اولین جلسه از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی راهنما مسافر سعید، نگهبانی مسافر جمشید و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه: «وادی چهارم (در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که در این جایگاه حضور دارم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم آموزش بگیریم. از راهنمای درمانم هم صمیمانه سپاسگزارم.
من هم قبلاً مثل خیلی از انسانها، در حال نوسان بودم به جایی رسیدم که دیگر توان حل مسائل خودم را نداشتم؛ اما متوجه این موضوع نبودم. دنبال این بودم که یک نفر بیاید و مشکلاتم را حل کند. بعضی از مشکلات واقعاً طوری هستند که کسی نمیتواند آنها را برای ما حل کند. انسان هم که تحت فشار است، رو میآورد به نذر و نیاز، دعا، توکل و اینکه «هرچه خدا بخواهد»؛ اما متأسفانه اوضاع بهتر نمیشود، بلکه روزبهروز بد و بدتر میگردد، تا جایی که از آن طرف بام میافتد و میگوید: اصلاً هیچ چیز سر جای خودش نیست و شروع میکند به بد و بیراه گفتن؛ اما باز هم اوضاع بهتر نمیشود. حال آدم همچنان خراب و در نوسان است، نسبت به همه چیز سؤال پیدا میکند؛ اینکه خدا هست یا نیست؟ پیر هست یا نیست؟ و هزار سؤال دیگر. بعد با خودم میدیدم که زمان و عمر میگذرد و فقط اوضاع بدتر میشود؛ اما هیچوقت هم انسان نمیفهمد حقیقت چیست و تعریف درست کدام است.
بعد به کنگره۶۰ آمدم، اینجا میگفتند: هر جایگاهی که انسان در آن قرار دارد، عین عدالت و هر اتفاقی برای ما افتاده، نتیجه عملکرد خودمان بوده است. آن موقع که حالم خراب بود، این حرفها اصلاً برایم قابل قبول نبود. با خودم میگفتم: «من که آدم بدی نیستم، من که دارم کار درست انجام میدهم؛ پس چرا این اتفاقها برایم میافتد؟» احساس میکردم هیچ عدالتی وجود ندارد.
وقتی این حرفها را در جلسات میشنیدم، برایم سؤال بود که چه اتفاقی در فکر این آدمها افتاده که اینقدر آرام هستند و اینطور از نظم و عدالت سیستم صحبت میکنند. میدانستم که موادمخدر مصرف نمیکنند؛ اما نمیفهمیدم چه تغییری در تفکرشان ایجاد شده که اینگونه حرف میزنند. واقعیت این است که وقتی آدم در اوج خرابی باشد، بعضی حرفها اصلاً در ذهنش نمینشیند. هر کاری هم بکنی، قبول نمیکند.
اما از زمانی که دست از غر زدن برداشتم، دیگر مدام به این فکر نکردم که چرا این اتفاق افتاد، چرا خدا کمک نکرد و فقط به خودم گفتم: «کمتر غر بزن و کار خودت را انجام بده.»
همین کار را کردم. آرامآرام اوضاع بهتر شد، آرامش و تعادل بیشتری پیدا کردم. کمکم حرفهایی که قبلاً برایم قابل درک نبود، معنا پیدا کرد. احساس کردم واقعاً یک سیستم و نظم مشخص وجود دارد؛ حالا هر اسمی میخواهیم روی آن بگذاریم؛ خدا، قدرت مطلق یا هر چیز دیگر.
این سیستم، برنامه و قوانین خودش را دارد. ممکن است بعضی از آنها برای من منطقی باشد و بعضی نه؛ اما اگر طبق همان قوانین حرکت کنم، نتیجه میگیرم؛ نه طبق چیزی که خودم فکر میکنم درست است.
مثلاً برای حل مشکلاتم، خودم باید اقدام کنم. نمیشود انتظار داشته باشم فقط با دخیل بستن یا رفتن به یک مکان مقدس همه مشکلاتم حل شود. اینها زمانی میتوانند اثرگذار باشند که من اصل کار خودم را انجام داده باشم.
چرا قبلاً میگفتیم مسائل را به نیروی برتر واگذار میکنیم؟ چون آن زمان واقعاً راهحلی نداشتیم. مشکلات حل نشده بود و نمیدانستیم باید چه کار کنیم. وقتی آدم تحت فشار است و توان حل یک مسئله را ندارد، طبیعی است که آن را به خدا واگذار کند تا شاید آرامتر شود.
اما در کنگره موضوع فرق میکند. اینجا میگویند: برای درمان و حتی پیچیدهترین مسائل، راه وجود دارد و باید آن راه را پیدا کنیم. صرف اینکه بگوییم «واگذار کردم» اگر هیچ حرکتی نکنیم، اتفاق خاصی نمیافتد.
در وادی سوم میآموزیم که تمام مسئولیت زندگی ما بر عهده خودمان است. وقتی انسان این مسئولیت را میپذیرد و در مسیر درست حرکت میکند، آن وقت کمک هم میرسد.
جالب اینجاست که این کمک زمانی اتفاق میافتد که خودت حرکت را شروع کرده باشی. اگر فقط بنشینی و انتظار داشته باشی همه مشکلات خودبهخود حل شوند، خبری نیست؛ اما وقتی مسئولیت را میپذیری و قدم برمیداری، میبینی کارهایی که قبلاً غیرممکن به نظر میرسید، کمکم امکانپذیر و راهها یکییکی باز میشوند.
خیلیها وقتی وارد کنگره۶۰ میشوند، مطمئن نیستند که درمان شوند؛ اما وقتی حرکت را شروع میکنند، میبینند ۱۰ یا ۱۱ ماه گذشته و درمان شدهاند.
در خدمت هم همینطور است. خیلیها میگویند گرفتارم، زن و بچه دارم، مشکل مالی دارم، وقت ندارم خدمت کنم یا آموزش بگیرم؛ اما وقتی شروع به حرکت میکنند، انگار شرایط برایشان هموارتر میشود، نیرو پیدا میکنند و راه برایشان باز میشود.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم (لژیون چهارم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
90