جلسه دوم از دوره بیست و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی زاگرس، با استادی راهنما مسافر نورعلی، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر علی ، با دستور جلسه: وادی چهارم و تأثیر آن روی من روز یکشنبه 31خردادماه 1405 ساعت 17 آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که امروز هم فرصت آموزش و خدمتگزاری به من داده شد. دستور جلسه این هفته وادی چهارم است. چهار وادی اول در مورد تفکر است. به ما میگوید که چرا و چگونه باید تفکر کرد در چه مورد باید تفکر کرد مبدأ و مقصد ما را مشخص میکند. در وادی دوم در مورد ناامیدی صحبت میشود. در دوران مصرف فکر میکردم که کارم تمام است من دیگر مصرفکننده شدم. من بیست سال مواد مصرف کردم و همه راهها را رفتم و نتیجه نگرفتم و نتوانستم مسئله اعتیادم را حل کنم. خیلی جاها رفتم داروخانهها دکترها را تجربه کردم ولی حالم خوب نشد. دوازده سال در NGO دیگری بودم، نمیخواهم نقد کنم چون آنها هم برای نجات انسان تلاش میکنند از خدا میخواستم که من را با مصرف مواد امتحان نکند ولی وقتی در مکانی که مصرف میکردند قرار میگرفتم و مواد مصرف میکردم و به خدا میگفتم دوباره با مواد من را امتحان کرد.

امروز به این نتیجه رسیدم که دنیا مهد آموزش است و آمدهام تا آموزش بگیرم. باید خیلی شرایط سخت را تجربه کنم تا عیارم مشخص بشود خداوند به انسان اختیار داده است باید وقتی بر سر دوراهیها قرار میگیرد راه درست را انتخاب کند. ما با آموزشهای کنگره توانستیم مسئله اعتیاد را حل کنیم مسئله اعتیاد در همهجا غیرقابلحل است. این وادی میخواهد مسئولیتها را مشخص کند. خداوند خوبی و بدی را در کنار هم قرار داده است حالا باید دید نقش من چگونه است و چگونه میخواهم انتخاب کنم؟ وادی چهارم میگوید خداوند قادر و مطلق است ولی تواناییهایی نیز به ما داده است. من چیزهایی که خداوند به من داده است را نمیبینم چون من نمیخواهم تلاش کنم چون مسئولیتها برای من شکافته نشده بود. وقتی سر دوراهی قرار میگیرم بحث اختیار مطرح میشود. اگر قرار باشد معلم هم سؤال بپرسد هم جواب بدهد پس من چهکاره هستم؟ من برای این از آسمان به زمین آمدهام که امتحان بدهم و آموزش بگیرم.
خداوند دو راه در مقابل من قرار داده است راه مستقیم و راه کج و من اختیار دارم که یکی را انتخاب کنم. من میتوانم اول حرکت کنم بعد توکل به خداوند، اگر در صراط مستقیم قرار گرفتم خداوند هم به من کمک میکند. نمیشود که حرکت نکنم و امیدوار باشم که خداوند مرا کمک کند. اگر حرکت نکنم چه کسی باید بیماری من را درمان کند؟ کمک خداوند مهم است بله ولی باید حرکت کنم. توکل در حرکت اتفاق میافتد. کسی که حرکت میکند وجود خداوند را حس میکند. سالهای سال به خاطر آموزشهای غلط عمرم به فنا رفت. در شهری که زندگی میکنم موادفروش هست دزد هم هست نمیتوانم بگویم که همه آنها باید از بین بروند تا من بتوانم زندگی کنم چنین چیزی وجود ندارد خداوند هم زیبایی وهم زشتی را آفریده است. ما وقتی در کنگره 60 در صراط مستقیم حرکت میکنیم نیروهایی به ما کمک میکنند کمکهای این نیروها در حرکت دیده میشوند و در مسیر حرکت متوجه میشویم که تنها نیستم نیروهایی هستند که به ما کمک میکنند. این که خداوند بزرگ است کاملا درست است، ولی من نمیتوانم از مسئولیت خودم شانه خالی کنم و از خداوند بخواهم که مشکلات مرا حل کند. دعا و راز و نیاز مهم است ولی باید در صراط مستقیم باشیم.
تایپ گزارش و عکس: مسافر عباس ل-6
بارگزاری: مسافر محمد لژیون 8
گروه سایت مسافران کنگره 60 نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
41