیان میکند: در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. این وادی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و میتواند نگرش ما را نسبت به زندگی و مسئولیتهای فردی تغییر دهد.
امروز در گفتوگوی تلفنی با یکی از دوستانم که در مجموعه دیگری مشغول درمان بود، درباره موضوع نواقص شخصیتی صحبت میکردیم. ایشان معتقد بود که خداوند خودش نواقص شخصیتی انسان را برطرف میکند و نیازی به تلاش و مسئولیتپذیری فرد نیست. من ترجیح دادم وارد بحث نشوم، اما در ذهنم این موضوع شکل گرفت که اگر قرار باشد خداوند تمام مسئولیت تغییر و اصلاح ما را بر عهده بگیرد، پس نقش خود انسان چیست؟
در کنگره ۶۰ ما میآموزیم که برای رسیدن به درمان و رهایی، باید مسئولیت اعمال و رفتار خود را بپذیریم. ما در جلسات حضور پیدا نمیکنیم تا به یکدیگر بیاحترامی کنیم یا صرفاً شنونده باشیم؛ بلکه میآییم تا آموزش بگیریم و آن آموزشها را در زندگی خود به کار ببندیم. اجرای آموزشها باعث رشد، پیشرفت و تهذیب نفس میشود و کمک میکند به انسانی متفاوت تبدیل شویم؛ انسانی که دیگر به گذشته و رفتارهای مخرب خود بازنگردد.
اگر این مسئولیت را نپذیریم و برای اصلاح خود اقدامی نکنیم، اتفاقات گذشته بار دیگر تکرار خواهد شد و تغییری در زندگی ما ایجاد نمیشود. این وادی به ما میآموزد که برای رفع نواقص شخصیتی، ابتدا باید مسئولیت آنها را بپذیریم و از فرافکنی و بهانهتراشی پرهیز کنیم.
داستانی در این زمینه وجود دارد که بسیار آموزنده است. تاجری بود که هر زمان سود زیادی به دست میآورد، موفقیت خود را حاصل هوش، ذکاوت و تواناییهایش میدانست؛ اما هر زمان که دچار ضرر و زیان میشد، همه چیز را به خواست خداوند نسبت میداد و او را مسئول شکست خود میدانست.
روزی این تاجر محمولهای از خربزه را برای حمل دریایی آماده کرده بود. ناخدای کشتی به او توصیه کرد که بار خود را بیمه کند و درِ بشکهها را بهخوبی ببندد، زیرا احتمال وقوع طوفان وجود داشت. اما تاجر با اطمینان گفت: نگهبان بار من خداوند است و او از آن محافظت خواهد کرد.در میانه راه دریا طوفانی شد، آب وارد بشکهها گردید و تمام بار از بین رفت. تاجر شروع به گلایه و شکایت کرد و تقصیر را متوجه خداوند و دیگران دانست. ناخدا به او گفت: خداوند به تو چشم داده بود تا نشانههای خطر را ببینی، عقل داده بود تا شرایط را تحلیل کنی، دست داده بود تا درِ بشکهها را ببندی و امکان بیمه کردن بار را نیز برایت فراهم کرده بود؛ اما تو از هیچکدام استفاده نکردی. حال چگونه مسئولیت این اتفاق را متوجه خداوند میدانی؟این داستان بهخوبی نشان میدهد که خداوند ابزار، امکانات و تواناییهای لازم را در اختیار انسان قرار میدهد، اما استفاده صحیح از آنها بر عهده خود انسان است.
در مسیر درمان نیز همینگونه است. اگر من آموزشها را اجرا نکنم، در جلسات حضور مؤثر نداشته باشم و برای تغییر خود تلاش نکنم، نمیتوانم مسئولیت نتیجه را بر گردن دیگران بیندازم و شرایط زندگی، خانواده، شغل یا مسائل مالی را عامل عدم موفقیت خود بدانم.در مسائل حیاتی، مسئولیت آنچه بر عهده من است باید توسط خودم انجام شود. زمانی که این مسئولیت را بپذیرم، مسیر رشد، تغییر و تعالی برایم هموار خواهد شد.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
109