English Version
This Site Is Available In English

از حرکتِ خود تا برکتِ خداوند

از حرکتِ خود تا برکتِ خداوند

هفتمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصي کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر حسن و دبیری همسفر حسین ، با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من » یکشنبه  31خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم، مسافر.

خدای خود را شاکر و سپاسگزارم که باز امروز توفیق داد در جمع شما عزیزان باشم و بتوانم آموزش ببینم. تشکر می‌کنم از بنیان‌گذار کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان، و دیدبانان عزیز، و تمام زحمت‌کشان و خدمتگزارانی که شبانه‌روز تلاش می‌کنند تا این بستر فراهم شود و من نوعی بتوانم در اینجا درمان شوم و به تعادل برسم.

دستور جلسه امروز ما، وادی چهارم، در مسائل حیاتی است: مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.

ما تا حالا سه وادی را پشت سر گذاشتیم. وادی اول با تفکر دربارهٔ ساختارها آغاز می‌شود؛ یعنی اولین قدمی که برای انجام کاری برمی‌داریم، وقتی مسئولیتی را به گردن می‌گیریم، باید تفکر کنیم تا چندوچون آن موضوع را به دست آوریم و بتوانیم در آن موفق شویم.

وادی دوم به ما می‌گوید که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد؛ یعنی همهٔ ما برای کاری آفریده شده‌ایم و مسئولیتی بر عهده داریم. شاید در این کائنات، جایگاهی که انسان‌ها به ما دادند بالاتر یا پایین‌تر باشد، اما آن جایگاهی که خداوند به ما داده، بالاتر است؛ هرچند به نظر کوچک بیاید، اما اگر خوب خدمت کنیم و خدماتمان را به درستی ارائه دهیم، خودش پیشرفت و موفقیتی بزرگ است. شاید در یک شعبه، خدماتی که یک آبدارچی انجام می‌دهد، مهم‌تر و گیراتر از مسئولیت ایجنت باشد، اگر ایجنت نتواند مسئولیتش را به خوبی انجام دهد. پس در هر جایگاهی که هستیم، خودمان را دست‌کم نگیریم و در آن جایگاه خوب خدمت کنیم.

وادی سوم می‌گوید که باید دانست هیچ موجودی به اندازهٔ انسان به خویشتن خویش نمی‌اندیشد. ما همیشه باید به فکر خودمان باشیم. هیچ‌کس به اندازهٔ خودمان، حتی فرزند، پدر، مادر یا راهنمایمان، به ما نمی‌اندیشد. باید مسئولیت را به گردن بگیریم. اگر مسئولیت درمان خودمان را خودمان به گردن نگیریم، هیچ‌وقت موفق نخواهیم شد. راهنما فقط راه را نشان می‌دهد؛ همان مسیری که خود رفته و بلد است. راهنما نمی‌آید ساعت شش صبح زنگ بزند و بگوید: «علی، وقت خوردن شربتت است، وقت ورزش است، وقت صبحانه است، وقت نوشتن سی‌دی است»؛ این ما هستیم که باید خودمان درک کنیم.

وادی سوم، مقدمه‌ای است بر وادی چهارم که در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند را معنا می‌کند؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. می‌خواهد جایگاه خداوندِ دارای قدرت مطلق و جایگاه انسان را مرزبندی کند. وقتی به وادی چهارم می‌رسیم، باز هم مسئولیت به گردن خودمان است. شاید در بعضی موارد فکر می‌کردم که چرا فرزند این خانواده شدم؟! چرا پدر من فلان کاره شد؟! چرا به من فلان کمک نشد؟! از زمین و آسمان طلب داشتم؛ می‌گفتم برادرم وضعش خوب است، باید به من کمک کند، پدرم باید به من کمک کند؛ اما مسئولیت خودم را به گردن نمی‌گرفتم. مثلاً اگر از سر کاهلی قرض بالا بیاورید و به زندان بیفتید، و بعد دعا کنید که خداوند قرضتان را ادا کند، یا به سر کار نروید و بگویید خداوند قادر است و روزی فرزند و خانواده را می‌رساند، این طور نیست. من باید فعالیت کنم. این وادی به ما می‌گوید مسئولیت خودتان را به گردن بگیرید، بپذیرید و در مسیر تلاش کنید. پس از مطالعهٔ سه وادی و تفکر، مسئولیت خود را بپذیرید و فعالیت کنید تا پیشرفت کنید.

حالا اینجا این پرسش پیش می‌آید که تکلیف راز و نیازها و دعاها چیست؟ اگر قرار است تمام کارها را خودمان انجام دهیم، پس خداوند چه کاره است؟ اینجا پاسخ داده می‌شود که دست‌های آسمانی، القای افکار را به ما هدایت و تلفیق می‌کنند. یعنی اگر انسان در صراط مستقیم باشد و از خداوند یاری بخواهد، خداوند کمکش می‌کند؛ اما اگر در خانه بنشیند و بگوید خداوند کمکم می‌کند، این کار شدنی نیست. از قدیم گفته‌اند: «از شما حرکت، از خداوند برکت.»

هدف از این وادی، شناخت قدرت مطلق و شناخت کارِ قدرت مطلق و کارِ خود انسان است؛ باید این‌ها را مرزبندی کنیم.

اگر بخواهیم مثالی برای شعبهٔ خودمان بزنم: اگر می‌خواهیم شعبه‌مان پیشرفت کند، باید مسئولیت آن را خودمان به گردن بگیریم. از هیچ شعبه‌ای برای کمک به ما نمی‌آید. اگر کسی نگهبان است، باید یک ساعت قبل در شعبه حاضر باشد. اگر در قسمت‌های مختلف مسئولیتی دارد و خدمت می‌کند، شرح وظایف نوشته شده و باید یک ساعت پیش از شروع، در شعبه حضور داشته باشد. خداوند لیاقت خدمت را به هر کسی نمی‌دهد. حالا که من در این جایگاه خدمت می‌کنم، باید قدر این را بدانم که خداوند به من اعطا کرده است. اگر من ایجنت، به موقع نیایم یا کارم را به موقع انجام ندهم، این فرصت خدمت از دستم می‌رود. این جایگاه‌ها و خدمت‌ها برای پیشرفت من است. اگر من هم نباشم، کار شعبه زمین نمی‌ماند. پس اگر می‌خواهیم شعبه‌مان خوب پیشرفت کند، باید آن جایگاه‌ها و خدمت‌هایی را که تحویل گرفته‌ایم، به نحو احسن مدیریت کنیم و بیاییم و خدمت کنیم. اگر از لحاظ مادی به شعبه کمک نکنیم، پس از چند ماه شعبه بسته می‌شود. مثلاً ماهی پنجاه، شصت میلیون هزینه داریم؛ این مسئولیت بر گردن خودمان است. از ما قدرت درمان یا پول درمان را نمی‌خواهند، اما آن مکان امنی که در آن نشسته‌ایم، باید خودمان حسابش را برسیم و مسئول باشیم تا بتواند باز بماند و ما بتوانیم بیاییم، درمان شویم و به تعادل برسیم.

امیدوارم این دستور جلسات برای ما آموزنده باشد و بتوانیم از آنها بیاموزیم و به تعامل برسیم. خیلی ممنون که به عرایض بنده گوش دادید.

تهیه و تایپ گزارش:همسفر میثم 

ارسال:همسفر رضا 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .