English Version
This Site Is Available In English

روزهای روشن و رهایی از تاریکی

روزهای روشن و رهایی از تاریکی

می‌خواهم چند خطی از دل یک مادر با شما صحبت کنم، چند سالی است که پسرم در دام اعتیاد گرفتار شده بود و این موضوع برای من بسیار سخت و دردناک بود. نمی‌دانم شما عزیزان اعتیاد همسر را تجربه کرده‌اید یا اعتیاد فرزند را، البته هر دو سخت است؛ اما من اعتیاد همسرم را به نوعی می‌توانستم هضم کنم؛ ولی اعتیاد پسرم را هرگز نمی‌توانستم بپذیرم. همیشه برایش ناراحت بودم و غصه می‌خوردم، شب‌های بسیاری بود که با چشمانی اشکبار به خواب می‌رفتم او فرزند ارشد من است، قلبی مهربان، رئوف و سرشار از محبت دارد و من از جان و دل عاشقش هستم.

یک بار هم برای درمان او را به کمپ بردیم؛ اما متأسفانه نتیجه‌ای نگرفتیم تا این‌که به لطف خدا و کمک برادر عزیزتر از جانم، با کنگره آشنا شد و مسیر درمان را آغاز کرد. خدا را شکر که امروز از حضور در کنگره راضی است و من نیز به روزهای روشن و رهایی از تاریکی‌ها امیدوارم. پسر عزیزم، به خودم می‌بالم که همسفر تو هستم و افتخار می‌کنم که در کنار تو مسیر تاریکی‌ها تا روشنایی را طی می‌کنم، چه شب‌هایی که برای تو اشک ریختم و چه لحظه‌هایی که با تمام وجود برای رهایی‌ات دعا کردم، این‌ها همه بهای عشق بی‌پایان یک مادر به فرزندش است.

امروز با تمام وجود به آینده‌ای روشن برای تو امیدوارم و ایمان دارم که با تلاش، صبر و آموزش، به جایگاهی خواهی رسید که شایسته آن هستی. در پایان از خداوند مهربان می‌خواهم تمام انسان‌هایی را که در دام اعتیاد گرفتار هستند، رهایی و نجات عطا کند. در آخر، تشکر ویژه دارم از مهندس دژاکام که با بنیان‌گذاری کنگره۶۰، زندگی دوباره‌ای به بسیاری از انسان‌ها و خانواده‌ها بخشیدند و چراغ امید را در دل‌های ناامید روشن کردند.

نویسنده: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر روزیتا (لژیون هفدهم)
رابط خبری: همسفر سامره رهجوی راهنما همسفر روزیتا (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر مریم رجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .