جلسه دوازدهم از دور بیست و پنجم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دهخدا با استادی راهنمای محترم مسافر علی ، نگهبانی مسافریوسف و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه " کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن "در تاریخ 28 خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت: ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان علی هستم یک مسافر. خدا را شکر میکنم به خاطر حضور در این جایگاه و ممنونم از نگهبان و دبیر،ایجنت محترم و گروه مرزبانی. و اما در مورد دستور جلسه کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر. من با خودم این کتاب را در این جایگاه آوردم تا چند کلمه از متن کتاب برای شما بخوانم. من آب میآورم تو آنقدر بنوش که سیراب شوی اما نه زیر آب. من بلندم به بلندای قله هائی که نتوان تسخیر نمود اما تو بر بام من،مسلح بیا، تا عظمت را ببینی.در ادامه صحبت از نور می کند. منظور از نور همان آگاهی است. بدون جهانبینی نمیتوانید وجود خداوند را لمس کنید بدون لمس وجود خداوند هیچ چیزی در زندگی لذت بخش نیست نه همسر نه خانه نه خوردن نه تفریح و نه هیچ چیز دیگری. برای یادگیری شخص باید از تمام وجود این خواسته را داشته باشد در غیر این صورت یادگیری غیر ممکن است. به نظر بنده یک شخص مصرف کننده زمانی تصمیم جدی برای درمان خود میگیرد که عمق تاریکی را تجربه کرده است،یعنی همان ۶۰ درجه زیر صفرکه تمامی حسها و تمامی عواطف انسان یخ میزند و یک مرده متحرک میباشد و هیچ درک و احساسی از زندگی پیرامون خود ندارد .اکنون کمی از تصویر اول کتاب ۶۰ درجه صحبت کنیم . پس نگذشته است از گذرگاه سخت پس چه میداند که آن گذرگاه سخت چیست؟

من خودم اینگونه برداشت میکنم که زمانی که همسفر از مسافر خود ناراحت است و از مسافر خود درخواست دارد که سریع حالش خوب شود و تعادل داشته باشد ،اینجا همسفر از شرایط مسافر درکی ندارد، از مسیر سختی که مسافر در آن قرار دارد درکی ندارد و همانطور یک مسافر از روحیات و شرایط همسفر درکی ندارد . شخصی که در حال مصرف میباشد و در دنیای اعتیاد غوطه ور است، هیچگاه نمیتواند حس شرمندگی یک همسفر را درک کند. و همانطور یک همسفر نمیتواند سختی زندگی در دنیای اعتیاد را درک کند . چرا که این دو در جایگاه یکدیگر قرار ندارند. نه یک همسفر گذرگاه سخت یک مسافر را درک کرده است و نه یک مسافر گذرگاه سخت یک همسفر را. هیچ گاه یک مسافر سختی و رنج یک همسفر که در کنار مسافر بی تعادلش راه می رود نمیتواند درک کند.نمی داند تحمل بیتعادلی یک مسافر یعنی چه . عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر یعنی چه ؟ یعنی همان نبود خمر.آدم خمار آدم بی عقلی است آدم خمار آدم بیتعادلی است کسی که خمار است نمیتواند تعادل داشته باشد انسانی که خمر او دچار مشکل است آدم بی عشقی است و آدم بیحساب و کتابی است و در زندگی بیحساب و کتاب پیش میرود. اینجا همان نقطهای است که آقای مهندس دست روی آن گذاشته است و همچنان نیروی اهریمنی نیز دست روی همین نقطه گذاشته است. اولین پله عبور از منطقه 60 درجه ،تفکر است. هم همسفر و هم مسافر باید تفکر کنند و باید گذشت داشته باشند. همانطور که همسر آقای مهندس دژاکام گذشت بسیار زیادی در این سفر از خود نشان دادند.

صدابردار : مسافر یوسف
عکاس : مسافر ایمان و مسافر مجتبی
تایپ،تنظیم،ارسال : مسافر احمد
مرزبان کشیک : مسافر علیرضا
سایت نمایندگی دهخدا
- تعداد بازدید از این مطلب :
181