وقتی من کاری را انجام میدهم که دیگران نمیتوانند آن کار را انجام بدهند، شروع به قیاس کرده و حس منیت در من رشد پیدا می کند. مثلاً، وقتی در مسابقهای برنده میشوم و مورد تشویق دیگران قرار میگیرم؛ وقتی این انرژی را از دیگران گرفتم، لذت خاصی به من دست میدهد، در اینجا شروع می کنم، خودم را با دیگران مقایسه کردن و میگویم من توانستم در مسابقه بهترین مقام را کسب کنم، ولی دیگران این توانایی را نداشتند.
در اینجا اگر دانایی من کم باشد تنها نتیجه ای که از این مقایسه کردن می گیرم این است که، من بهتر از دیگران هستم، من با دیگران فرق می کنم، در اینجا منیت در من شکل می گیرد؛ ولی اگر من به دانایی رسیده باشم، نتیجه ای که از این موفقیت می گیرم این است که، با خود میگویم: انسان ها جهت های بسیار زیادی دارند، درست است که من در این رشته موفق شدم ولی در رشتههای دیگر ممکن است دیگران از من بهتر باشند، با مقایسه یک پارامتر من نمیتوانم خودم را بهتر از دیگران بدانم؛ مانند مثالی که آقای استادامین در سی دی منیت میزنند: وقتی دو تا ماشین کنار هم باشند و من برای مقایسه دو ماشین، ظاهر ماشینها را ملاک قرار دهم و ماشینی که ظاهر تمیزتری دارد بگویم: این ماشین بهتر است در صورتی که ماشین هزاران قطعه دارد و من با یک نگاه ظاهری نمیتوانم بگویم کدام ماشین بهتر است.
در مورد انسان ها هم به همین صورت است، انسان نمیتواند با مقایسه یک پارامتر خودش را با دیگران مقایسه کند و در نتیجه خودش را بهتر از دیگران جلوه دهد. وقتی من چنین نتیجه ای از قیاس گرفتم، جایگاه خودم را در هستی گم می کنم و این مشکلات زیادی را برای من به دنبال دارد. یکی از این مشکلات این است که، من خیلی پر توقع میشوم و از دیگران انتظار دارم که بیشتر از حد خود به من احترام بگذارند و وقتی این احترام را از طرف مقابل نمیبینم، در من ایجاد تنفر و کینه از طرف مقابلم به وجود می آید و باعث میشود که؛ از دیگران فاصله بگیرم.
در صورتی که اگر دانایی لازم در من ایجاد شده باشد، اگر دیگران کمتر از حدی که هستم هم به من احترام بگذارند، ممکن است ناراحت شوم ولی احساس کینه و نفرت در من به وجود نمی آید. حس هایی مانند نفرت، کینه، خشم، از منیت به وجود می آیند. وقتی منیت در ما به وجود آمد، باعث می شود که ما در تنهایی خود بمانیم و نتوانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم و از دیگران آموزش بگیریم. اینجاست که منیت در مقابل آموزش قرار میگیرد و به ما اجازه نمی دهد که از دیگران انرژی و آموزش بگیریم. از آنجایی که ما برای زندگی کردن نیازمند انرژی هستیم، یا باید خودمان این انرژی را تولید کنیم و یا اینکه مجبور می شویم وارد حریم دیگران شده و انرژی دیگران را بگیریم. برای اینکه ما بتوانیم انرژی را از درون خودمان تولید کنیم، باید درون ما شاد و پر نشاط باشد و خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم و وارد حریم دیگران نشویم.
نویسنده: همسفر خجسته لژیون اول
ویرایش: همسفرخدیجه رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون اول)
منبع: سی دی منیت
ارسال: راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فیروزآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
39