English Version
This Site Is Available In English

پذیرش مسئولت، آغاز رشد انسان

پذیرش مسئولت، آغاز رشد انسان

جلسه سیزدهم از دوره نهم کارگاه های آموزشی عمومی نمایندگی پردیس با استادی دیدبان محترم مسافر احمد، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه * وادی چهارم وتاثیر آن روی من * شنبه 30 خرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق نصیب من شد تا در جمع شما عزیزان و در این نمایندگی حضور داشته باشم. از تمامی خدمتگزاران این نمایندگی، چه مسافران عزیز و چه همسفران گرامی، تشکر و قدردانی می‌کنم. امیدوارم تمامی عزیزانی که در حال خدمت هستند، از خدمت خود بهره لازم را ببرند و حال دل همه عزیزان خوب و سرشار از آرامش باشد.
از بنیان‌گذار محترم و تمامی عزیزانی که این بستر ارزشمند را فراهم کردند نیز سپاسگزارم؛ بستری که به کمک آن توانسته‌ایم و همچنان می‌توانیم اصلاحاتی در خود به وجود آوریم، در مسیر درست حرکت کنیم، به خواسته‌های معقول و صحیح دست یابیم، از دام اعتیاد رهایی پیدا کنیم و از آسیب‌ها و مضرات آن دور شویم.
باید قدر سلامتی و فیزیولوژی ارزشمندی را که در اختیار ما قرار گرفته است بدانیم و آگاه باشیم که برای زندگی، قوانینی وجود دارد که لازم است آن‌ها را بشناسیم و به آن‌ها دسترسی پیدا کنیم. بی‌شک دستیابی به این قوانین نیازمند اجازه، آموزش و تلاش است. اکنون که این فرصت در اختیار ما قرار گرفته، باید کوشش کنیم تا این قوانین را بیاموزیم و در زندگی خود به کار ببندیم.
وقتی از قوانین زندگی سخن می‌گوییم، منظور قوانینی است که بر انسان حاکم هستند. انسان باید این قوانین را فراگیرد و اجرا کند تا نتیجه آن ابتدا به خودش، سپس به خانواده و در نهایت به جامعه بازگردد. هرچه تعداد بیشتری از انسان‌ها این قوانین را رعایت و اجرا کنند، آثار آن در جامعه بیشتر نمایان خواهد شد و خواهیم دید که جامعه به سمت تعادل حرکت می‌کند.
زمانی که می‌گوییم در جامعه انصاف وجود ندارد، در واقع منظور این است که بسیاری از افراد از قوانین زندگی پیروی نمی‌کنند و مسیر دیگری را برای خود ترسیم کرده‌اند. نتیجه این انتخاب‌ها نیز در رفتارها و روابط اجتماعی قابل مشاهده است.
پیش از ورود به دستور جلسه، لازم می‌دانم به نکته‌ای اشاره کنم که آقای دکتر امین در سی‌دی ،آبی مطرح می‌کنند. ایشان می‌فرمایند اگر می‌خواهیم خانواده‌ای سالم و موفق داشته باشیم، اعضای خانواده باید نسبت به یکدیگر انصاف را رعایت کنند، مراقب هم باشند، محبت را در خانواده جاری سازند، از یکدیگر حمایت کنند و به شخصیت، سلیقه و دیدگاه‌های هم احترام بگذارند.
متأسفانه امروزه در برخی خانواده‌ها این ارزش‌ها دستخوش تغییر شده است و همین موضوع مشکلاتی را به وجود آورده است. گاهی مشاهده می‌کنیم که فرزندان کمتر به سخنان والدین توجه می‌کنند و حتی آن‌ها را مورد نقد قرار می‌دهند. اگر پدر و مادری از خود بپرسد که چرا فرزندش چنین رفتاری دارد، ابتدا باید از خود سؤال کند که چه آموزش‌ها و الگوهایی را به او ارائه داده است.
درست است که فرزندان از جامعه، مدرسه، دوستان و محیط پیرامون نیز آموزش می‌گیرند، اما نخستین و مهم‌ترین الگوهای زندگی آن‌ها پس از خداوند، پدر و مادر هستند. بنابراین بخش مهمی از رفتار و شخصیت فرزندان، نتیجه آموزش‌ها و عملکرد والدین است.
این موضوع ارتباط مستقیمی با دستور جلسه دارد؛ جایی که گفته می‌شود خداوند در حیات به انسان مسئولیت داده است و انسان نباید از پذیرش مسئولیت شانه خالی کند. بسیاری از افراد نمی‌پذیرند که بخش عمده‌ای از ضررها و مشکلاتی که تجربه می‌کنند، حاصل انتخاب‌ها و عملکرد خودشان است.
گاهی فرد دچار حادثه یا مشکلی می‌شود و بلافاصله دیگران را مقصر می‌داند؛ حتی زمانی که خود او نیز در آن نقش داشته است. پذیرش مسئولیت آسان نیست و بسیاری از انسان‌ها از آن گریزان هستند.
زمانی که دلیل روشنی برای اتفاقات زندگی پیدا نمی‌کنیم، به‌سادگی می‌گوییم: خدا خواست، در حالی که گاهی این جمله می‌تواند پوششی برای فرار از مسئولیت باشد. ما در جهان‌بینی کنگره می‌آموزیم که انسان مسئول انتخاب‌ها و عملکرد خویش است و باید نقش خود را در اتفاقات زندگی بپذیرد.
هر فردی که وارد کنگره می‌شود، از نظر جهان‌بینی، سطح آگاهی و میزان باورپذیری با دیگران متفاوت است. برخی مطالب را سریع‌تر می‌پذیرند و برخی نیاز به زمان بیشتری برای درک و تحلیل دارند. اما آموزش‌های جهان‌بینی و شناختی که در کنگره ارائه می‌شود، برای کسانی سودمند است که باور دارند انسان پیش از این نیز بوده، اکنون هست و در آینده نیز خواهد بود.
در جهان‌بینی مطرح می‌شود که هر یک از ما کتابی هستیم؛ کتابی که آغاز آن به ازل بازمی‌گردد. شاید به خاطر نیاوریم از کجا آمده‌ایم و چه پیمانی بسته‌ایم، اما باور داریم که بوده‌ایم و حرکت خود را از نقطه‌ای آغاز کرده‌ایم. این کتاب تا پایان این مرحله از حیات ادامه دارد و هر روز با اعمال، افکار و رفتار ما برگ جدیدی به آن افزوده می‌شود.
ما نمی‌دانیم این کتاب چند برگ دارد و تا کجا ادامه پیدا می‌کند؛ اما می‌دانیم که صفحات ابتدایی آن سفید است و این ما هستیم که از آغاز، مشغول نگارش آن هستیم. افکار، نگرش‌ها، تصمیم‌ها، اعمال و اتفاقاتی که در زندگی ما رخ می‌دهند، همگی در این کتاب ثبت و ضبط می‌شوند. هر آنچه می‌اندیشیم و هر عملی که انجام می‌دهیم، در حال ترسیم و نگارش است.
گاهی گفته می‌شود که ثواب‌ها و گناه‌ها نوشته می‌شوند. اما شاید درست نباشد که انسان تصور کند موجودی دائماً در حال ثبت اعمال اوست؛ زیرا اگر فردی احساس کند همیشه تحت مراقبت و نظارت ظاهری قرار دارد، آرامش خود را از دست خواهد داد. در حقیقت، نخستین ناظر بر اعمال انسان، خود اوست. کسی که اعمال خوب و بد را ثبت می‌کند، قبل از هر چیز خود انسان است. البته نیروهایی نیز وجود دارند که قابل رؤیت نیستند و هر کدام وظایف و مأموریت‌های خود را در قبال انسان‌ها انجام می‌دهند.
یکی از مباحثی که در جهان‌بینی کنگره مطرح می‌شود، شناخت همین نیروها و جایگاه آن‌هاست. امیدوارم روزی بستر آموزش جهان‌بینی در کنگره به اندازه‌ای برای ما روشن شود که بتوانیم با تجزیه و تحلیل صحیح، جایگاه هر قطعه از این پازل را تشخیص دهیم و تصویر کامل‌تری از هستی را مشاهده کنیم.
