English Version
This Site Is Available In English

انسانی که کبر دارد به تأیید دیگران نیاز دارد

انسانی که کبر دارد به تأیید دیگران نیاز دارد

دکتر امین در این سی‌دی در مورد «شرک» صحبت کرد ه‌اند. شرک به معنی: نقض فرمان است. یعنی انسان در عمل و نه در کلام موقعی، که شرایط ایجاب می‌کند فرمان کس دیگری را اجرا کند؛ حتی اگر از دین الهی خارج شده‌ و به مکتب دیگری در آمده‌اید، حتماً در آن فرمان وجود دارد؛ اگر در شرایط خاصی مثل: رشوه‌گیری، فرمان را عمل نکند؛ ولی شرایط خوبی پدید بیاید و شخص رشوه بگیرد این به معنی شرک است. به این صورت که شخص دیگری نقش خالق را بازی می‌کند. شرک به معنی: عمل کردن به فرمان شخص دیگر است. در مرحله اول که انجام می‌شود، بازی دربی شروع می‌شود و وارد جای دیگری می‌شود؛ وقتی برمی‌گردد می‌بیند، دربی وجود ندارد، که بتواند از آن خارج شود.

وقتی کسی برای بار اول مواد مصرف می‌کند هیچ زوری پشت آن شخص نیست؛ ولی وقتی تکرار می‌شود؛ اگر بخواهد دیگر مواد مصرف نکند، زور پشت آن است و باید مصرف کند. داستان آدم و حوا هم ماندگاری در تمام ادیان دارد. نقطه‌ای که شیطان به آن‌ها می‌گوید؛ اگر به شجره خبیثه نزدیک شوید، تبدیل به چیز بهتری می‌شوید. آن‌ها در حال تعادل بودند، ولی برای این‌که به چیز بهتری برسند، نقص فرمان می‌کنند. خداوند می‌فرماید به پایین بروید. چون کارشان شرک بوده است. من فکر می‌کردم آغاز ورود به تاریکی شرک است؛ اما وقتی به داستان ابلیس و خداوند رسیدم خداوند به فرشتگان گفت: سجده کنید و ابلیس سجده نکرد و کبر ورزید. از ابلیس سؤال شد چه شد که سجده نکردی؟ ابلیس جواب داد من از آتش هستم و او از خاک است. پس من برتر هستم و از جوهره برتری خلق شده‌ام. کبر به معنای: برتر بودن در ماهیت یا در جوهر است. خداوند به شیطان می‌گوید تو از رانده‌شدگان هستی. به آدم و حوا هم می‌گوید شما باید پایین بروید. این دو باهم فرق دارد.

خاصیت کلام‌الله مثل پازل می‌ماند، باید قطعات آن را کنار هم بگذارید نه این‌که هر چیزی را که خوشت آمد بردارید و از بعضی قسمت‌هایی که خوشت نمی‌آید، دور بریزید. الله نور السموات و الارض است. هیچ موجودی از خود نوری ندارد مگر نوری که خداوند بدهد. عده‌ای نور دارند و خداوند نور را از آن‌ها می‌گیرد. رانده شدن یعنی از نوری که من می‌دهم تو معاف هستی. نوری به تو تعلق نمی‌گیرد، یعنی سهمیه‌ تو قطع می‌شود. ابلیس یک شخص و فرمانده همه این‌ها است. شیطان جمع بسته می‌شود و یک دسته از موجودات هستند. همه ما یک شیطان درونی و یک شیطان بیرونی داریم.

