جلسه هشتم از دور چهارم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی کارون با استادی مسافر شارود، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر و تصاویر آن " در روز پنج شنبه به تاریخ بیست و هشتم خرداد ماه ۱۴۰۵ در ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، شارود هستم، مسافر.
دستور جلسه امروز دو بخش دارد؛ بخش اول «کتاب شصت درجه و تصاویر آن» و بخش دوم «تولد پنج سال رهایی آقای مجید رحمتی».
در مورد دستور جلسه باید بگویم که اولین بار سیزده سال پیش، زمانی که به عنوان یک تازهوارد وارد کنگره شدم، کتاب شصت درجه را گرفتم. وقتی کتاب را ورق زدم، چشمم به تصاویر آن افتاد. در نگاه اول، تصاویر خیلی ساده به نظر میرسیدند؛ درست مثل همین تصاویری که روی دیوار میبینیم. اما هرچه جلوتر رفتم و مطالعه کتاب را ادامه دادم، متوجه شدم که این تصاویر چقدر عمیق، پرمفهوم و آموزنده هستند.
در حقیقت، کتاب شصت درجه پایه و اساس آموزشهای کنگره است. بسیاری از آموزشها، روش DST و حتی درمان اعتیاد، سیگار، الکل و اضافهوزن، ریشه و بنیان خود را از مطالب این کتاب گرفتهاند. به همین دلیل، برای هر مسافر و همسفری که در کنگره حضور دارد، لازم است این کتاب همیشه در دسترس باشد و بارها مطالعه شود.
یکی از دلایل اهمیت این کتاب این است که نقشه راه ما را در اختیارمان قرار میدهد. وقتی کتاب شصت درجه را مطالعه میکنیم و پیامهای آن را میآموزیم، در واقع مسیر رسیدن به حال خوش، آرامش و آسایش را پیدا میکنیم. این کتاب به ما نشان میدهد که چگونه از تاریکیها خارج شویم و به سمت روشنایی حرکت کنیم.
موضوع مهم دیگر این است که در سالهای مصرف، فقط جسم ما آسیب ندیده است؛ تفکر ما، اندیشه ما، نگاه ما به زندگی، کلام ما و بسیاری از جنبههای دیگر وجودمان نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند. کتاب شصت درجه کمک میکند تا این بخشهای آسیبدیده به مرور ترمیم شوند و آرامآرام به سمت تعادل، صلح و آرامش حرکت کنند.
همیشه این جمله را شنیدهایم که حتی اگر کسی سالها در کنگره باشد، باز هم میتواند با مطالعه این کتاب مطالب جدیدی یاد بگیرد. آقای مهندس میفرمایند که خودشان به عنوان نویسنده کتاب، هر بار که آن را مطالعه میکنند، نکات تازهای دریافت میکنند. وقتی نویسنده کتاب چنین برداشتی دارد، طبیعی است که ما نیز با هر بار مطالعه، مطالب جدید و ارزشمندی را کشف کنیم.
در ابتدای کتاب نیز اشاره شده است که اگر بعضی از مطالب یا پیامها را متوجه نشدید، اشکالی ندارد؛ از آن عبور کنید و به مطالعه ادامه دهید. با گذشت زمان و تکرار مطالعه، مفاهیم بهتدریج روشنتر میشوند و درک عمیقتری از آنها به دست میآید.
اما بخش دوم دستور جلسه، تولد پنج سال رهایی آقای مجید است. از همه دوستان میخواهم برای ایشان دست بزنند.
راستش این دومین تولدی است که در شعبه کارون برای رهجوهای من برگزار میشود. روز اولی که آقای مجید به کنگره آمد را خوب به خاطر دارم. همان روز بعد از ورود، قصد داشت از شعبه خارج شود. یکی از بچهها آمد و گفت: «این تازهوارد آمده اما میخواهد برود.»
ایشان را به اتاق مرزبانی بردم و پرسیدم موضوع چیست. گفت چند روز دیگر قرار است برای دیدن پسرش به اتریش برود و فکر میکند بتواند در ده یا بیست روز مصرفش را کنار بگذارد و بعد سفر کند. برایش توضیح دادم که درمان اعتیاد به این شکل نیست و درباره روش درمان و مسیر کنگره کمی با او صحبت کردم.
رفت، اما دوباره برگشت. بعد از مدتی باز هم برگشت و این بار تصمیم گرفت سفر خود را آغاز کند. خوشبختانه این تصمیم را با جدیت دنبال کرد و تمام آنچه را که کنگره از یک تازهوارد انتظار دارد، به بهترین شکل انجام داد. نوشتن، آموزش گرفتن، اجرای برنامه سفر و انجام وظایفش را با دقت و نظم انجام میداد و همین مسئله باعث شد مسیر درمانش به خوبی پیش برود.
آقا مجید معمولاً خیلی کوتاه درباره سفرشان صحبت میکنند، اما گاهی نکاتی را بیان میکنند که نشاندهنده تعهد و ایمان ایشان به آموزشهای کنگره است. یادم هست میگفتند بعضی مواقع درد زیادی میکشیدم و همسفرم میگفت حالا کمی بیشتر دارو مصرف کن تا حالت بهتر شود، اما من میگفتم نه؛ من باید همان کاری را انجام دهم که راهنما میگوید. باید همان چیزی را اجرا کنم که آقای مهندس آموزش دادهاند و کنگره از من خواسته است. اگر آن آموزشها را درست انجام بدهم، قطعاً به درمان میرسم.
همین پایبندی به آموزشها و اجرای دقیق برنامه باعث شد که سفر بسیار خوبی داشته باشند و به رهایی برسند. اکنون نیز یک مسئولیت و بار مهم بر دوش ایشان قرار دارد؛ مسئولیتی که در این پیام و نشانه نهفته است.
امیدوارم هیچوقت این نشانه را فراموش نکنند. نشانهای که همان شال نارنجی است. در کنگره، رهایی پایان راه نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای جدید از رشد و خدمت است. بعد از رهایی، یکی از اهداف ارزشمند میتواند رسیدن به جایگاه راهنمایی و خدمت به دیگران باشد.
امیدوارم آقای مجید در این مسیر ثابتقدم باشند، آموزشها را ادامه دهند و با تلاش و پشتکار، به جایگاههای بالاتر خدمت دست پیدا کنند. انشاءالله بتوانند هم برای خودشان و هم برای دیگران منشأ خیر و خدمت باشند و تجربیات ارزشمند خود را در اختیار رهجویان دیگر قرار دهند.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
متشکرم.
در خلال کارگاه عمومی امروز، جشن تولد پنج سال رهایی مسافر مجید با شوری فراوان برگزار شد

.jpg)

سخنان راهنمای همسفر، خانم مریم
سلام دوستان مریم هستم همسفر،
خدا را شکر میکنم که این فرصت را پیدا کردم که در این مکان حضور پیدا کنم. تولد خانم ملوک و مسافرشان را صمیمانه تبریک عرض میکنم. بسیار خوشحالم که این سعادت نصیب من شد تا در جشن تولد ایشان حضور داشته باشم.
زحمت اصلی را برای خانم ملوک، خانم اعظم کشیدند و ورود ایشان به لژیون و رسیدن به این جایگاه، سعادتی بوده که نصیب ما شده است. امروز یاد خاطرهای از خانم ملوک افتادم. زمانی که ایشان وارد لژیون ما شدند، هملژیونی من بودند. مدتها بود که این موضوع را فراموش کرده بودم و امروز دوباره در ذهنم زنده شد.
سالهاست که خانم ملوک را میشناسم و همیشه برایم جالب بوده است که در کنگره با افرادی آشنا میشویم که در ظاهر غریبه هستند، اما از هر آشنایی به ما نزدیکترند. انگار سالها یکدیگر را میشناختهایم، چون درد مشترک داشتهایم و در تاریکیهای زندگی، تجربههای مشابهی را پشت سر گذاشتهایم. به همین دلیل خیلی زود با هم احساس نزدیکی میکنیم.
یکی از ویژگیهای ارزشمند خانم ملوک، روحیه خدمتگزاری ایشان است. هر زمان برنامهای، مسابقهای یا خدمتی در شعبه برگزار میشود، با اشتیاق برای حضور و مشارکت اعلام آمادگی میکنند. امروز هم درباره یکی از مسابقات سؤال میکردند که آیا میتوانند در آن شرکت کنند یا نه. این اشتیاق به آموزش و خدمت، بسیار ارزشمند است و برایشان آرزوی موفقیت دارم.
واقعیت این است که یک رهجو وقتی وارد کنگره میشود، آنقدر از بیماری اعتیاد آسیب دیده که گاهی خودش را فراموش میکند. اما وقتی دوباره تواناییها و ارزشهای خود را پیدا میکند، آن شادی و امید بسیار زیباست. لبخند خانم ملوک برای من یادآور همین موضوع است.
ایشان همیشه در کنار آقا مجید حضور داشتهاند، همراه و امیدوار بودهاند و نمونهای از یک همسفر صبور و مسئولیتپذیر هستند. بهویژه در زمانی که آقا مجید در سفر دوم با بیماری و مشکلات جسمی مواجه شدند، همواره کنار ایشان بودند و از حمایت و همراهی دریغ نکردند.
برای خانم ملوک بهترینها را آرزو میکنم و امیدوارم در ادامه مسیر نیز همچنان موفق، خدمتگزار و الگوی خوبی برای دیگران باشند. انشاءالله آرامش، سلامتی و حال خوش همیشه در زندگیشان جاری باشد.
ممنون از توجهی که کردید
.jpg)
تا باد چنین بابادا
گروه سایت نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
178