«مشارکت مکتوب لژیون سردار»
همسفر سکینه:
در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی: سلب مسئولیت از خویشتن است. همانطور که از عنوان زیبای این وادی مشخص است ما نمیتوانیم مسئولیتهای خود را در اثر سهلانگاری یا تنبلی یا ناآگاهی و جهل خود، بر عهده خداوند بگذاریم و خود با خیالی آسوده در گوشهای بنشینیم و منتظر معجزه باشیم. این مسئولیتها باید دو طرفه باشد. به عنوان مثال یک شاگرد و معلم و یا راهنما و رهجو در قبال یکدیگر مسئول هستند. حالا سوالی که پیش می آید این است که حد و مرز این مسئولیتها در کجا و چه میزانی میباشد؟ ما نباید خداوند را یک گریزگاه و یک راه دررویی قرار بدهیم و با حق به جانبی از خداوند انتظار داشته باشیم که همه مشکلات زندگی ما را حل کند. گویی که خداوند و نیروهای مافوق را غول چراغ جادویی برای خود میدانیم.
ما فقط میتوانیم روی خود، فکر خود، اندیشه خود، تلاش و آموزش خود حساب باز کنیم، یعنی با بالابردن سطح آگاهی خود در مورد انجام هر کاری به خوبی و درستی فکر کنیم و عواقب آن کار را بسنجیم و برای تحقق آن تلاش کنیم و لحظه ای از فراگیری علم و دانش و آموزشها شانه خالی نکنیم. وقتی ما تمامی وظایف خود را به نحو احسنت انجام دادیم و در مسیر ارزشها حرکت کردیم و حتی در دور کردن ضدارزشها تلاش کردیم، میتوانیم روی کمک خداوند و حتی دیگران هم حساب باز کنیم. قدرت مطلق بعد از خلق انسان آن را بر سر یک دو راهی قرار داد که هر راهی که میخواهد را با قوه اختیاری که به او داده شده انتخاب کند و این راه، یکی راه پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک و دیگری راه فسق و فجور و زشتی است. خداوند هر کدام از این مسیرها را علامتگذاری کرده است.
چگونگی مسیر راه و حتی انتهای آن را برای ما بیان میکند. در هر کدام از کتب آسمانی نیز ذکر شده است که بار مسئولیت هر عملی بر عهده خود شخص میباشد و مسئولیت دادن به دیگری به نوعی فرار از مسئولیتهای خودمان است. متاسفانه وجود تمامی مشکلات ما هم از نشناختن قدرت مطلق است، چرا که؛ اگر خدا را به خوبی میشناختیم در صلح و آرامش به سر میبردیم و با جهل و نا آگاهی خود برای خودمان ناراحتی و مشکلات درست نمیکردیم. نکته مهم و اساسی وادی چهارم این است که خط و خطوط مسئولیتها را به ما نشان میدهد. این که خداوند در مقابل بنده خود مسئول میباشد، پس انسان نیز در قبال قدرت مطلق مسئول است. ما در قبال خود مسئول و مسبب بروز یک سری از مشکلات در زندگی خود هستیم و این خود ما هستیم که باید آن را به آرامی و در گذشت زمان حل نماییم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر سمیه:
وادی چهارم با این جمله آغاز میشود: در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی: سلب مسئولیت از خویشتن است.
برداشت من از این وادی این است، که خداوند مسیر عقل و اختیار را در اختیار ما قرار داده است و از ما میخواهد در زندگی مسئولیت انتخابها و تصمیمهای خود را بپذیریم. قبل از آشنایی با این وادی، هر زمان که با مشکلی روبهرو میشدم، گاهی دیگران یا حتی خداوند را مقصر میدانستم و منتظر بودم نیرویی از بیرون زندگی مرا تغییر دهد؛ اما این وادی به من آموخت که سهم من در حل مسائل زندگی بسیار مهم است. من یاد گرفتم که توکل با رها کردن مسئولیت تفاوت دارد. توکل یعنی: بعد از تفکر، مشورت و انجام وظایف خودم، نتیجه را به خداوند بسپارم؛ نه اینکه هیچ اقدامی نکنم و انتظار داشته باشم مشکلات به خودی خود حل شوند. تأثیر این وادی در زندگی من این بوده است که به جای فرار از مسئولیت، سعی میکنم نقش خودم را در هر اتفاقی پیدا کنم. وقتی اشتباهی مرتکب میشوم، به دنبال بهانه نیستم و تلاش میکنم از آن درس بگیرم. این نگاه باعث شد تا احساس قدرت و آرامش بیشتری داشته باشم؛ زیرا میدانم؛ اگر مسئولیت زندگی خود را بپذیرم، امکان تغییر و رشد برای من وجود دارد. این وادی به من یادآوری میکند که خداوند راهنما و پشتیبان من است؛ اما حرکت کردن و قدم برداشتن بر عهده خود من است. هرچه مسئولیتپذیری بیشتری داشته باشم، به خودشناسی، تعادل و آرامش نزدیکتر میشوم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر سعیده:
وادیها همان قوانینی هستند که در جهان ما حاکم میباشند و صراط مستقیم را به ما نشان میدهند. وادی اول تا چهارم ما را آماده میکند تا بتوانیم درست قدم برداشته و به سمت روشناییها حرکت کنیم و خیلی راحتتر بتوانیم با مشکلات برخورد کنیم. چند وادی اول نحوه درست فکر کردن را به من آموزش دادند و وادی چهارم به من میگوید: در مسائل حیاتی به خداوند سپردن، یعنی: سلب مسئولیت از خویشتن است. من یاد گرفتم در همه امور مسئولیت کارهای خود را بپذیرم؛ اگر من به دلیل جهل و نا آگاهی از صراط مستقیم خارج شده و مشکلاتی برای خود به وجود آوردهام، کسی غیر از خود من مسئول اصلاح آنها نیست. خداوند و نیروهای مافوق فقط کار القاء و الهام را بر عهده دارند و تصمیمگیری انجام کارها و عواقب آن به گردن خودمان است.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر مریم:
وادیها همان قوانینی هستند که در جهان ما حاکم هستند و صراط مستقیم را به ما نشان میدهند. وادی اول تا چهارم ما را آماده میکند تا بتوانیم درست قدم برداشته و به سمت روشناییها حرکت کنیم و خیلی راحتتر بتوانیم با مشکلات برخورد کنیم. چند وادی اول نحوه درست فکر کردن را به من آموزش دادند و وادی چهارم به من میگوید: در مسائل حیاتی به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن است. یاد گرفتم در همه امور مسئولیت کارهای خود را بپذیرم؛ اگر من به دلیل جهل و نا آگاهی خود از صراط مستقیم خارج شده و مشکلاتی برای خودم به وجود آوردم، کسی غیر از خود من مسئول اصلاح آنها نیست. خداوند و نیروهای مافوق فقط کار القاء و الهام را برعهده دارند و تصمیمگیری انجام کارها و عواقب آن گردن خودمان است. من قبل از ورود به کنگره در کلاسهایی شرکت میکردم که به من میگفتند: خواستههای خود را بنویسید تا اتفاق بیفتند. من خواستههای ریز و درشت خود را مکتوب میکردم؛ اما هیچ حرکتی در جهت رسیدن به آنها انجام نمیدادم و تازه بعد از چند وقت طلبکارانه از خدا شکایت میکردم که چرا خواستههای من را اجابت نکردی؟ مگر خدا نیستی، چرا خدایی نمیکنی؟ اما وقتی وارد کنگره شدم و به این وادی رسیدیم فهمیدم؛ اگر من خواستهای دارم باید در جهت آن خواسته حرکت کرده، تلاش و کوشش کنم و سپس با راز و نیاز از خداوند بخواهم که خواستههای من را برآورده کند. همانطور که خداوند در قرآن فرمودند: (وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ). در این صورت دعاهای من؛ اگر به صلاح من باشند مستجاب خواهند شد، پس باید از ما حرکت باشد تا از خداوند برکت برسد.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر الهام:
