چهارمین جلسه از دور بیست و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی مسافر سیروس، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه " کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن" روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر است، باید خدای خودم را شاکر باشم که یک بار دیگر توفیقی حاصل شد تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم و در کنگره حضور داشته باشم، سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترم ایشان میباشم. حدود ۶ سال است که من در کنگره حضور دارم و به تازگی بعضی تصاویر کتاب برای من معنی و مفهوم خود را نمایان کرده است و به تازگی بخشی از معنی آن را درک می کنم، در کتاب آن تصویری که شخصی در حال غسل کردن است، یا آن درختی که پوسیده یا آن ماشینی که در سرازیری و یخبندان است که اصلا معنی این ها چیست، چه پیامی برای من دارد. برداشت من این است که ۲۷ سال یخ زده بودم. همه چیز در دمای ۶۰درجه زیر صفر منجمد میشود و مصرف کننده تا زمانی که مواد مخدر مصرف میکند منجمد است و حسی ندارد، به همین دلیل خداوند را شکر کردم و قدردان آقای مهندس میباشم زیرا امروز که از اعتیاد رها شدهام قدر مسیر کنگره۶۰ را میدانم.
ما هر لحظه باید شکرگزاری کنیم و قدردان خداوند باشیم که چنین بستری فراهم شده است، جای امن، مطمئن، مقدس و با احترام. تصویر آن درخت پوسیده من را یاد پوسیدگی خود در دوران مصرفم میاندازد که گویی موریانهها از درون مرا خورده بودند. من بستر اولیه را برای ورود به تاریکی داشتم و با انبوهی از ادعا و اعتماد به نفس به دنبال مواد رفتم؛ من یک زمانی عضو تیم ملی فوتبال ایران در رده جوانان بودم و با حمید استیلی هم دوره بودم و میتوانم گفته خود را اثبات کنم اما آن جاذبه تاریکی که درون من بود اجازه نداد که به سوی اهداف خودم حرکت کنم. درجه دمای وجود و احساساتم مدام کم شد و به ۶۰ درجه زیر صفر رسید. از آن پس خجالت میکشیدم که پیش حمید استیلی بروم یا در ورزشگاه دستجردی برای تماشای بازیها حضور یابم. در استادیوم آزادی من ۱۱ بار مسابقه فوتبال دادم. داخل زمین بازی کردم. چه اتفاقی افتاد که دیگر نتوانستم بروم؟ این نکات را میگویم به این دلیل که در همین کتاب آمده است "نادانی دشمن انسان است". بعد از ۵ سال تازه فهمیدم که این کتاب چقدر ارزشمند است و چقدر معنی و مفهوم دارد.
آقای مهندس در یکی از سیدیهایش میگوید در جلسات که مینشینید مهم نیست که همه نکات را گوش بخاطر بسپارید و یاد بگیرید بلکه یک کلمه را که یاد بگیرید کافی است. این نادانی است که دشمن انسان میباشد و به راستی من از روی جهل و نادانی گرفتار شدم. در مقابل دانایی نیز انسان رو به سمت علم، آگاهی، حس و حال خوب میبرد. من نمیتوانم دست از کنگره بردارم و در حد توانم در شعبه حاضر میشوم زیرا حالم خوب میشود. کنگره باعث شد این درخت پوسیده از کناره ها جوانه بزند، رشد کند، شاخ و برگ بدهد، سبز شود، میوه بدهد. در ابتدای کنگره آقای مهندس با حدود ۲۰ نفر شروع کرد، حال کنگره رشد کرده و اکنون به درخت تنومندی تبدیل شده است. باز هم خداوند را شکر میکنم که کنگره وجود دارد و ما میتوانیم از این بستر استفاده کنیم. از این که به صحبت های بنده گوش کردید از شما سپاسگزارم.

متن مسافر سعید
عکس مسافر امیرمحمد
ویرایش و ارسال مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
79