جلسه هفتم از دوره پنجاه و هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی مسافر راهنمای محترم مهدی، نگهبانی مسافر مسعود و دبیری مسافر جلیل، با دستور جلسه "وادی چهارم و تاثیر آن روی من" یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر، قبل از هر چیز شکر خدای بزرگ را به جا میآورم که امروز این اذن از طرفش صادر شد تا بنده در این جایگاه و کارگاهی که لژیون سردار خدمتگزارش است به عنوان استاد جلسه خدمت کنم و از نگهبان لژیون سردار که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند بسیار سپاسگزارم.
خب همانطور که همه میدانیم دستور جلسه امروز وادی چهارم است که میگوید در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، اگر خوب به تیتر این وادی نگاه کنیم به دو کلمه خیلی مهم برمیخوریم که مثل دو تا کلید است برای درک و شناخت بهتر از این وادی کلمه اولی خداوند و کلمه دوم خویشتن، خب من باید به دنبال این باشم که بدانم این خویشتن یعنی چی اگر معنا و مفهوم این کلمه خویشتن رو بهتر بفهمم آن زمان است که میتوانم به درک بیشتری از خداوند برسم. به نظر من در واقع وادی چهارم دروازه ورود به خودشناسی است و اولین وادی است که در مورد مهمترین ویژگی انسان که وجه تمایز انسان نسبت به سایر مخلوقات است همان اختیار، صحبت میکند و مشخص میکند که انسان به واسطه اختیاری که دارد می تواند راه تقوا پیشه کند یا راه فسق و فجور و در نهایت سرانجام هر کدام از این راهها را هم در این وادی برای ما مشخص میکند. وادی چهارم اولین وادی است که به صورت تخصصی به شناخت انسان میپردازد و مشخص می کند که انسان تشکیل شده از دو بخش صور آشکار و صور پنهان.
خب صور آشکار که همان جسم و اجزای تشکیل دهنده آن است و صور پنهان که تشکیل شده از نفس، روح، ذهن، عقل، حس و پیکرههای دیگر خب در ابتدا به ساکن من باید این را بدانم که این صور پنهان چیست و خودم رو باید بشناسم اگر خودم رو شناختم به یک شناخت نسبی از خداوند هم خواهم رسید.
همان جمله معروفی که امیرالمومنین میفرماید اگر به این شناخت رسیدم و اگر خودم را شناختم میتوانم معنا و مفهوم این وادی را درک کنم و در غیر این صورت تنها با دانستن اینکه در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، خب این خوب است اما در مرحله اطلاعات عمومی یا همان علم الیقین زمانی من به حق الیقین این وادی میتوانم برسم و به درک واقعی از این وادی میتوانم دست پیدا کنم که پیش نیازش را که همان خودشناسی است پاس کنم آن زمان است که من میتوانم حد و حدود مسئولیتهای خودم و مسئولیتهای خداوند رو مشخص کنم.
اون وقت هستش که من می تونم مرزبندی بکنم، مسئولیت من در قبال زندگی و مسائل حیاتیم چی هست و مسئولیت خداوند در قبال من و زندگی من چی هستش خب من باید بفهمم که نفس چیه مراتبش چیه مکانیزم نفس چیه روح چه کاری انجام می ده در وجود من عقل برای چی در وجود من نهاده شده و بقیه مطالب .
خب در انتهای این وادی یک جمله خیلی زیبا گفته شده که ربط خیلی بسیار زیادی می تواند به لژیون سردار داشته باشد که عین جمله رو برایتان می خوانم میگوید ما مسئولیت حیات خود را خود می پذیریم و برای رسیدن به اهدافمان نهایت تلاش و کوشش خود را انجام میدهیم و مطمئن هستیم که قدرت مطلق و نیروهای مافوق ما را در رسیدن به اهدافمان یاری خواهند نمود.
از ما حرکت از خداوند برکت و لژیون سردار هم دقیقا همین رو به ما می گوید به بنده می گوید که مهدی از تو حرکت از من هم برکت و گاهی اوقات من این برکت را با پول اشتباه میگیرم، برکت فقط پول نیست، برکت حال خوش است برکت تجربه حس های خوبه، برکت وجود انسان های با ارزش و آگاه در زندگی من هست.
یک روزی من با حال خراب با هزاران مشکل مالی با هزاران مشکل روحی و روانی و هزاران مشکل جسمی وارد کنگره شدم، اشخاصی که نمی شناختمشون به من کمک کردند چه مالی و چه جانی که من به درمان برسم و معنی واقعی زندگی رو درک بکنم امروز هم من در قبال لژیون سردار و افرادی که قراره بعد از این وارد کنگره بشوند مسئول هستم و این مسئولیت را باید بپذیرم یک تجربهای رو میخواهم خودم از لژیون سردار داشتم خدمتتون عرض بکنم یک روزی من سفر اول بودم و مشکلات مالی خیلی زیادی داشتم یک عزیزی به من گفت که اگر میخواهی مشکلات مالی حل شود تو لژیون سردار شرکت کن مبلغش هم اصلا مهم نیست من گفتم چشم و انجامش دادم اولین تعهدم تعهد سرداری بود و اون رو نتوانستم پرداخت بکنم من از شش میلیون تومن سه میلیون تومنش رو تونستم پرداخت بکنم ولی با خودم عهد کردم گفتم سال بعد این سه میلیون تومن رو می گزارم رو شش میلیون بعدی این کار رو انجام دادم سال بعد از اون اومدم دو تا شش میلیون تومن پرداخت کردم به نیت دو تا پسرم و سال بعد از اون که گلریزان سال چهارصد و چهار بود خیلی تو بازی ذهنم فرو رفتم می خواستم پرداخت بکنم تعهد بدهم ذهنم می گفت نه خودت هزاران مشکل داری ولی نگذاشتم وارد بازی ذهن بشوم.
با تمام مشکلات مالی که داشتم اومدم وارد جریان عظیم لژیون سردار شدم و باور کنید من نفهمیدم چجوری تا به الان این مبلغ رو تونستم پرداخت کنم. پس همه ما در قبال این جریان عظیم و این رود خروشان لژیون سردار مسئول هستیم و باید سعی بکنیم مسئولیت خودمون رو به نحو احسن انجام بدهیم انتهای پیام لژیون سردار پیام نگهبان جمله خیلی خیلی زیبایی است که می گوید تا خداوند به که رخصت دهد امیدوارم که این رخصت به همه ما داده بشود و بتوانیم توی این بازی بازیگر باشیم .
.jpg)
تایپ و بارگزاری: مسافرحمزه
عکس: مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
220