ما از این وادی نتیجه میگیریم که مسئولیتهای خودمان را بپذیریم، برای رسیدن به اهداف و خواستههایی که داریم، تلاش و کوشش کنیم و مطمئن باشیم که خداوند نیز ما را یاری و کمک خواهد رساند. فردی که به دستورات و خواستههای غیرمعقول و ضدارزشی نفس خود، عمل میکند؛ اگر زمان زیادی را به دعا و نیایش سپری کند تا خداوند نواقص شخصیتی او را برطرف نماید، فایدهای ندارد؛ بهعبارت دیگر؛ اگر مرتباً دعا و نیایش کنیم و از خداوند بخواهیم مشکلات ما را حل کند؛ ولی کارهای ضدارزشی انجام دهیم و خودمان هیچ قدمی در جهت حل مشکلات برنداریم و هیچ هزینهای پرداخت نکنیم، دعاهای ما هیچ فایدهای نخواهند داشت. خداوند فرموده است که مرا صدا بزنید تا شما را اجابت کنم، البته مشروط به اینکه در جهتش حرکت کنیم. ما باید کاری انجام دهیم تا خداوند به ما کمک کند. فرض کنیم که بین ما و خداوند، سیمی وصل است؛ اگر از خداوند دور شویم، این سیم پاره میشود؛ بنابراین، باید سعی کنیم مرتباً به خداوند نزدیک شویم، زیرا سیم اتصال ما، به باریکی یک مو است و قدرت مطلق از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
همسفر معصومه:
وادی چهارم به من همسفر میگوید؛ اگر در زندگی مشکل داری یا اگر میخواهی یک کاری انجام بدهی درست است، که باید به خدا توکل کنی؛ ولی این درست نیست که بنشینی و دست روی دست بگزاری و منتظر باشی که خداوند برایت معجزه کند .باید حرکت کنی و هر خواستهای که داری برای به دست آوردن آن تلاش کنی و در کنار آن هم خدا را داری که حواسش به شما است؛ اگر در راه صراط مستقیم باشم و خواسته و نیت من خیر باشد نباید منتظر هیچ کس حتی مسافرم باشم. باید خودم زندگی خودم را بسازم و همراه مسافرم باشم .خدا خود گفته است که اول از تو حرکت بعد از من برکت.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر سکینه:
وادی چهارم میگوید: در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی: سلب مسئولیت از خویشتن است. ما انسانها در مقابل پدر و مادر خود مسئولیتهایی داریم و آنها هم نسبت به ما مسئولیت دارند و در مقابل دوستان و فرزندانمان مسئولیتهایی داریم و آنها هم نسبت به ما همینطور هستند. ما در مقابل خداوند هم مسئولیتهایی داریم و خداوند هم نسبت به ما مسئولیتهایی دارد. گاهی ما در زندگی دچار مشکلاتی میشویم و شکستهایی میخوریم که به دنبال پناهی برای آرام کردن خودمان میگردیم تا همه چیز را گردن تقدیر یا خداوند بیندازیم. اینجا باید بپرسیم آیا ما قدرت انتخاب داریم یا اینکه باید فقط بایستیم و نظارهگر بلاهایی باشیم که بر سر ما میآید؛ اگر همیشه برخواست خداوند تکیه کنیم این باور دینی نیست، این نوعی فرار از رنج انتخاب است.
خداوند جهان را با قوانینی آفریده است که در آن عمل انسان نتیجه مستقیم زندگی او را رقم میزند. چرا ما از انسانها ناراحت میشویم؟ یا آن شخص مشکل دارد یا جهل دارد. جهل بالاترین دشمن انسان است.
ما برای پذيرش مسئولیتهای خود باید خداوند را بشناسیم و برای شناخت خداوند باید از دروازههای درون خود عبور کنیم، یعنی: شناخت صور آشکار و صور پنهان خودمان که مهمترین آن نفس است. اصل یک انسان نفس یک انسان است. روح پاک است؛ ولی نفس یا الهی میشود یا شیطانی میشود. نفس سه قسمت است: نفس: اماره یا امرکننده، که مرحله حیوانی نفس است. نفس: لوامه که در آن دانایی و آگاهی شخص بیشتر از مرحله قبلی است. در این مرحله انسان پس از انجام کار بد ناراحت میشود. کسانی که از نفس اماره و لوامه عبور کنند و خودشان را پاک کنند و دانایی خود را بالاتر ببرند به مرحلهای میرسند که به آن نفس مطمئنه میگویند. مرحلهای که در آن کار غیر معقول و غیرمنطقی انجام نمیشود. وقتی مسئولیت زندگی خود را میپذیریم این به معنی انکار ساخت مقدس خداوند نیست، این به معنی این است که تو داری حرمت انسان را که به او عقل و اختیار داده شده است را حفظ میکنی. خداوند از ما نخواسته است که سرنوشت خود را در گوشهای رها کنیم و منتظر معجزه باشیم. معجزه وقتی رخ میدهد که انسان با تمام ضعفها کمر همت میبندد و زندگی خود را میسازد.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نویسندگان: اعضای لژیون سردار
رابط خبری: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر صدیقه ( لژیون دوم) نگهبان لژیون سردار
ویرایش: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
101