English Version
This Site Is Available In English

انسان خالق آینده خویش است

انسان خالق آینده خویش است

مشارکت مکتوب راهنما همسفر صدیقه

موضوع اصلی وادی چهارم «در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» شاید در نگاه اول بسیار ساده به نظر برسد؛ اما هرچه بیشتر در مفاهیم علمی و عملی آن تفکر و تمرکز می‌کنم، متوجه می‌شوم که یکی از بنیادی‌ترین آموزش‌های زندگی را در خود جا داده است.

من سال‌ها تصور می‌کردم بسیاری از مشکلات زندگی من به خاطر شرایط مختلف محیطی، عوامل مؤثر اجتماعی و اقتصادی، افراد، اتفاقات و یا حتی بدشانسی‌ من بوده است. هر زمان با مانعی در زندگی‌ خود روبه‌رو می‌شدم، ذهنم ناخودآگاه به دنبال پیدا کردن مقصر می‌گشتم تا بار سنگین تمام مشکلات خود را بر شانه‌های او بیندازم . وقتی مسئله‌ عاطفی، درگیری و غیره در خانواده پیش می‌آمد یا در روابط اجتماعی و شغلی خود دچار مشکل می‌شدم و یا در مسیر درمان و زندگی با سختی مواجه می‌شدم . اولین سؤالم این بود که چه کسی باعث این اتفاق شده است؟

اما وادی چهارم آرام‌آرام به من آموخت که تا زمانی که در ذهن و افکار خود دنبال مقصر می‌گردم و از مفروضاتی مثل اگرها، شایدها و غیره استفاده می‌کنم در حقیقت قدرت تغییر در تمام ابعاد را از خود سلب می‌کنم؛ زیرا وقتی مسئولیت همه امور و کارها را به گردن دیگران می‌اندازم، دیگر دلیلی برای ایجاد تغییرات اساسی در خود نمی‌بینم. یکی از موضوعاتی که همیشه ذهن من را بسیار درگیر می‌کرد، مسئله اعتیاد و تخریب‌های ناشی از آن بود. گاهی با خود فکر می‌کردم شاید این سرنوشت من بوده است و یا خداوند زندگی من را این‌گونه رقم زده که گرفتار فرد مصرف کننده و در دام اعتیاد بشوم. خانواده‌ آسیب ببینند، رنج بکشم و شکست‌های متعددی را تجربه کنم؛ اما به کدام جرم یا گناه و به چه منظور نمی‌دانستم. امروز من برداشت متفاوت و زیباتری دارم، می‌فهمم که شاید بسیاری از شرایط زندگی من، انتخاب من نبوده‌اند؛ اما مسئولیت ادامه مسیر زندگیم بر عهده خود من است. خداوند به انسان قدرت تفکر، اختیار، عقل و انتخاب داده است و در مسیر او خوب و بد را با هم قرار داده است. اگر قرار بود تمام اشتباهات و موفقیت‌ها یا موقعیت‌های من از قبل تعیین شده باشند، دیگر مسئولیت‌پذیری معنایی نداشت. دیگر حتی قرار گرفتن در یک جایگاه مثل مادر بودن یا کارمند بودن هم تعریف خود را از دست می‌داد.

وادی چهارم به من آموخت، به جای پرسیدن این سؤال که چرا این اتفاق برای من افتاد؟ و یا اینکه چرا جایگاه‌های من تغییر کرده‌ است؟ بهتر و اصولی‌تر است از خود بپرسم، این اتفاق چه چیزی را می‌خواهد به من بیاموزد؟  در گذشته وقتی راه‌حل مشکلی را پیدا نمی‌کردم، تصور می‌کردم دیگران مانع رشد و پیشرفت من هستند و گاهی حتی تصور می‌کردم حسرت، حسادت و نگاه توأم با بدبینی آن‌ها عامل بازدارنده در امور من هستند؛ اما امروز سعی می‌کنم از خودم بپرسم، آیا دانش و تخصص، اطلاعات و آگاهی لازم و کافی را در مسیر پیش روی خود داشته‌ام یا خیر؟ آیا آموزش گرفته‌ام؟ آیا از تجربه افراد آگاه استفاده کرده‌ام؟ آیا صبر و استقامت و امیدواری لازم را داشته‌ام؟ آیا سهم خود را در به وجود آمدن این مسئله دیده‌ام و عملکرد مناسب و کافی داشته‌ام؟ وادی چهارم به من آموخت که پیدا نکردن راه‌حل همیشه به معنای وجود مانع در بیرون نیست. بلکه باید به درون خود هم نیم نگاهی بیاندازم، گاهی به این معنا است که هنوز دانایی لازم برای دیدن راه‌حل در درون من شکل نگرفته است.

برای من، زندگی در گیر اعتیاد فقط یک تخریب نبود؛ یک کلاس بزرگ آموزشی بود. این را زمانی متوجه شدم که این وادی را با تمام ابعاد درونی و بیرونی آن درک کردم. البته هیچ‌گاه نمی‌گویم اعتیاد خوب بوده است یا باید اتفاق می‌افتاد؛ اما امروز می‌توانم بگویم از دل آن تاریکی‌ها و سردرگمی‌ها، درس‌های بزرگی آموختم. یاد گرفتم انتخاب‌های ناآگاهانه چه پیامدهایی دارند. عجله، ترس و نادانی چگونه می‌توانند انسان را از مسیر درست خارج کنند و یاد گرفتم که آموزش، صبر و حرکت مستمر چگونه می‌توانند او را دوباره به مسیر بازگردانند. امروز بهتر می‌فهمم  زندگی، دشمن من نبوده است. زندگی معلم بزرگی بوده که گاهی با شادی و گاهی با رنج به من آموزش داده است تا  من در بستر رشد و تکامل گاهی رو به بالا و گاهی رو به پایین در حرکت باشم. هر شکست، هر درد، هر سقوط و هر پیروزی درسی در خود داشته است. اگر من از این درس‌ها بیاموزم، گذشته دیگر زندان من نخواهد بود و یادآوری آن غم و سختی بر جان من فرو نمی‌آید بلکه سرمایه دانایی من خواهد شد. از نگاه من یکی از زیباترین پیام‌های وادی چهارم این است که انسان قربانی سرنوشت نیست؛ زیرا زندگی قربانگاه نیست. انسان می‌تواند خالق آینده خویش باشد. خالق بودن یعنی از دل تاریکی نوری ساختن برای دیدن راه خود و هموار کردن راه دیگران از دل شکست‌ها تجربه‌های شیرین به دست آوردن و از دل مشکلات راه‌حل‌های عملی را خلق کردن.

مشارکت مکتوب همسفر کبری

در هستی همه آفریده‌های خدا مسئولیتی دارند و مسئولیت‌ها دو طرفه هستند هیچ وقت مسئولیت یک طرفه نیست. نکته بسیار مهم ، این مسئولیت‌ها کجا است بین دو تا دوست، دو تا شریک، بین معلم و شاگرد همه مسئولیت‌ها دو طرفه هستند. ما می‌خواهیم خط و خطوط بین انسان و خدا را مشخص کنیم چون این خود یک گریزگاه است که مسئولیت را بر عهده خدا قرار بدهیم و از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کنیم. وقتی وظایف خود  را در قبال خدا و انسان‌ها انجام دهیم بعد می‌توانیم منتظر باشیم که خداوند به ما کمک کند.

  وقتی می‌گوییم قدرت مطلق یعنی خداوند، وادی اول، دوم و سوم حدود و مرز تفکر را نشان می‌دهند به ما یاد داد که بیشترین بار مسئولیت بر عهده خود ما است و همه  بار مسئولیت را می‌دهیم به خداوند و می‌گوییم خدایا راضی به رضای تو هستم. گاهی ما همه کارهای خود را بدون این‌که هیچ تلاشی کنیم به خداوند می‌سپاریم و قدرت مطلق را با غول چراغ جادو عوضی می‌گیریم. ما باید روی فکر، اندیشه و تلاش خود حساب کنیم و معتقد باشیم اگر ما تکلیف و، وظایف خود را انجام دادیم آن وقت می‌توانیم از خداوند انتظار داشته باشیم؛ باید این نکته را بدانیم که دست‌های آسمانی القا افکار را انجام می‌دهند و هیچ کار دیگری نمی‌توانند انجام بدهند و بقیه کارها با خود ما است. خداوند وقتی انسان را آفرید او را بر سر دو راهی قرار داد و به انسان اختیار کامل داد که هر راهی می‌خواهد انتخاب کند راه مستقیم، یا راه ضد ارزش‌ها و این به عهده خود انسان است. از آقای مهندس بسیار تشکر می‌کنم که کنگره را سر راه من قرار داد تا بتوانم آموزش بگیرم و با خوبی‌ها و ارزش‌ها آشنا شوم.

مشارکت مکتوب همسفر مهری

وادی چهارم این نکته را بیان می‌کند هر کس به نحوی می‌خواهد از زیر بار مسئولیت‌هایی که به عهده او قرار گرفته است شانه خالی کند و از مسئولیت‌های خود  فرار کند و آن‌ها را به عهده دیگران واگذار نماید. برای شناخت خداوند اول باید خود را بشناسیم هر چقدر خود را بیشتر بشناسیم به همان میزان می‌توانیم در زندگی خود تغییرات بزرگی ایجاد کنیم.

انسان از صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است. صور آشکار یعنی: همان کالبد فیزیکی انسان که با چشم قابل دیدن است و صور پنهان یعنی: همان روح، نفس، عقل، ذهن، آرشیو و غیره هستند  نفس انسان قسمت اصلی و اساسی  و یا خود موجود است و تعیین موجودیت می‌کند.  نفس هر انسان بر مبنای خواسته‌ها و دانائی در یک درجه قرار دارد. مدارج نفس: ۱) نفس اماره، ۲)نفس لوامه، ۳) نفس مطمئنه هستند. نفس اماره مخصوص حیوان و در مرحله پایینی قرار دارد، نفس لوامه یعنی: نفس سرزنش کننده و امر کننده، نفس مطمئنه یعنی: انسان مراحلی از نفس امر کننده و نفس سرزنش کننده را با تزکیه و پالایش پشت سر می‌گذارد و وارد نفس مطمئنه می‌شود. پس در این وادی ما باید مسئولیت کارهای خود را بپذیریم و سعی کنیم برای رسیدن به هدف‌های خود تلاش کنیم و از خداوند یا قدرت مطلق یاری و هدایت بخواهیم.


رابط خبری: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .