اولین جلسه از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم همسفر دانیال، نگهبانی همسفر علی و دبیری همسفر فرشید با دستور جلسه"کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن" پنجشنبه ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان دانیل هستم، یک همسفر. ابتدا از نگهبان گرامی تشکر میکنم و به ایشان تبریک میگویم که موفق به کسب این جایگاه شدهاند. امیدوارم در این مسیر، بهترین حال و بهترین تجربیات را نصیب خود کنند. نمیتوانم بگویم چقدر خوشحالم؛ واقعاً بارها خدا را شکر میکنم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از علیآقا نیز سپاسگزارم که لطف کردند و استادی این جلسه را به من واگذار نمودند. در مورد دستور جلسه، کتاب ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن، جناب مهندس در یکی از سیدی خود دربارهٔ این نام توضیح دادهاند که چرا عنوان شصت درجه انتخاب شده است.

در گذشته، عدد شصت بهعنوان عددی بسیار بزرگ تلقی میشد؛ از این جهت برای نمایش یک سرمای شدید، از اصطلاح شصت درجه زیر صفر استفاده کردهاند. همچنین میگویند که فرد معتاد هنوز بخشی از اخلاقیات خود را حفظ کرده است و به همین دلیل درجهٔ یخبندان ۶۰ درجه است؛ اما اگر آن بخش اخلاقی نیز از بین میرفت، دویست و شصتهفتاد درجه زیر صفر میشد. اکنون به محتوای خود کتاب میپردازم. من بیشتر اوقات در مسیر رفتوبرگشت، کتاب را مطالعه میکنم. هنگام رفتن به سرکار، تقریباً نیمساعت در مترو فرصت دارم و در آنجا کتاب میخوانم. در حین مطالعه، هرچه پیشتر میرفتم، نکات جالبتری را کشف میکردم. در ابتدای کتاب، مهندس خود را معرفی میکند و میگوید که هفده سال سابقهٔ اعتیاد داشته و سختیهای فراوانی را متحمل شده است. او تعریف میکند که در یکی از ماههای رمضان، با وجود مصرف مواد، روزه میگرفته است. به خود گفت که حداقل مصرف روزانهاش را روی کاغذ بنویسد تا نظم پیدا کند و بداند چه ساعتی مصرف میکند. مهندس این کار را انجام داد و بدینترتیب، اندکی نظم به زندگیاش بخشید. سپس گام بعدی را برداشت و تصمیم گرفت که حداقل مصرف خود را به یک ماده مثلاً تریاک محدود کند و سایر مواد را کنار بگذارد. جالب اینجاست که مهندس با وجود تحصیلات مهندسی و توانایی تعمیر قطعات الکترونیکی، نمیدانست روزانه دقیقاً چقدر مصرف میکند. از خود پرسید: من روزانه چقدر مصرف میکنم؟ و به این پاسخ رسید که نمیداند! سپس تخمین زد که شاید روزی پنج گرم مصرف داشته باشد. این پنج گرم را در سه نوبت مصرف میکرد؛ بهطور چشمی تکهتکه میکرد و کنار هم میگذاشت و میگفت: این قطعه برای صبح، این قطعه برای ظهر و این قطعه برای شام است. جلوتر رفت و فکر کرد: اگر یک وعده را حذف کنم، چه میشود؟ مثلاً سه وعده را به دو وعده کاهش دهد یا حجم همان سه وعده را کمتر کند. این اقدامات بهصورت آزمایشی بود و از پیش برنامهریزی نشده بود که روش DST دقیقاً دهماهه است. او گفت: یک وعده را کم میکنم. روز اول کمی سخت بود، اما بهمرور عادی شد. سپس باز هم مقدار را کاهش داد و این مسیر را بهآرامی ادامه داد تا جایی که رسید به مرحلهای که دیگر میترسید کمتر کند. هرچند حالش خوب بود، اما از فکر ترک اعتیاد میلرزید؛ چراکه سابقهٔ ترکهای ناموفق فراوانی داشت. قبلاً به او میگفتند که ترک ناگهانی انجام بده و مواد را یکباره کنار بگذارد. او این کار را میکرد و حتی شش ماه پاک میماند، اما حالش اصلاً خوب نبود و نمیتوانست کاری انجام دهد. مثالی تعریف میکرد که یک تکه فرش را میخواست در انبار ببافد. شش ماه مرتب میرفت و اندکی پیشرفت میکرد، اما در نهایت دید که پیشرفت قابلتوجهی نداشته است. پس یک حب تریاک کشید و توانست در عرض چند ساعت، کاری را انجام دهد که در شش ماه قادر به انجام آن نبوده است. همچنین از تجربهٔ ترک دیگری یاد میکند که یک پزشک که ادعا میکرد مدرک خارجی هم دارد به او مراجعه کرد و دارویی آورد و گفت که با خوردن آن خوب میشود. مهندس نمیدانست آن دارو چیست؛ تحقیق کرد و متوجه شد که آن دارو در واقع مخلوطی از تریاک و الکل است. آن را با زحمت فراوان خورد و طعم آن بسیار بد بود. سه ماه مصرفش را کاهش داد، اما بعداً فهمید که حالش اصلاً خوب نیست و این روش مؤثر نبوده است.

احساسی که این روایت به من بهعنوان یک خواننده منتقل میکند، این است که دقیقاً خود را جای مهندس میگذارم و با خود میگویم که چقدر جالب است که او با یک اقدام سادهٔ آزمایشی، یعنی کم کردن یک وعده، جلو رفت و حالش خوب شد و همین مسیر را ادامه داد. اینکه مهندس این مطالب را بهاین سرعت و با صراحت کامل بیان کرده است، برای من بسیار ارزشمند است. حتی دکتر امین به مهندس گفته بود که اگر این مطالب را فاش کند، آبروی ما میرود؛ زیرا همه میفهمند که او مصرفکننده بوده است. اما مهندس در پاسخ گفت که مهم نیست؛ مهم این است که افراد به درمان برسند. من نیز با افتخار میگویم که شخصی هستم که به درمان رسیدهام.اکنون نتیجهٔ تفکر ایشان این شده است که کنگره بیش از صد هزار نفر درمانشده دارد؛ درمانشدگانی که سه مرحلهٔ پیگیری را سپری میکنند و چنین سیستمی در هیچ جای جهان وجود ندارد. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
در ادامه تشکر و قدردانی نگهبان و دبیر محترم از نگهبان و دبیر دوره قبل
.jpg)


قدردانی همسفر محمدرضا از راهنمای محترم همسفر علی جهت دریافت گل رهایی از آقای مهندس



ویراستاری، تایپ و بارگذاری: سایت همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
2525