آقای مهندس در سیدی کشتیهای حمال میفرمایند: حمال یعنی حملکننده، حمال به فرد یا چیزی که حمل میکند، گفتهمیشود. به آدمهای کمشعور هم اصطلاحاً حمال میگویند؛ برای اینکه کمشعوری را با خودشان حمل میکنند.
وقتی کشتی میخواهد بارگیری کند؛ باید بداند چه چیزی را در کجا، در چه طبقهای و در چه جایگاهی قرار دهد. آغاز حرکت از باراَنداز شروع میشود، بارانداز جایی است که کشتی بار را پر و خالی میکند، وقتی انسان میخواهد حرکت تازهای بکند در افکار و اندیشه باعث مرگ ویروس، میکروبها و کسانی که روزی از آنها سوءاستفاده میکردند، میشود.
ویروس و میکروبها همان افکار مخرب و اندیشههای بدی است که در انسان وجود دارد. زمانی که انسان سفر اولش تمام شد و وارد سفر دوم شد باید به شعور و تعادل لازم رسیدهباشد تا برنامهریزی آتیه خود را انجام دهد. اگر انسان از نوشتارها و گفتارها جلوتر باشد از صِحَت و سُقم مسائل باخبر است، به قول لوئی پاستور: دانشِ کم انسان را از خدا دور میکند و دانش زیاد انسان را به خدا نزدیک میکند.
وقتی انسان به مرحله لازم رسیده و ایمان و اعتقاد داشتهباشد، آن موقع نفوذ کلام دارد و میتواند آن را انتقال دهد. هیچ انسانی بهتنهایی چیز قابل ارزشی نیست، انسانها با گروه مطرح میشوند. در سیستم کنگره هم این قانون برقرار است؛ برای اینکه آقای مهندس بهصورت گروهی و با کمک استادانِ خود توانستند این مسیر را برای ما نمایان کنند.
ما ۴ فصل داریم که هر کدام ویژگی خاص خود را دارند: فصل تابستان، فصل به هم ریختن شهر وجودی است، که در این فصل انسانها بیشتر دچار عدم تعادلاند، بهخاطر گرما و روزهای بلندی است که در این فصل وجوددارد. 'شکوه کتاب مرگ ویروسها و میکروبها است" اگر یک نفر را زنده کنی انگار تمام نفسها را زنده کردهای و اگر یک نفر را هم بکشی انگار تمام انسانها را کشتهاید: این از بیانات گوهربار کلامالله میباشد. وقتی یک انسان به رهایی میرسد، فقط مواد را کنار نگذاشتهاست؛ باید افکار و اندیشه شخص هم عوض شود و آن را در رفتار خود علنی کند. انسان در شرایط سخت و دشوار است که نشان میدهد عوض شده و به تعادل رسیدهاست، آن موقع است که《دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصندههای آسمانی است》 آنجا برای رهایی ملائک به زمین میآیند و احساس خوشحالی میکنند، چون انسان از قطب منفی جدا شده و به قطب مثبت گراییده، آنگاه روح ناآرام ما خواستار رهایی میشود رهایی که به دیدار شوق برود و معشوق منظور خود آدم است، چون انسان ذرهای از خداست، ما خودمان را سالها گم کردیم، اگر آن را پیدا کنیم به دیدار معشوق میرویم.
اگر بخواهیم خدا را بشناسیم، اول باید خودمان را بشناسیم، وقتی به این مرحله برسیم، شکافی که تنگ بود برای ما بازتر میشود و الهامات را به ما میرساند تا در صراط مستقیم برویم، پس ما وقتی به مرحله سفر دوم میرسیم؛ باید روی خودمان کار کنیم که انسانِ متین و آرامی باشیم و الهی شویم، بزرگترین عبادت نزد خداوند این است که خدمات بیشتری به دیگران بدهیم《عبادت به جز خدمت خلق نیست، به تسبیح و سجاده و دلق نیست》 این خدمت زمانی باارزش است که ما انتظار برگشت نداشتهباشیم و کمک ما بلاعوض باشد، پس بهتر است در این کشتی چیزهای خوبی را با خودمان حمل کنیم تا بارمان هم سبکتر شود؛ زیرا اگر ضدارزشها را با خودمان حمل کنیم، روی خودمان فشار میآید و بارمان هم سنگینتر است . مواظب باشیم که چه کولهباری با خودمان حمل میکنیم.
منبع: سیدی کشتیهای حمال
نویسنده: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر معصومه(لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر عسل رهجو راهنما همسفر معصومه ( لژیون سوم)
ویرایش: همسفر فهیمه رهجو راهنما همسفر فاطمه( لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
81