موقعی که موجود رانده می‌شود به او می‌گوید برو و نفرات خودت را بردار. این یک نقطه شروع است. حالا که رانده شد و نوری ندارد باید امورات خود را بدون نور بگذراند و همه سهمیه‌ خود را از جای دیگری به دست بیاورد و روزی خود را از اولاد آدم به دست بیاورد، از کسانی که با او هم عقیده هستند. این نقطه، آغاز خلق جهان تاریکی است. تا قبل از آن همه چیز در تعادل بود؛ ولی از این‌جا به بعد این‌ها می‌روند و جهان تاریکی را خلق می‌کنند. باید فجوری باشد که از طرف این تاریکی‌ها کشیده شود. یعنی نور نیروهای منفی از انسان‌ها تأمین می‌شود تا آن‌ها را بکشند. انسان مورد آزمایش قرار می‌گیرد و این معماری خداوند است. دسته‌ای از انسان‌ها که خیلی از آن‌ها یاد می‌شود مستکبرین هستند. کسانی که مثل شیطان فکر می‌کردند که جنس خودشان بهتر است. هر انسانی که فکر می‌کند در ماهیت جنس و جوهر از بقیه انسان‌ها ‌ها برتر است، همین سنت در مورد او اجرا می‌شود. وقتی شخص باور کرد که من یک موجود خارق‌العاده و تافته جدا بافته هستم و جنس من بهتر است این سنت در مورد او اجرا می‌شود. او جزء رانده‌شدگان قرار می‌گیرد و وارد تاریکی‌ها می‌شود. در شرک شخص می‌خواهد بهتر شود و معامله کند؛ ولی در کبر باورش شده که جنس خودش بهتر است، پس نقطه شروع سقوط، کبر است، یعنی کسانی که استکبار ورزیده‌اند و قانون جهان تاریکی و جهان روشنایی فرق می‌کند.

کسانی که وارد جهان تاریکی می‌شوند ناخودآگاه از قوانین جهان تاریکی پیروی می‌کنند. تمام نژاد پرستان یا کسانی که در قسمت ملیت و دین احساس برتری می‌کنند، کبر دارند. من آیکیو بالاتری دارم، ما نژاد برتری هستیم، ما بچه‌های تهران یک چیز دیگری هستیم، فامیل ما از همه برتراند، فقط ما به بهشت می‌رویم، چون ما این اعتقاد را داریم که برتر هستیم. همه این‌ مثال‌ها خالقان جهان تاریکی هستند؛اگر کسی به شما گفت ما هر دو بهتر می‌فهمیم، باید از او جدا شد. کسانی که کبر دارند به تأیید دیگران محتاج‌اند و اگر دیگران تأیید کنند خوشحال‌ می‌شوند؛ ولی اگر تأیید نکردند حال آن‌ها بد می‌شود و اگر در مورد او چیزی گفتند برافروختگی و طغیان به او دست می‌دهد. یعنی کبر و طغیان با هم وجود دارند. هیتلر نمونه کامل این قضیه است.

صفاتی که انسان دارد با خدا مشترک است؛ ولی صفتی وجود دارد که انسان نمی‌تواند داشته باشد و این صفت همان «کبریا» و فقط مختص خداوند است، چون انسان مخلوق است و او کسی است که انسان را خلق کرده است. او می‌تواند در ماهیت و در جوهر برتر باشد. انسان می‌تواند علیم، قادر، صبور، صابر، قیوم، قهار و جبار باشد؛ اما تنها صفتی که انسان و هیچ مخلوقی ندارد کبر است. اگر کسی بخواهد داشته باشد باید وارد دسته تاریکی‌ها شود و این قضیه آن‌قدر در انسان مخفی است که انسان متوجه نمی‌شود. موقعی که انسان‌ها در مورد برتر بودن خود صحبت می‌کنند و شما خوشتان می‌آید یعنی کبر دارید.

خارج شدن از کبر و این‌که متوجه شود که تفاوتی وجود ندارد کار سختی است. جایگاه بهشتیان و جهنمیان با هم فرق می‌کند.؛جایگاه انسانی که در خدمت دیگران است با دیگری که فقط برای خود کار می‌کند فرق دارد. این جایگاه را دارد؛ اما جوهر یا ماهیت او بهتر نیست. انسان می‌تواند ماهیت خود را تغییر دهد و مس خود را تبدیل به نقره کند؛ اما این‌که فکر کند من جنسم بهتر است درست نیست. وقتی از یک آدم ناجور خیلی خوشتان می‌آید، بگردید و ببینید چرا خوشتان آمده است.

منبع: سی‌دی «کبر» از استاد امین
نویسنده: مسافر رقیه رهجوی راهنما مسافر پروین (لژیون جونز)
رابط خبری: مسافر سمیه رهجوی راهنما مسافر پروین (لژیون جونز)
ویرایش و ارسال همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی قیدار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .