English Version
This Site Is Available In English

چراغی بشوم

چراغی بشوم

دهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی پهلوان محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر داوود با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» در روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت 17 شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

تشکر می‌کنم از گروه مرزبانی و ایجنت محترم برای فرصت خدمت.

دستور جلسه و تأثیر آن روی من، این است که من بدانم خود دستور جلسه چه می‌گوید و چه تأثیری روی من دارد. به نظر من، دستور جلسه وادی چهارم یک جا آن من قرار دارم، یک جا آن خداوند و یک‌سری دیگر آن مسائل حیاتی هستند.

اول اینکه من باید بدانم این مسائل حیاتی چیست، من کجا قرار دارم. یک جا من می‌گویم خداوند بزرگ است، ولی دارم یک چیزی را از گردن خودم رفع می‌کنم، اصلاً عمق جریان را درک نمی‌کنم و مسئولیت را به خداوند واگذار می‌کنم. ولی در جایی دیگر می‌گویم خداوند بزرگ است و از او نیرو می‌طلبم و با سعی و تلاش در راستای هدفم برنامه‌ریزی می‌کنم.

اینکه من بدانم و بشناسم خیلی مهم است. تمام آموزش‌های کنگره که من می‌بینم برای رسیدن به شناخت است. به خاطر شناخت است که خیلی از مسائل حل‌نشده بیرون، در کنگره حل شده است. تمام مسائلی که در دنیا برایش هزینه زیادی می‌کنند، من در کنگره رایگان دریافت می‌کنم، به خاطر علمی که توانسته تمام سؤال‌ها را جواب بدهد تا به نتیجه برسد؛ چه در مسئله درمان اعتیاد، درمان سیگار و کاهش و افزایش وزن. آن محصول نهایی نشان‌دهنده این است که نتیجه داشته یا نه.

طبق آموزش‌های کنگره، کالای باارزش نیاز به تبلیغ ندارد. کالای کنگره، محصول علم کنگره است؛ درمان‌هایی که می‌کند، خانواده‌هایی که به آرامش رسیده‌اند. به من یاد می‌دهد که این آموزش‌ها را از خودم صلب نکنم. امید خوب است، ولی توهمِ امید داشتن نه.

طبق آموزش‌های کنگره، برای کارها سه رکن اساسی وجود دارد؛ داشتن پول و سرمایه، علم و نیروی متخصص. آکادمی را تحویل دادیم و ما بدون هیچ اما و اگری رفتیم داخل خانه خودمان، چون داشتیم. دیگران قبل از اینکه من بیایم، مسئولیت را قبول کرده بودند و بسترش را برای من فراهم کرده بودند.

یک موردی که خیلی در جامعه پیش می‌آید، مسائل مادی است. در همین دستور جلسه می‌شود به آن اشاره کرد. من کاهلی می‌کنم، مسئولیتش را به خداوند واگذار می‌کنم و طلبکار می‌شوم از بقیه و اوضاعی که پیش آمده. باید بدانم که اشتباهی که کردم، الان دامن‌گیر من شده است. هرچه من بکارم، همان را برداشت می‌کنم.

پولی که از راه حلال به دست می‌آید مقدس است و در راه درست هزینه می‌شود. لژیون سردار به من این اجازه را می‌دهد که مسئولیتی را که دیگران برای من انجام دادند و اجازه‌اش از طرف خداوند داده شده بود، من هم بتوانم انجام بدهم.

خداوند بخشنده و مهربان است، ولی خود خدا نمی‌آید به من کمک مالی کند. یک فرد مأمور می‌شود و ما این فرصت را در لژیون سردار داریم و می‌توانیم یاد بگیریم که یک دستی بشویم برای اینکه یک نفر دیگر از تاریکی بیرون بیاید، بتوانم چراغی بشوم که یک خانواده دیگر از قهر به مهر هدایت بشود.

شاید به گفتن آسان باشد که یک نفر خشمش را به مهر تبدیل کند و بتواند با خانواده ارتباط برقرار کند. شاید هیچ روان‌شناسی نتواند این کار را انجام دهد. کنگره این فرصت را به من داد که بتوانم خودم را پیدا کنم و مشکلات خودم را حل کنم.

دیگر یک بنده طلبکار نیستم، به خودم بدهکار نیستم، از کسی توقع ندارم. من می‌توانم برای دیگران پُرثمر باشم. لژیون سردار زمینی است که من می‌توانم در آن کشت کنم. هر کسی به اندازه زمینش کشت می‌کند، ولی اگر کمتر از متراژ زمینم کشت کنم، یقیناً آن نتیجه‌ای را که باید بگیرم، نمی‌گیرم و سر خودم را کلاه گذاشته‌ام و نتوانسته‌ام آن‌طور که باید و شاید نتیجه‌ای دریافت کنم.

خدا را شکر می‌کنم بابت این بستری که آقای مهندس فراهم کرده تا من بتوانم خودم را پیدا کنم و بتوانم برای خودم مثمرثمر باشم و وقتی در این مسیر موفق باشم، به من اجازه داده می‌شود تا به دیگران خدمت کنم.

باید بدانم جایگاه‌های کنگره اندازه من نیست و این جایگاه‌های کنگره هستند که به من اندازه می‌دهند.

ممنونم از همه شما دوستان.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .