English Version
This Site Is Available In English

یکی از بزرگترین نعمت‌هایی که خداوند در اختیار انسان قرار داده ذهن است

یکی از بزرگترین نعمت‌هایی که خداوند در اختیار انسان قرار داده ذهن است

جلسه دوازدهم از دور چهل و ششم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارتش، با استادی دیده بان محترم مسافر بابک لطفی، نگهبانی مسافر محمد علی و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه "وادی چهارم و تاثیر آن روی من" در روز شنبه ۳۰ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم .

در مورد دستور جلسه باید اینطور عنوان کنم که در وادی چهارم صورت وادی مشخص می باشد، که در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن است . یعنی وقتی به قبل نگاه می‌کنیم می‌بینیم که ما در وادی های قبل یک پکیج از وادی تفکر را دریافت کردیم و ساختاری را برای خودمان ساختیم که بفهمیم تفکر چیست.

در وادی دوم و سوم هم همینطور است و هرچه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بیشتر در مورد تفکر صحبت شده است ، وادی چهارم ما را آماده حرکت می‌کند و تلنگری به ما می‌زند و به ما می‌گوید که قرار نیست هر اتفاقی که می‌افتد، گردن خداوند بیندازیم؛ همچنین فکر می‌کنیم آن کسی که ما را آفریده خیلی توان زیادی دارد و خیلی هم جبار است. ولی آن رود خروشان کنگره و آموزش‌های آن، ذره ذره این را به من می‌فهماند که باید بعد از شناخت خودمان، روی خودمان کار بکنیم و پله پله رشد کنیم.

آن چیزی که من در کنگره یاد گرفتم این است که به این دنیا آمده‌ام که رشد کنم و آموزش بگیرم، برای آنکه رشد بکنیم و آن ذره از وجود خداوند که در درون ما قرار دارد را لمس کنیم و به آن نزدیک‌تر بشویم، برای آنکه آن احساس خوب انسان بودن را لمس کنیم.

حالا اگر من بخواهم از این حرکات و آموزش‌ها استفاده کنم بستگی به خودم دارد که چقدر می‌توانم حرکت کنم و چقدر می‌توانم آموزش بگیرم و در راه تعالی قدم بردارم. 

در وادی از اختیار صحبت کرده است و ما اگر دقت کنیم می‌فهمیم که تنها موجودی که دارای اختیار است انسان است یعنی موجودات دیگر وقتی می‌خواهند انتخاب کنند که چه چیزی بخورند یا کجا بروند یا چه کار کنند همه از روی غریزه این کارها را انجام می‌دهند، وقتی من به عنوان یک انسان اختیار دارم آن اختیار نیاز به دانشی دارد که بتوانم انتخاب کنم. اختیار از این باب به من داده شده که بتوانم انتخاب کنم به کدام سمت بروم.

برای حرکت به سمت منفی هم آدم باید وقت بگذارد و از آن اختیار استفاده کند و در آنجا است که انسان انتخاب می‌کند که به سمت منفی برود و یا به سمت مثبت و قشنگی داستان همین جاست که انسان اختیار دارد که انتخاب کند که به کدام سمت حرکت کند، ما انتخاب می‌کنیم که در کدام مسیر قرار بگیریم و خاکسترهایی که به عنوان ضد ارزش آمده و در مسیرمان قرار گرفته و بین خودمان و خدایمان فاصله انداخته را بزداییم، سپس در کنگره یاد می‌گیریم که چگونه می‌توانیم این خاکسترها و ضد ارزش‌ها را کنار بزنیم و به سمت ارزشها حرکت کنیم.

یک مثال ساده: وقتی ما سفر اولی را نگاه می‌کنیم، مسافر اختیار دارد که در مسیر قرار بگیرد و به حرف راهنمایش گوش دهد و روی پله باشد و داروهایش را به موقع استفاده بکند به موقع هم سی دی‌هایش را بنویسد و همچنین اختیار این را دارد که هیچ کدام از این کارها را انجام ندهد و مواد مخدر مصرف کند، ولی آن چیزی که مهم است نتیجه کار است یعنی اگر من از اختیارم درست استفاده بکنم در انتهای کار نتیجه جنس متفاوتی دارد؛ البته هر نتیجه‌ای که داشته باشد برای ما لذت بخش است حتی مصرف مواد هم لذت بخش است و هرکس میگوید لذتی ندارد حقیقت را بیان نکرده است. یعنی نتیجه کارهای منفی هم لذت بخش است ولی جنس لذتی که در کارهای مثبت هست و در انتخاب‌های مثبت است متفاوت است. یعنی لذتی که در صراط مستقیم باشد و در مسیر ارزش‌ها باشد جنس متفاوتی دارد، برای اینکه آن لذت حقیقی است و ماندگار است ولی در ضد ارزش‌ها جنس لذت ماندگار نیست.

در ادامه استاد به دو مسئله اشاره می‌کنند؛ یکی مسئله خداوند و دیگری خویشتن. ما برای اینکه بخواهیم این وادی را بفهمیم و به آن عمل کنیم قاعدتاً اول باید خودمان و خداوند را بشناسیم.

 شناختن خداوند برای هر کسی از طریق فرمولی که برای خودش است امکان‌پذیر می‌باشد.

 شناخت خداوند زمانی به درد من می‌خورد که بتوانم با خداوند ارتباط داشته باشم و خداوند آنقدر بزرگ و عادل است که به بنده‌اش همه جور لطفی را می‌کند و انتهای همه این‌ها بخشش است، وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که خداوند در همه مسیرها یک راه برگشتی گذاشته است تا بتوانیم به سمت ارزشها برگردیم. یک سفر اولی وقتی می‌آید و در مسیر قرار می‌گیرد، درمان اعتیاد هدف اولیه است ولی وقتی ما در مسیر حرکت می‌کنیم کنگره کاری می‌کند که گوهر درونی خودمان که ذره ای از وجود خداوند است را پیدا کنیم و به خداوند وصل شویم و به آرامش برسیم.

آن چیزی که من خودم قبل از کنگره گم کرده بودم خویشتنم بود، در واقع خودم را گم کرده بودم، اگر نگاه بکنیم در کنگره آدرس خودمان را توسط وادی‌ها و سی‌دی‌هایی که هر هفته بیرون می‌آید به ما میدهند و زمانی می‌توانیم به این آموزش‌ها عمل بکنیم که قبل از هر چیز خودمان را پیدا بکنیم؛ وقتی می‌بینیم در مسیر به ما تلنگری می‌خورد مطمئن باشید که این تلنگر برای پیدا کردن خودمان است و برای آن است که در خود تغییراتی را به وجود آوریم، یکی از نعمت‌هایی که خداوند در اختیار انسان قرار داده ذهن است، یعنی اگر آن ذهن و تصویر چیزهای مثبت و منفی را برای ما نمی‌ساخت، نمی‌توانستیم از اختیار استفاده کنیم و انتخاب درستی داشته باشیم، در واقع اگر ما بتوانیم ذهنمان را پرورش بدهیم، میتوانیم حسمان را پرورش دهیم و در مراتب نفس به سمت بالا حرکت کنیم.

مهم‌ترین چیزی که مصرف کننده را درگیر می‌کند نفس اماره است و این آموزش‌ها به همه ما کمک می‌کند که چگونه از نفس اماره به سمت نفس لوامه حرکت کنیم، وقتی دقت کنیم متوجه می‌شویم که مسافر در روزهای اول شاید به این توجه نکند که دارویش را سر موقع مصرف کند و به اندازه مصرف کند ولی ذره ذره که جلو می‌آید و از آن انرژی ناب کنگره استفاده می‌کند و آموزش‌ها استفاده می‌کند و سی‌دی‌ها را گوش می‌دهد، ذره ذره این سوال برایش پیش می‌آید که چرا من باید مواد مصرف بکنم و چرا باید در کنگره حضور نداشته باشم و چرا باید سر تایم در کنگره حضور نداشته باشم و همه این‌ها می‌آید و مسافر را به سمت نفس لوامه حرکت می‌دهد و قاعدتاً نفس مطمئنه که آخرین مرحله نفس است می‌تواند مانند هر مطلبی برای ما به صورت نسبی باشد، یعنی ممکن است من در مطالبی هنوز در نفس اماره باشم و درمسائل دیگر به نفس مطمئنه رسیده باشم وممکن است در مورد یک سری مسائل در قله باشم و در مورد مسائل دیگری در قعر دره و این را هیچکس به غیر از خود آدم نمی‌داند.

سایت نمایندگی ارتش

تایپ و ویرایش: مسافر حمزه

تایید و ارسال: مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .