جلسه یازدهم از دور دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران نمایندگی معدن فیروزه با استادی راهنمای محترم مسافر رضا و نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه: کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن پنجشنبه تاریخ 1405/3/28 ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
از ایجنت و نگهبان محترم سپاسگزارم که استادی و مسئولیت جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
خداوند را شاکرم که یکبار دیگر فرصت داد که در این جایگاه قرار بگیرم، جایگاهی که در طول سفر اول آرزوی من بود که حتی شده یکبار بار در این جایگاه قرار بگیرم، امیدوارم همه دوستانی که هنوز این جایگاه را تجربه نکردند این تصویرسازی را در ذهن خودشان انجام دهند که روزی این جایگاه را تجربه کنند.
دستور جلسه کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن: تقریباً از عنوان کتاب مشخص است چراکه ما باید از منطقهای با ۶۰ درجه زیر صفر که همان دنیای اعتیاد است عبور کنیم. خود شخص جناب مهندس از این منطقه عبور کرده و تجربیات این سفر و دانش خود را به نوشتار تبدیل کرده است. در ابتدا تصویر مربوط به اتومبیل قرمزرنگ را داریم که از پیچوخم جاده بالا میآید و به یخبندان میرسد و در ادامه از جایی گذر میکند که باید مراقب سقوط بهمن باشد و بوق الکی نزند و به آهستگی حرکت کند و جایی هست که در گلولای گیر نکند و چالشهای مختلف دیگر که پیش روی آن است. بنده به بهانه این جلسه این کتاب را مرور کردم و متوجه شدم که چقدر نمیدانستم و فقط توهم آن را داشتم که میدانم. همان ابتدای صفحه که نگاهم به این جمله افتاد که من آنقدر آب میآورم و تو آنقدر بنوش تا سیراب شوی. به این مساله تأمّل کردم که من تاکنون چیزی از کنگره و آن چیزی که جناب مهندس تعریف کرده و برای من مسافر پیش بینی کرده را نفهمیدهام.

بنده این کتاب را به یک گنج تشبیه میکنم که برخلاف بقیه گنجها آشکار و پیش چشم ما است و این ما هستیم که قدر آن را نمیدانیم و کتاب در طاقچه خانه ما معمولاً خاک میخورد و آن را مطالعه کافی نمیکنیم و این در حالی است که باید چندین بار این کتاب را مطالعه کنیم چراکه برای ما نکات جدیدی را به همراه دارد. جناب مهندس از تاریکی گذشته و به درمان رسیده و کل محتویات کتاب ۶۰ درجه در مورد عبور از دنیای اعتیاد و چالشها و مشکلات و راهحل های آن است که نکته به نکته آن را جناب مهندس به نگارش درآورده است. از چگونگی تی پر کردن و ساعات مصرف در ماه مبارک رمضان گرفته و در ادامه تمام حالاتی که جناب مهندس تجربه کردند در این کتاب گنجانده شده است و برای مطالعه همه اقشار مناسب و آموزنده است. بنده یک تصویر را مدنظر خودم دارم و آن تصویر شماره ۱۰ است که بنده پیش از شروع سفر اول و مصرف دارو در هنگام خرید کتاب از نشریات و بازگشت به خانه کتاب را باز کردم و به آن تصویر برخورد کردم که مردی با تمام توان به صخرهای در میان سیل چنگ زده است تا مانع از آن شود که سیل او را به ناکجاآباد نبرد و من خودم را مجسم کردم که آن تصویر خود من رضا است که در دوراهی قرارگرفته ام که باسیل همراه شوم و نظارهگر نابودی باقیمانده زندگی خودباشم و یا به صخره بچسبم و خودم را نجات دهم. این تصویر مرا به معنای واقعی دگرگون کرد و ساعتی به تفکر واداشت. از آن زمان ۷ سال میگذرد اما هرگاه دوباره کتاب را باز میکنم و این تصویر را میبینم دگرگون میشوم. اما این مساله و تصویر یک نکته برای من به همراه دارد و آن این است که من باید کنگره را سفت و محکم بچسبم و آن را رها نکنم. تصویر بعد که بسیار در ذهن من پررنگ است تصویر غسل در صحرا است که سیاهی های وجود مرد در تصویر که با آب شسته میشود را حتی شنهای بیابان هم قبول نمیکنند. سیاهی ها نماد ضد ارزش ها هستند و من رضا همیشه باید به یاد داشتهباشم که هنوز نیاز به تزکیه و پالایش دارم تابه زلالی نزدیک شوم و اگر روزی به پایان نقطه برسم چیزی که از من در اذهان دیگران باقی بماند تغییر من نسبت به گذشته باشد که نقطه عطف آن کنگره است.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید
عکاس: مسافر مهدی
تایپ: مسافر ابوالفضل دبیر سایت
ویراستاری، نگارش متن و ارسال خبر: نگهبان سایت، راهنمای محترم مسافر حسین
مرزبان کشیک: مسافر خلیل
لژیون خدمتگزار: لژیون ویلیام وایت، راهنمای محترم مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
39