در جهان‌بینی کنگره مطرح می‌شود که وقتی دو نفر با یکدیگر صحبت می‌کنند، تنها دو نفر حاضر نیستند؛ نیروی دیگری نیز حضور دارد. اگر سه نفر باشند، در واقع چهارمین نیرو نیز وجود دارد. این آموزش‌ها برای افرادی کاربرد دارد که باور دارند انسان فقط محدود به این مرحله از حیات نیست؛ پیش از این نیز بوده، اکنون هست و در آینده نیز خواهد بود.
بسیاری از ما پیش از ورود به کنگره به نشانه‌هایی که در زندگی وجود داشت توجه نمی‌کردیم. اما با آموزش‌ها و کسب آگاهی، کم‌کم متوجه این نشانه‌ها می‌شویم. اگر انسانی باور نداشته باشد که حیات او فراتر از این مرحله ادامه دارد، طبیعی است که هر کاری را که می‌خواهد انجام دهد؛ زیرا تصور می‌کند همه چیز با پایان این زندگی خاتمه می‌یابد.
اما جهان‌بینی کنگره می‌آموزد که مرگ به معنای نابودی نیست، بلکه انتقال از مرحله‌ای به مرحله دیگر است. بنابراین انسان باید مسئولیت اعمال و انتخاب‌های خود را بپذیرد؛ زیرا هر عملی نتیجه و پیامد خاص خود را خواهد داشت.
نباید تصور کنیم که نیروهای بیرونی همانند مهره‌های شطرنج ما را جابه‌جا می‌کنند. خداوند به انسان اختیار داده است و این اختیار را به‌صورت کامل در اختیار او قرار داده است. در این اختیار نیز دخالتی نمی‌کند. همان‌گونه که در سی‌دی «جبر و اختیار» به روشنی بیان شده است، انسان در انتخاب‌های خود آزاد است و مسئولیت نتایج آن انتخاب‌ها را نیز باید بپذیرد.
آقای مهندس بارها تأکید کرده‌اند که بسیاری از افراد حتی نمی‌پذیرند که اعتیاد خود را با انتخاب‌ها و عملکرد خویش به وجود آورده‌اند. در حالی که برای تغییر نیز باید خود فرد قدم بردارد. نمی‌توان انتظار داشت شخص دیگری به جای او تغییر ایجاد کند یا درمان را برای او به انجام برساند.
در وادی یازدهم نیز اختیار انسان مورد احترام قرار گرفته است. حتی نیروهای منفی تنها می‌توانند از طریق القا و الهام، انسان را به سمت ضد ارزش‌ها دعوت کنند و اجازه دخالت مستقیم ندارند؛ زیرا اختیار انسان اصلی محترم و خدشه‌ناپذیر است.
بنابراین مسئولیت سفر اول بر عهده خود فرد است. مسئولیت مصرف‌کننده شدن نیز بر عهده خود اوست. اگر انسان بخواهد زندگی خود را سامان دهد، ابتدا باید خودش بخواهد و برای آن اقدام کند.
کنگره ۶۰ با آموزش‌های خود تلاش می‌کند از هر فرد انسانی آگاه، توانمند و مسئولیت‌پذیر بسازد. به ما می‌آموزد که بیش از هر کس روی خودمان حساب کنیم، مسئولیت اعمال و انتخاب‌های خود را بپذیریم و انتظار نداشته باشیم که دیگران زندگی ما را تغییر دهند.
البته اگر انسان‌هایی در کنار ما هستند که برای ما قدمی برمی‌دارند، حمایتی می‌کنند یا آسایش و آرامشی را فراهم می‌سازند، باید قدردان آن‌ها باشیم و از آن‌ها تشکر کنیم. اما نباید توقع داشته باشیم که دیگران مسئول حل مشکلات ما باشند؛ زیرا هر انسانی در نهایت مسئول زندگی و سرنوشت خویش است.
انسانی که همواره انتظار دارد دیگران دست او را بگیرند و مشکلاتش را حل کنند، به تدریج از پذیرش مسئولیت فاصله می‌گیرد. در حالی که رشد و تعالی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد مسئولیت زندگی خود را بپذیرد و برای تغییر شرایط، شخصاً قدم بردارد.

انسانی که همواره به دنبال دستی می‌گردد تا او را نجات دهد، در واقع هنوز به توانایی‌های درونی خود تکیه نکرده است. فردی که دائماً انتظار دارد دیگران از او تعریف و تمجید کنند، یا همواره نیازمند تأیید شدن از سوی اطرافیان است، در حقیقت از کمبود اعتمادبه‌نفس رنج می‌برد. چنین فردی هنوز ارزش‌ها و توانایی‌های وجودی خود را به‌درستی نشناخته و نتوانسته است ارتباط مناسبی با خویشتن برقرار کند.
در زندگی، مسئولیت‌های فراوانی بر عهده ما قرار دارد و نخستین و مهم‌ترین مسئولیت، مسئولیت نسبت به خودمان است. به‌عنوان یک انسان، تا چه اندازه از جسم، روان و سلامت خود مراقبت می‌کنیم؟ چقدر قدر این فیزیولوژی ارزشمند را که خداوند در اختیار ما قرار داده است می‌دانیم و برای حفظ آن تلاش می‌کنیم؟
اگر باور داشته باشیم که پیش از این بوده‌ایم، اکنون هستیم و در آینده نیز خواهیم بود، باید بدانیم که این قالب جسمانی و وجودی که در اختیار ما قرار گرفته، از قوانین بسیار دقیق و حساب‌شده‌ای پیروی می‌کند. اگر فردی با مصرف سیگار، مواد مخدر یا هر عامل مخرب دیگری به جسم و روان خود آسیب وارد کند، این آسیب‌ها بی‌اثر نخواهند بود و آثار آن در مسیر حیات او باقی خواهد ماند.
زمانی که جهان‌بینی را به‌صورت کاربردی در زندگی خود به کار می‌گیریم، متوجه می‌شویم که حیات بر اساس قوانینی بسیار دقیق و منظم در جریان است. گذشته، حال و آینده ما بر مبنای همین قوانین ترسیم می‌شود و مسئولیت این مسیر نیز بر عهده خود ماست.
بنابراین، علاوه بر مسئولیتی که نسبت به خود داریم، در قبال اطرافیان و جامعه نیز مسئول هستیم. بسیاری از این مسئولیت‌ها را خودمان با انتخاب‌های خویش می‌پذیریم؛ مانند ازدواج، تشکیل خانواده، فرزندآوری، اشتغال و سایر تعهداتی که در طول زندگی بر عهده می‌گیریم.
از سوی دیگر، جامعه خدمات و امکانات متعددی را در اختیار ما قرار می‌دهد. در مقابل، این سؤال مطرح می‌شود که ما چه خدمتی به جامعه ارائه می‌کنیم؟ چه تأثیر مثبتی از خود به جای می‌گذاریم؟
آقای مهندس جمله‌ای دارند که مدت‌ها ذهن مرا به خود مشغول کرده است. ایشان می‌فرمایند: انسان باید به فردی مفید و مؤثر تبدیل شود؛ ابتدا برای خودش، سپس برای خانواده و در نهایت برای جامعه. چنین انسانی به یک سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود. سرمایه‌ای که حضورش موجب رشد، آرامش و پیشرفت اطرافیان و جامعه خواهد شد.
فردی که به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود، در حقیقت از استعدادها و ظرفیت‌هایی که خداوند در وجود او قرار داده است، به‌درستی استفاده می‌کند. در یکی از سی‌دی‌ها نیز مطرح می‌شود که چنین فردی در جایگاه واقعی انسان قرار گرفته و در مسیر تکامل و رشد حرکت می‌کند.
این سخن بسیار عمیق است؛ زیرا انسان تنها برای خوردن، خوابیدن، کار کردن و گذران زندگی آفریده نشده است. بسیاری از موجودات دیگر نیز همین کارها را انجام می‌دهند. پرنده‌ای صبح از خواب برمی‌خیزد، به دنبال غذا می‌رود، لانه می‌سازد، جفت انتخاب می‌کند و به بقای نسل خود ادامه می‌دهد.
اگر انسان نیز تمام زندگی خود را صرف همین امور کند و هیچ تأثیر مثبت و سازنده‌ای بر خود، خانواده و جامعه نداشته باشد، تفاوت چندانی با سایر موجودات نخواهد داشت. آنچه به انسان جایگاهی ویژه می‌بخشد، آگاهی، اختیار، مسئولیت‌پذیری و خدمت اوست.
در کنگره ۶۰ نیز زمانی که یک فرد سفر خود را به‌درستی انجام می‌دهد، مصرف مواد مخدر یا سیگار را درمان می‌کند و از تخریب‌ها فاصله می‌گیرد، در حقیقت در حال تبدیل شدن به انسانی مفید و مؤثر است. زیرا پیش از آن ممکن بود به خود، خانواده و جامعه آسیب وارد کند، اما اکنون در مسیر سازندگی، رشد و ارزش‌ها قرار گرفته است.
چه بخواهیم و چه نخواهیم، هر فردی که در مسیر ضد ارزش‌ها حرکت می‌کند، آثار مخرب آن را در زندگی خود و اطرافیانش به جا می‌گذارد. اما زمانی که فرد تصمیم می‌گیرد تغییر کند، درمان شود و در مسیر ارزش‌ها گام بردارد، نخستین و مهم‌ترین خدمت را به خودش انجام می‌دهد. این تغییر، نقطه آغاز تبدیل شدن به انسانی مفید و مؤثر است.
به یاد دارم در سال ۱۳۸۱، زمانی که یکی از نخستین رهایی‌ها در کنگره اعلام شد، فضای بسیار خاص و تأثیرگذاری حاکم بود. خانواده آن فرد نیز درگیر مصرف بودند؛ پدر، مادر، خواهر و برادرانش. اما او توانسته بود وارد کنگره شود و به رهایی برسد.

در جشن رهایی خود جمله‌ای بیان کرد که هنوز پس از سال‌ها در ذهن من باقی مانده است. آن جمله نشان می‌داد که وقتی یک انسان تغییر می‌کند و مسئولیت زندگی خود را می‌پذیرد، نه‌تنها سرنوشت خود، بلکه مسیر خانواده و اطرافیانش را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. این همان ارزش واقعی مسئولیت‌پذیری و تبدیل شدن به یک سرمایه اجتماعی است.
جبران خدمت و کمکی که به فرزندانم شد، این است که هر روز هنگام نماز صبح شما را دعا می‌کنم. شاید حتی مرا به خاطر نیاورید و نشناسید، اما به زعم خودتان تنها وظیفه‌تان را انجام داده‌اید. با این حال، هر انسانی که در جایگاه خدمت قرار می‌گیرد، توانایی تأثیرگذاری بر زندگی دیگران را دارد. هر یک از ما تجربه‌ای در این مسیر داریم؛ البته هدایت و توفیق از جانب خداوند است، اما باید ببینیم در درون انسان چه اتفاقی می‌افتد و چرا این تأثیر شکل می‌گیرد.
این موضوع برای همه راهنمایان و خدمتگزاران اتفاق می‌افتد؛ اما نکته مهم این است که آیا انسان قدر محبت‌ها و زحمات این ساختار را می‌داند؟ آیا قدردان راهنما، مشارکت‌کننده، نگهبان، دبیر، مرزبان، ایجنت، مسئول OT، مسئول نشریات و حتی خدمتگزاری که در آبدارخانه خدمت می‌کند، هست؟ آیا از کسانی که در مسیر رشد و آرامش او نقش داشته‌اند، تشکر و قدردانی می‌کند؟
کنترل توقع کار آسانی نیست. بسیاری از انسان‌ها زمانی که خدمتی انجام می‌دهند، ناخودآگاه منتظر جبران آن هستند. بنابراین لازم است مسئولیت خود را بپذیریم و قدردان کسانی باشیم که در مسیر زندگی به ما کمک می‌کنند.
اگر با فردی اختلاف، ناسازگاری یا اصطکاکی داریم، بهتر است به جای آنکه به دنبال اثبات مقصر بودن او باشیم، از خود بپرسیم: «من در این اتفاق چه نقشی داشته‌ام و اکنون چه کاری می‌توانم انجام دهم تا شرایط بهتر شود؟»
تا زمانی که مسئولیت سهم خود را نپذیریم، تغییری ایجاد نخواهد شد. برای مثال، مسئولیت درمان سیگار بر عهده خود فرد است. اگر فردی تصمیم بگیرد مصرف سیگار را کنار بگذارد، طبیعی است که مدتی دچار آشفتگی و بی‌قراری شود. گویی زلزله‌ای در شهر وجودی او رخ داده است. اما این زلزله برای تخریب نیست؛ بلکه برای از بین بردن ناخالصی‌ها و ساختن بنایی محکم‌تر و سالم‌تر است.
