English Version
This Site Is Available In English

در آینه وادی چهارم؛ «بازگشت به مسئولیت خویش»

 در آینه وادی چهارم؛ «بازگشت به مسئولیت خویش»

خود را چو یافتی، همه عالم از آنِ توست

چشم از جهان بپوش، طلبکار خویش باش

همیشه در هزارتوی ذهنم سؤال‌های بی‌جوابی خفته بودند و من، سردرگم و گیج، به دنبال جواب بودم. خودم را به محکمه‌ای می‌کشاندم که نمی‌دانستم چه حکمی برای خودم صادر کنم، جز جهالت، و این نادانی چون سیاه‌چاله‌ای مرا در خود می‌کشید. گیج‌تر و حیران‌تر از قبل، دست‌وپا زنان در باتلاقی که مرا بیشتر فرو می‌برد، حیران مانده بودم.

اینک از وادی چهارم خارج شدم. دوباره مثل همیشه روبه‌روی خودم نشستم؛ این بار آرام‌تر. در پس‌کوچه‌های ذهنم در جست‌وجوی حقیقت هستم. محکم مقابل خودم نشستم و بر سر خود فریاد می‌زنم: آن‌قدر مشغول جنگیدن با روزهای سخت بودم که نفهمیدم جوانی‌ام چگونه از میان انگشتانم لغزید و رفت. پیروزی بزرگی در زندگی‌ام نبود؛ فقط سال‌ها جنگیدم تا فرو نریزم. این چه مسیری بود که خدا برای من رقم زد؟

آرام واژگان وادی چهارم در ذهنم رژه می‌روند. به خودم با صدای بلند می‌گویم: مگر نگفتند"در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن"؟ گاهی در بزنگاه‌های زندگی، وقتی در برابر انتخاب‌های دشوار قرار می‌گیریم، ساده‌ترین راه این است که همه‌چیز را به خدا نسبت دهیم و بگوییم: «خدا خواست، قسمت این بود.» این جملات که در ظاهر نشانی از ایمان دارند، برای فرار از پذیرش مسئولیت انتخاب‌هایمان هستند.

صدای فریادهایم در سرم می‌پیچد و مرا به گذشته می‌کشاند. انتخاب مسیرهای زندگی‌ام مثل نمایش فیلم از ذهنم می‌گذرد. فریاد می‌کشم: مجبور شدم، این اجبار بود که مرا به آن مسیر کشاند. آرام به خودم می‌گویم: فکر کن، اگر خداوند انسان را موجودی صاحب عقل، شعور و اختیار آفریده است، چرا از این موهبت بزرگ فرار کنم؟ چرا ترجیح می‌دهم بار تصمیم‌هایم را بر دوش تقدیر بگذارم و خود را تماشاگر زندگی بدانم؟

خداوند انسان را مجبور نیافریده است. اگر همه‌چیز از قبل تعیین شده باشد و انسان تنها اجراکنندهٔ سناریویی از پیش نوشته‌شده باشد، دیگر مفاهیمی مثل مسئولیت، مجازات، پاداش، رشد، توبه، یادگیری و تکامل چه معنایی پیدا می‌کردند؟ ارزش انسان دقیقاً در همین قدرت انتخاب نهفته است؛ در این‌که بتواند میان خیر و شر، عشق و نفرت، شجاعت و ترس، صداقت و فریب آگاهانه برگزیند.

بغضم را فرو می‌خورم و از خودم می‌پرسم: یعنی من خودم خواستم که این همه درد را تجربه کنم؟ یعنی خودم به خودم آسیب زدم؟ این چه انتخابی است؟ به خودم نهیب می‌زنم: آرام باش، یادت بیاور از وادی چهارم چه گرفتی.

و آرام، کلام به کلام، محکم می‌گویم: گاهی ما شکست‌های خود را به خدا نسبت می‌دهیم تا از درد پذیرفتن اشتباهاتمان فرار کنیم. می‌گوییم خدا نخواست، در حالی که شاید انتخاب غلط، بی‌توجهی، ترس یا اهمال‌کاری خودمان ما را به این نقطه رسانده است. اعتماد به خداوند با واگذاری مسئولیت تفاوت دارد. توکل به خدا به معنای رها کردن سکان زندگی نیست. توکل یعنی پس از به‌کارگیری تمام توان، آگاهی و تلاش خود آرامش داشته باشیم که نتیجه هرچه باشد در بستر حکمتی بزرگ‌تر قرار دارد.

زندگی مجموعه‌ای از انتخاب‌های کوچک و بزرگ است. هر انتخاب آینده‌ای را می‌سازد و هر تصمیم مسئولیتی را به همراه دارد. ما نمی‌توانیم آزادی انتخاب را بخواهیم اما مسئولیت نتایج آن را نپذیریم؛ این دو از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. شاید خداوند دقیقاً به این دلیل اختیار را به انسان بخشیده است که او در فرایند انتخاب کردن رشد کند، بیاموزد، اشتباه کند، جبران کند، آگاه‌تر شود و به نسخهٔ کامل‌تری از خود تبدیل شود. اگر همه‌چیز خارج از ارادهٔ ما بود، دیگر فرصتی برای تکامل انسان باقی نمی‌ماند.

شاید معنای واقعی ایمان این باشد: من مسئول انتخاب‌هایم هستم و خداوند همراه مسیر من است، نه جایگزین مسئولیت من. آهسته با خود نجوا می‌کنم: پس آن خواسته‌ها و آرزوهایم چه می‌شود؟ آن رویاهایی که می‌بافتم؟

این بار مانند قاضی مصممی محکم بر میز افکار کهنه می‌کوبم و بر سر خودم فریاد می‌زنم: مگر وادی چهارم را نگذراندی؟ این نفس اماره است که همیشه فقط می‌خواهد، آن هم خواسته‌های معقول و غیرمعقول. مهارش کن تا بتوانی مسیری درست انتخاب کنی.

خداوند مسیر را روشن می‌کند، اما قدم برداشتن با ماست. او توان انتخاب را عطا می‌کند، اما انتخاب نمی‌کند. او قدرت برخاستن پس از شکست را می‌بخشد، اما مسئولیت زندگی کردن را از انسان نمی‌گیرد. این مسئولیت بخشی از کرامت انسانی است؛ کرامتی که با اختیار معنا پیدا می‌کند و با پذیرش نتایج انتخاب‌ها به بلوغ می‌رسد.

با خودم زمزمه می‌کنم: باز باید وادی چهارم را، این بار با ذهنی باز، آرام و مشتاق‌تر از قبل، بخوانم. گریبان خودم را رها می‌کنم و کتاب عشق را دوباره به دست می‌گیرم.

نویسنده: همسفر محبوبه، رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیکی، رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم) – نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .