جلسه دهم از دور هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی امرزبان یونس و نگهبانی مسافر فرهادو دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه ((کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر)) در تاریخ 27 خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
خدا را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم و از نگهبان جلسه آقا و همچنین دبیر محترم جلسه تشکر میکنم در مورد دستور جلسه اگر بخواهم صحبت کنم باید بگویم که در هر جامعهای برای اینکه امور بهدرستی و راحت تر پیش برود و قوانین و مقرراتی وجود دارد که در قالب کتاب و جزوه یا آییننامه تدوین میشوند تا افراد بتوانند در زمان نیاز از آنها استفاده کنند و مسیر درستی را پیدا کنند و برای درمان اعتیاد نیز سالها قوانین روشها و راهکارهای مختلفی ارائه شده است و اما تنها جایی که برای من نتیجه داد کنگره ۶۰ بود. به اعتقاد من کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» یکی از کاملترین و جامعترین کتابها در زمینه درمان اعتیاد و شناخت درون انسان است و دلیل این باور هم این است که محتوای آن بر پایه اصول الهی و جهان بینی بنا شده و انسان را به سمت احیا و زنده شدن دوباره هدایت میکند.
اگر به دوران مصرف خودم برگردم و آن دوران را به ماشینی تشبیه میکنم که در میان برف و کولاک شدیدی گرفتار شده است و آن برف اعتیاد بود و آن بادهای سهمگین دروغ، نفرت، کینه و سایر صفات منفی و مجموعه این عوامل مرا به اوج تاریکی رسانده بود خسته درمانده و سردرگم شده بودم و نمیدانستم باید چه کاری انجام دهم و گاهی آنقدر کند حرکت میکردم که از زندگی عقب میماندم و آسیب میدیدم و گاهی آنقدر با شتاب پیش میرفتم که خسارتهای سنگینی به خود و اطرافیانم وارد میکردم و خسارتهایی که آثار برخی از آنها هنوز هم باقی مانده است.
روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم با دستانی سرد و ناامید قدم به این مکان گذاشتم اما گرما، محبت، آموزش و نور کنگره دست مرا گرفت و به من آموخت چگونه از آن یخبندان و تاریکی خارج شوم و من از آن شرایط بیرون آمدم و دوباره زندگی را پیدا کردم
اما این زنده شدن مسئولیت به همراه دارد و قرار نیست فقط وارد کنگره شوم درمان شوم و سپس بدون توجه به دیگران از اینجا بروم من باید بایستم و خدمت کنم و بسیاری از صفات ارزشمند درون من از بین رفته بود و امروز به لطف آموزشهای کنگره یکی یکی در حال بازگشت هستند و وظیفه من این است که روی خودم کار کنم تا صفات منفی کنار بروند و صفات مثبت جای آنها را بگیرند
تمام صفات نیکو در نهایت به بخشندگی ختم میشوند و بخشندگی فقط مالی نیست باید از وقت، توان، محبت و داشتههای خود نیز ببخشیم و اگر امروز در کنگره خدمت میکنم در حقیقت به فردی کمک میکنم که شاید اکنون در همان یخبندان و تاریکی گرفتار است و به دنبال راه نجات میگردد و من خودم روزی در آن شرایط بودم و امروز وظیفه دارم چراغی را برای دیگران روشن نگه دارم.
اگر بتوانم بخشی از زمان و توان خود را صرف خدمت کنم بسیاری از مسائل زندگیام نیز بهمرور سامان پیدا میکند و خدمت کردن باعث رشد و حرکت انسان میشود و او را به سمت ارزشها هدایت میکند برای روشنتر شدن موضوع مثالی میزنم میگویند روزی قصد داشتند کاخی بسازند و تمام زمینهای اطراف را خریداری کردند اما یک خانه در میان آن زمینها باقی مانده بود که صاحبش حاضر به فروش آن نبود و با وجود پیشنهادهای مالی فراوان او میگفت:اگر اینجا را بفروشم کجا بروم؟ من جایی بهتر از این ندارم من هم امروز همین احساس را نسبت به کنگره ۶۰ دارم و در هر شرایطی که باشم جایی بهتر از کنگره برای رشد و آموزش و آرامش خودم نمیشناسم شاید من هم مانند همان خانه گوشهای از این مجموعه باشم اما باید یاد بگیرم چگونه در این جایگاه نقش خودم را بهدرستی ایفا کنم و تنها از طریق بخشندگی و خدمت است که میتوانم این نور را زنده نگه دارم نوری که هم برای آینده خودم و هم برای آیندگان ارزشمند است وهیچ کس نمیداند فردا چه اتفاقی خواهد افتاد شاید یکی از نزدیکان ما روزی به چنین مکانی نیاز پیدا کند و پس باید تلاش کنیم این چراغ روشن بماند تا هر فردی که به آن نیاز دارد بتواند راه درمان و رهایی را پیدا کند امیدوارم بتوانم با خدمت کردن بخشی از خسارتهایی را که در گذشته به خود و دیگران وارد کردهام جبران کنم

تنظیم و ارسال گروه سایت نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
43