ممکن است چند روزی شرایط دشوار باشد، اما انسان باید از این مرحله عبور کند. راهنما در کنار اوست، آموزش می‌دهد و مسیر را نشان می‌دهد، اما قدم برداشتن بر عهده خود فرد است. تکیه‌گاه اصلی انسان ابتدا خودش و سپس راهنمای اوست که می‌تواند از تجربه و دانش او بهره‌مند شود.
در این حیات و در این زندگی، نباید برای هر اتفاقی مسئولیت را از خود سلب کنیم و همه چیز را به عوامل بیرونی نسبت دهیم. خداوند اختیار را به انسان عطا کرده است و انسان باید نقش خود را در اتفاقات زندگی بشناسد و بپذیرد. بسیاری از رخدادهای زندگی، نتیجه انتخاب‌ها، تصمیم‌ها و عملکردهای خود ما هستند.
همه ما در این مسیر در حال آموزش دیدن و تغییر کردن هستیم. هیچ‌کدام کامل نیستیم و همگی برای رشد و اصلاح خود تلاش می‌کنیم. بنابراین به جای جست‌وجوی عیب و نقص دیگران، بهتر است ابتدا به درون خود نگاه کنیم. اگر نقصی در دیگران می‌بینیم، به جای قضاوت، در صورت امکان برای اصلاح و کمک به آن‌ها اقدام کنیم.
در دعای کنگره آمده است: «در پی هم روان شدیم.» یعنی همه ما در یک مسیر قرار داریم و در حال حرکت هستیم. در وادی دوم نیز مطرح می‌شود که خداوند هیچ جایگاه و مقامی را بر دیگری برتر نمی‌شمارد، بلکه می‌فرماید: نزدیک‌ترین شما به من، پرهیزکارترین شماست. پرهیزکاری یعنی دوری از ضد ارزش‌ها و حرکت در مسیر ارزش‌ها.
ما در کنگره یک همکاری و سازمان‌دهی منسجم را تجربه می‌کنیم. از یکدیگر آموزش می‌گیریم و به قوانین احترام می‌گذاریم. ارزش جایگاه‌ها به نام آن‌ها نیست، بلکه به میزان خدمت، تأثیرگذاری و مسئولیت‌پذیری افراد بستگی دارد.
همواره به راهنمایان عزیز تأکید می‌شود که قدر جایگاه خود را بدانند؛ زیرا هر جایگاه در کنگره، درس و تجربه خاص خود را به همراه دارد. اما یکی از حساس‌ترین و ارزشمندترین جایگاه‌ها، جایگاه تازه‌وارد است. تازه‌واردی که با امید وارد کنگره می‌شود و قدم در مسیر تغییر می‌گذارد، در یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی خود قرار گرفته است.
این فرصت‌ها بسیار ارزشمند هستند و باید قدر آن‌ها را دانست. اگرچه ظاهر امر کمک به دیگران است، اما در حقیقت بیشترین سود و منفعت این خدمت‌ها نصیب خود ما می‌شود. اگر امروز در جایگاهی قرار گرفته‌ایم و توانایی خدمت داریم، نتیجه همان آموزش‌ها، خدمت‌ها و محبت‌هایی است که در گذشته از دیگران دریافت کرده‌ایم.
من هرگز خدمت‌ها و محبت‌هایی را که راهنمایان و اعضای کنگره در سال‌های ابتدایی سفرم به من کردند فراموش نمی‌کنم. همان آموزش‌ها و حمایت‌ها بود که مرا به رهایی رساند و امروز نیز قدردان آن‌ها هستم.
هیچ مسافر سفر اولی به‌طور کامل نمی‌داند که پس از رهایی چه احساس و شرایطی در انتظار اوست؛ اما نشانه‌های آن را می‌تواند در طول سفر خود مشاهده کند. به‌ویژه در درمان سیگار، جایی که فرد پس از عبور از سختی‌ها، آرامش، تعادل و رهایی واقعی را تجربه خواهد کرد.
انسانی که هنوز به آگاهی و بیداری نرسیده است، نمی‌تواند ردپای تغییرات و دستاوردهای این سفر را به‌خوبی مشاهده کند. اما زمانی که سفر به پایان می‌رسد و فرد به رهایی می‌رسد، وقتی به گذشته خود نگاه می‌کند، متوجه می‌شود که دیگر خبری از حال بد گذشته نیست. آن‌قدر حالش خوب است که گاهی دچار تردید می‌شود و با خود می‌گوید: چطور ممکن است هیچ مشکلی نداشته باشم؟
این موضوع را از روی تجربه شخصی خودم عرض می‌کنم. یکی از نکات بسیار مهم این است که انسانی که وارد جهان اعتیاد می‌شود، به‌مرور حس و حال یک انسان طبیعی را فراموش می‌کند. فراموش می‌کند که یک انسان عادی ممکن است خسته شود، بدن‌درد داشته باشد، بعضی شب‌ها خوابش کمتر شود یا شرایط روحی و جسمی متفاوتی را تجربه کند. این مسائل بخشی از زندگی طبیعی انسان است، اما مصرف‌کننده به‌تدریج آن‌ها را از یاد می‌برد.
بسیاری از ما در سفر دوم با چنین شرایطی روبه‌رو شده‌ایم. گاهی می‌گوییم: دیشب خوابم نبرد، نکند مشکلی پیش آمده باشد؟یا تصور می‌کنیم که سیستم جسمی ما دچار اختلال شده است. در حالی که این اتفاقات در زندگی طبیعی کاملاً عادی است. اما چون سال‌ها در جهان مصرف زندگی کرده‌ایم، تصور می‌کنیم فقط دو حالت وجود دارد؛ یا مصرف می‌کنیم و حالمان خوب است، یا مصرف نمی‌کنیم و دچار مشکل هستیم. در حالی که حالت سومی نیز وجود دارد و آن زندگی طبیعی است؛ حالتی که متأسفانه آن را فراموش کرده‌ایم.
زمانی که به رهایی می‌رسیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم. برای من نیز چنین اتفاقی افتاد. وقتی به رهایی رسیدم، آن‌قدر احساس خوبی داشتم که بارها خداوند را شکر کردم. سال‌ها به دنبال چنین حالی بودم؛ حالی که بدون مصرف مواد، بدون هیچ‌گونه کشش و گرایش به مصرف، بتوانم آرامش، رضایت و حال خوب را تجربه کنم.
به جرأت می‌توانم بگویم که پس از رهایی، موضوع مصرف مواد آن‌قدر از من دور شد که گویی میلیون‌ها سال نوری با آن فاصله گرفته بودم. از خداوند سپاسگزار بودم که این نعمت بزرگ را نصیب من کرد. اما زمانی که با خودم فکر کردم، دیدم نمی‌توانم صرفاً از این مسیر عبور کنم و بگویم: خسته نباشید و خداحافظ. احساس کردم باید در این مجموعه بمانم و خدمت کنم؛ زیرا این نعمت ارزشمند را در همین مسیر به دست آورده بودم.
خداوند را شاکرم که امروز توفیق حضور در جمع شما عزیزان را پیدا کردم. امیدوارم همه ما قدر این رحمت الهی را بدانیم. همه ما در حال آموزش گرفتن هستیم، همه ما فراز و نشیب‌ها و نوسانات مختلفی را تجربه می‌کنیم و این موضوع کاملاً طبیعی است.
بیایید در کنار یکدیگر باشیم، به هم محبت کنیم و از اشکالات و ضعف‌هایی که در یکدیگر می‌بینیم، درس بگیریم؛ نه اینکه یکدیگر را مورد قضاوت قرار دهیم. به همدیگر کمک کنیم تا بتوانیم به جامعه‌ای اثرگذار، مفید و ارزشمند تبدیل شویم؛ جامعه‌ای که بر پایه قوانین درست زندگی و حیات حرکت می‌کند.
اگر این مسیر را به‌درستی طی کنیم و انسانی مفید و مؤثر باشیم، خواهیم دید که زندگی تا چه اندازه می‌تواند برای تک‌تک ما زیبا، ارزشمند و لذت‌بخش باشد.
از توجه و محبت شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم همه شما روزهای سرشار از آرامش، موفقیت و حال خوش را تجربه کنید.

سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .