نهمین جلسه از دوره سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی میلاجرد با استادی راهنمای محترم مسافر حمید، نگهبانی مسافر محسن، و دبیری مسافر علی با دستور جلسه " وادی چهارم، در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش" شنبه ۳۰ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حمید هستم، یک مسافر.
ابتدا از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان صمیمانه تشکر میکنم که این بستر ارزشمند را فراهم کردند تا بتوانیم از تاریکیها خارج شویم و مسیر روشن زندگی را پیدا کنیم. همچنین از راهنمای درمان موادم، آقا بهنام، و راهنمای درمان سیگارم، آقا رضا، قدردانی میکنم.
در ادامه، خدا قوتی عرض میکنم به دوستانی که از اراک میآیند و در کنگره خدمت میکنند. خدمت در کنگره، راه انسانسازی است؛ راهی که انسان را به گذشتن از خویش و حرکت به سوی عشق رهنمون میکند، همان مفهومی که در وادی چهاردهم به زیبایی بیان شده است.
در مورد وادی چهارم و تأثیر آن بر زندگی خودم باید بگویم که این وادی کمک بزرگی به من کرده است. از زمانی که وارد کنگره شدم، تلاش کردم آموزههای آن را در زندگی، کار و سفرم به کار بگیرم و نتایج ارزشمندی نیز دریافت کردم.
اگر انسان در مسیر کنگره قرار بگیرد، به مرور زمان وادیها در وجود او نهادینه میشوند. دیگر لازم نیست هنگام مواجهه با هر مشکل به دنبال این باشد که کدام وادی راهحل آن مسئله را ارائه میدهد. حضور مستمر در کنگره و عمل به آموزشها باعث میشود این مفاهیم به بخشی از تفکر و رفتار انسان تبدیل شوند و به صورت طبیعی در زندگی جاری گردند.
وادی چهارم به ما میآموزد که مسئولیت مسائل و مشکلات زندگی خود را به خداوند واگذار نکنیم. پیش از ورود به کنگره، در برخی NGOهای دیگر حضور داشتم. هر زمان با مشکلی روبهرو میشدم، با راهنما تماس میگرفتم و پاسخ میشنیدم که «به خدا توکل کن، همه چیز درست میشود». اما برای من این سؤال وجود داشت که اگر فردا چک پرداختی داشته باشم، دقیقاً چه چیزی را باید به خداوند بسپارم؟
برای مثال، اگر یک سفر اولی بگوید سیدی نمینویسم و همه چیز را به خداوند واگذار میکنم، این پاسخ نمیتواند مشکل او را حل کند. انسان باید مرز میان وظایف خود و جایگاه خداوند را بشناسد و مسئولیت آنچه بر عهده خودش است را بپذیرد.
اگر انسان بخواهد خداوند را بشناسد، ابتدا باید خود را بشناسد؛ زیرا دروازه ورود به شناخت خداوند، شناخت خویشتن است. این پرسش اهمیت پیدا میکند که آیا من واقعاً خودم را میشناسم؟ آیا توانایی انجام درست مسئولیتها و امور شخصی خود را دارم؟
انسان دارای دو بخش است؛ صور آشکار و صور پنهان. بسیاری از دیدگاههای رایج پزشکی و روانشناسی به این ابعاد توجه کافی ندارند و به همین دلیل گاه نتایج مطلوب حاصل نمیشود و تنها به مصرف دارو محدود میگردند.
ما دارای نفسی هستیم که به ما فرمان میدهد و در کنار آن، نیروهای دیگری نیز بر افکار و تصمیمهای ما تأثیر میگذارند. بنابراین لازم است این نیروها و تأثیرات را بشناسیم تا بتوانیم مسیر درست را انتخاب کنیم.

نفس اماره مرحلهای است که انسان اعمال ضد ارزشی را ارزش تلقی میکند و حتی از انجام آنها احساس زرنگی و موفقیت دارد. پس از آن، نفس لوامه قرار دارد؛ مرحلهای که فرد نسبت به اعمال نادرست خود آگاه میشود، احساس پشیمانی میکند و از رفتارهای گذشته اظهار ندامت دارد. در ادامه، انسان به مرحله نفس مطمئنه نزدیک میشود؛ جایگاهی که تلاش میکند بهترین و درستترین انتخابها را در زندگی انجام دهد.
در پایان، خداوند را شاکرم که در کنگره حضور دارم. آنچه در اینجا میآموزیم، تنها روش درمان نیست؛ بلکه شیوه صحیح زندگی کردن است. دانشی که به باور من، یافتن نمونهای مشابه آن در بسیاری از مراکز آموزشی و دانشگاههای دنیا دشوار است.
از اینکه به سخنان من گوش دادید، سپاسگزارم.
تایپ: مسافر علی
عکس: مسافرامید
تنظیم: مسافرعلی
(مسافران وهمسفران نمایندگی میلاجرد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
153