English Version
This Site Is Available In English

سی‌دی- ظرفیت پذیرش

سی‌دی- ظرفیت پذیرش

وقتی به جهان نگاه می‌کنم، همه‌چیز را در یک کلمه خلاصه می‌بینم؛ ظرفیت، همان پیمانه‌ای است که تعیین می‌کند چه اندازه از حقیقت هستی سهم ما باشد! بدون گنجایش درون؛ حتی بزرگترین اقیانوس‌های آگاهی نیز چیزی جز غرق شدن برای ما به همراه ندارند. هر حقیقت، دانش و تجربه‌ای، تنها به اندازه‌ ظرف وجودی ما قابل دریافت است؛ بنابراین رشد انسان، پیش از آن‌که به انباشته شدن اطلاعات وابسته باشد، به توسعه‌ ظرفیت پذیرش او بستگی دارد.

همه‌چیز از یک سؤال آغاز می‌شود. تفکر بدون پرسش، همانند موتوری خاموش است که هرگز به حرکت در نمی‌آید. سال‌ها به ما گفته شد اعتیاد یک جرم یا بیماری لاعلاج است؛ اما هنگامی‌که جرئت کردیم در برابر این پدیده علامت سؤال بگذاریم و بپرسیم؛ چرا اعتیاد؟ ساختار کهنه‌ تفکر فروریخت. سؤال، نخستین جرقه‌ نور در دل تاریکی است. اعتیاد، در ژرف‌ترین لایه‌ خود، چیزی جز فقدان آگاهی و فاصله گرفتن از ارزش‌ها نیست و پرسشگری، اولین گام برای بازگشت به روشنایی است.

انسان همواره در جست‌وجوی ماشین زمان در جهان بیرون بوده است، غافل از آن‌که بزرگترین سفر زمانی در درون خود او رخ می‌دهد. اتاق زمان، پیش از آن‌که یک فناوری باشد، یک تجربه‌ درونی است. در این اتاق، گذشته، حال و آینده به هم پیوند می‌خورند. ما به گذشته سفر می‌کنیم تا ریشه‌های سقوط و اشتباهات خود را بشناسیم و به آینده می‌نگریم تا ظرفیت‌های نهفته‌ رهایی را ببینیم. این سفر، جابه‌جایی فیزیکی در زمان نیست؛ حرکتی است از ضدارزش‌ها به‌سوی ارزش‌ها، از جهل به دانایی و از تاریکی به روشنایی.

اما هرچه بیشتر درباره‌ زمان می‌اندیشیم، امنیت ظاهری که با ساعت‌ها و تقویم‌ها برای خود ساخته‌ایم فرومی‌ریزد. زمان آن ابزار ساده‌ای نیست که ثانیه‌ها را پشت‌سر‌هم ردیف کند؛ زمان اقیانوسی زنده و بی‌کران است که ما در آن شناوریم. هنگامی که به ستاره‌ای دوردست نگاه می‌کنیم، درحقیقت به گذشته می‌نگریم. نوری که میلیون‌ها سال در تاریکی سفر کرده تا به چشم ما برسد، تصویری از گذشته‌ کیهان است؛ گذشته‌ای که شاید دیگر وجود خارجی نداشته باشد. این مواجهه با گذشته، نخستین آزمون ظرفیت پذیرش ما است؛ این‌که تا چه اندازه می‌توانیم حقیقت را بدون فرار از آن تحمل کنیم.

شگفت‌انگیزتر آن‌که فیزیک به ما می‌آموزد اگر روزی بتوانیم هم‌پای نور حرکت کنیم، زمان برای ما متوقف خواهد شد؛ اما جهان بیرون همچنان به حرکت خود ادامه می‌دهد. آن‌چه ما زمان می‌نامیم، بسیار پیچیده‌تر و رازآلودتر از درک روزمره‌ ما است. با این حال، برای لمس این حقیقت نیازی به سفینه‌های فضایی نداریم. هر فسیل، هر حلقه بر تنه‌ یک درخت کهن‌سال و هر اثر به‌جا مانده از تمدن‌های گذشته، نمادی از سفر زمان است. در سوی دیگر، سیاه‌چاله‌ها، شتاب‌دهنده‌های ذرات و افق‌های ناشناخته‌ دانش، نشانه‌هایی از آینده‌ هستند که امروز در برابر ما قرار گرفته‌اند. جهان پیوسته ظرفیت ما را می‌آزماید که آیا با دیدن این عظمت دچار هراس می‌شویم یا ظرف وجودی خود را گسترش می‌دهیم؟

در همین نقطه است که فیزیک به متافیزیک نزدیک می‌شود. انسان تنها با چشم‌های ظاهری خود جهان را تجربه نمی‌کند. رویاها، شهودها و دریافت‌های درونی، بخشی از تجربه‌ انسانی هستند که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول کرده‌اند؛ البته علم هنوز بسیاری از این پدیده‌ها را به‌طور کامل توضیح نداده، اما آن‌چه مسلم می‌باشد این است که جهان بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که تنها با حواس ظاهری درک می‌شود.

نگاهی به ساختار اتم بیندازیم؛ جهانی عظیم از نظم و حرکت در دل کوچکترین اجزای ماده نهفته است. اتم‌ها از ذراتی تشکیل شده‌اند که در عمیق‌ترین لایه‌های خود با مفاهیمی همچون انرژی، میدان و اطلاعات پیوند می‌خورند. همان‌گونه که ساختار اتم حول مرکز خود سازمان می‌یابد، روان انسان نیز پیرامون مرکزیت تفکر، احساس و آگاهی شکل می‌گیرد. اگر جهان مادی سراسر حرکت و ارتعاش است، درون انسان نیز جهانی پویا و زنده است که پیوسته درحال تغییر و تکامل می‌باشد.

چرا انسان تا این اندازه مجذوب جادو، رمالی، پیشگویی و میان‌برهای خیالی می‌شود؟ زیرا فرار از واقعیت همواره آسان‌تر از مواجهه با خویشتن است. بسیاری از این پدیده‌ها بر کمبود ظرفیت پذیرش انسان تکیه دارند. انسانی که تحمل ابهام را ندارد، به‌دنبال پاسخ‌های آماده می‌گردد؛ درحالی‌که رشد حقیقی از پذیرش ندانستن آغاز می‌شود. معجزه‌ واقعی نه در تسلیم شدن به القائات دیگران؛ بلکه در بیدار کردن قدرت تفکر و اراده درون خویش است.

در این میان، پرسشی بنیادین مطرح می‌شود که چرا در درون هر انسان، کششی دوگانه به سوی تاریکی و روشنایی وجود دارد؟ چرا هم میل به سقوط داریم و هم اشتیاق به پرواز؟
پاسخ را می‌توان در همان «ظرفیت پذیرش» جست‌وجو کرد. اگر تاریکی وجود نداشت، روشنایی معنا نمی‌یافت و اگر امکان خطا نبود، انتخاب بی‌معنا می‌شد. انسان در میدان کشمکش میان این دو قطب رشد می‌کند.

تضادها به او فرصت می‌دهند تا بیندیشد، انتخاب کند و ظرفیت وجودی خود را گسترش دهد. ما در اصطکاک میان تاریکی و روشنایی، خویشتن واقعی‌مان را می‌سازیم.
بزرگ شدن ظرفیت پذیرش؛ یعنی صلح کردن با ابهام، ندانستن و عظمت جهان؛ یعنی آشتی با گذشته‌ای که دیگر بازنمی‌گردد و پذیرش آینده‌ای که هنوز نیامده است؛ یعنی تبدیل ظرف کوچک وجود به اقیانوسی آرام که می‌تواند حقیقت را بدون ترس در خود جای دهد.

برای عبور از سرمای استخوان‌سوز اعتیاد، ناامیدی و تاریکی، نباید در جست‌وجوی معجزه‌های بیرونی بود. راه رهایی از شناخت خویشتن آغاز می‌شود، از جرئت پرسیدن سؤال‌های بزرگ، از سفر به گذشته برای شناخت ریشه‌ها، از نگاه به آینده برای کشف ظرفیت‌ها و از گسترش ظرف وجودی برای پذیرش حقیقت.

سفر در زمان، پیش از آن‌که پروژه‌ای علمی در آزمایشگاه‌ها باشد، تحولی عمیق در درون انسان است؛ سفری که در آن می‌آموزیم گذشته را ببخشیم، آینده را بپذیریم و تمام عظمت ابدیت را در همین لحظه‌ جاری تجربه کنیم. آن‌گاه در میان طوفان زمان، آرام و استوار خواهیم ایستاد؛ با چشمانی گشوده به حقیقت و قلبی که ظرفیت در آغوش کشیدن روشنایی را یافته است.

نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ویرایش: رابط خبری همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر فروزنده رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .