وادی چهارم با این جمله آغاز میشود که؛ « در مسائل حیاتی؛ مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. » شاید در نگاه اول این جمله کمی سنگین به نظر برسد، اما هرچه بیشتر در آن تفکر کردهام، بیشتر به عمق و زیبایی آن پی بردهام.
قبل از آشنایی با این وادی؛ گاهی وقتها که با مشکلی روبهرو شدهام، ناخودآگاه مسئولیت آن را به گردن شرایط، افراد دیگر یا حتی سرنوشت میانداختهام، اگر کاری به نتیجه نمیرسید، دنبال دلیل بیرونی گشتهام، اما وادی چهارم به من آموخته است که اولین کسی که باید به او مراجعه کنم، خودم هستم؛ باید ببینم سهم من در به وجود آمدن شرایط فعلی چیست و برای تغییر آن چه کاری از دستم برمیآید.
این وادی هرگز نمیگوید که خداوند در زندگی انسان نقشی ندارد؛ بلکه میآموزد خداوند تمام امکانات رشد، عقل، اختیار و قدرت انتخاب را در اختیار انسان قرار داده است، حال این انسان است که باید از این سرمایهها استفاده کند؛ درست مانند کشاورزی که زمین حاصلخیز، آب و بذر در اختیارش قرار گرفته است؛ اگر کشت نکند و مراقبت ننماید، محصولی برداشت نخواهد کرد.
در کنگره۶۰ نیز این وادی معنای عمیقتری برای من پیدا کرده است؛ فهمیدهام که هیچکس نمیتواند به جای من آموزش ببیند، سفر کند، خدمت کند یا تغییر کند، راهنما مسیر را نشان میدهد، آموزشها چراغ راه هستند، اما قدم برداشتن بر عهده خود من است، اگر در مسیر درمان و تعادل موفقیتی حاصل میشود، نتیجه پذیرش مسئولیت و انجام درست وظایف است.
یکی از بزرگترین تاثیرات وادی چهارم در زندگیام این بود که از حالت انتظار خارج شدهام، دیگر منتظر نماندهام تا شرایط کاملا ایدهال شود یا فرد دیگری برای حل مشکلات من وارد عمل شود؛ یاد گرفتهام حتی اگر قدمهایم کوچک باشد، باز هم باید حرکت کنم؛ زیرا حرکت، آغاز تغییر است.
این وادی به من یاد داده است، که مسئولیتپذیری فقط در برابر کارهای بزرگ نیست؛ بلکه در کوچکترین تصمیمهای روزمره نیز معنا پیدا میکند؛ مسئولیت افکارم، مسئولیت حرفهایی که میزنم، مسئولیت رفتارم با خانواده و دوستان، مسئولیت سلامتی جسم، روانم و حتی مسئولیت زمانی که در اختیار دارم.
گاهی در روزهای سخت، ذهن انسان تمایل دارد نقش قربانی را بازی کند و همه چیز را به عوامل بیرونی نسبت دهد، اما وادی چهارم به من یادآوری میکند؛ که هرچند ممکن است همه اتفاقات زندگی در اختیار من نباشد، اما واکنش من به آن اتفاقات کاملا در اختیار خودم است؛ همین نگاه احساس قدرت و آرامش بیشتری به من میدهد.
امروز وقتی به این وادی فکر میکنم، آن را دعوتی برای بیدار شدن میبینم؛ بیدار شدن از خواب، توجیحها و بهانهها.
وادی چهارم به من میآموزد؛ که خداوند مسیر را روشن کرده است، اما پیمودن راه بر عهده خود من است، هرچه مسئولیت بیشتری بپذیرم، اختیار بیشتری بر زندگی خود خواهم داشت و هرچه اختیار بیشتری داشته باشم، به آرامش، رشد و تعادل نزدیکتر خواهم شد.
پس وادی چهارم برای من تنها یک آموزش نیست؛ یک شیوه زندگی است، شیوهای که به من یاد میدهد به جای شکایت کردن، اقدام کنم؛ به جای انتظار کشیدن، حرکت کنم و به جای واگذار کردن مسئولیت زندگی به دیگران، سکان زندگی خود را با آگاهی، ایمان و تلاش در دست بگیرم، این همان نقطهای است که انسان از درماندگی فاصله میگیرد و به سمت توانایی و رهایی حرکت میکند.
نویسنده : همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون دهم)
ویرایش : همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)نگهبانسایت
تنظیم و ارسال : همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون دهم)دبیراولسایت
همسفران نمایندگی اروند آبادان
- تعداد بازدید از این مطلب :
43