پنجمین جلسه از دوره اول سری کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی حسن آباد با استادی راهنمای تازهواردین مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر سردار و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه کتاب "عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن" در تاریخ دوشنبه ۲۵ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان مهرداد هستم یک مسافر. خدا را شکر میکنم که امروز در جمع شما حضور دارم و میتوانم از این فرصت برای آموزش گرفتن و خدمت کردن استفاده کنم. از آقا جعفر بسیار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا روز دیگری را با حال خوب در کنار شما تجربه کنم. همچنین از دیدن آقا مهدی بسیار خوشحال شدم. ایشان راهنمای درمان سیگار من هستند و بخش بزرگی از حال خوب امروز خود را مدیون آموزشها و محبتهای ایشان میدانم. همینطور از آقا حجت عزیز تشکر میکنم که در دوران سفر اول و در بخش OT زحمات زیادی برای من کشیدند و آموزشهای ارزشمندی به من دادند. حضور در این جمع برای من باعث افتخار و خوشحالی است.
در مورد دستور جلسه؛ یعنی کتاب "عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر"، باید ابتدا به مفهوم این نام اشاره کنم. آقای مهندس اعتقاد داشتند فردی که درگیر مصرف مواد مخدر میشود در شرایطی قرار میگیرد که گویی تمام حسها، افکار و تواناییهای او در سرمای ۶۰ درجه زیر صفر یخ زده است. این موضوع برای من کاملاً قابل لمس است و به همین دلیل با مطالب این کتاب همزادپنداری میکنم. کتاب دارای تصاویر متعددی است که هرکدام به شکلی وضعیت درونی و بیرونی یک مصرفکننده را به تصویر میکشد و نشان میدهد چه اتفاقی برای او رخ داده و چگونه میتواند مسیر بازگشت را آغاز کند. به نظر من این کتاب نوعی پیوند میان زمین و آسمان است؛ گویی راهی برای نجات انسانها و نشان دادن مسیر درست درمان در اختیار بشر قرار گرفته است.
دلیل این نگاه نیز تجربه شخصی خودم است. من سالها در مجموعهای دیگر حضور داشتم و از نزدیک تفاوت نگاهها را مشاهده کردم. در بسیاری از روشها اعتیاد را صرفاً یک بیماری ذهنی میدانند؛ اما آقای مهندس با نگارش کتاب "عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر" تأکید کردند که اعتیاد پیش از هر چیز یک بیماری جسمی است. وقتی یک دنداندرد ساده میتواند تمام آرامش انسان را برهم بزند، چگونه میتوان انتظار داشت فردی با جسمی آسیبدیده قدرت تشخیص و تصمیمگیری مناسبی داشته باشد. مشکل این بود که سالها جسم را نمیدیدیم. من نیز سالها از این مسئله غافل بودم و نتیجه آن چیزی جز رنج، آشفتگی و از دست دادن دستاوردهایم نبود. اما در کنگره ۶۰ با مثلث درمان؛ یعنی جسم، روان و جهانبینی آشنا شدم و فهمیدم که نقطه آغاز درمان، رسیدگی به جسم است.
یکی از مهمترین آموزشهای کتاب، توجه به پارامتر زمان است؛ موضوعی که در گذشته کاملاً نادیده گرفته میشد. بارها به من برچسب بیارادگی یا بیغیرتی زده میشد در حالی که مشکل اصلی ندانستن مسیر صحیح بود. امروز مسیر درمان روشن و مشخص است. کنگره ۶۰ با آموزشهای علمی و کاربردی، راه حرکت را به مصرفکننده نشان میدهد و به او میآموزد که چگونه از شرایط یخزده و تخریبشده به سمت بازسازی و آبادانی حرکت کند. به همین دلیل هرچه بیشتر کتاب را مطالعه میکنم، زوایای جدیدتری از آن برایم آشکار میشود و هر بار مطالب تازهای از آن میآموزم. کنگره ۶۰ بر پایه علم و تجربه بنا شده است. امروز اگر رهجویی از من درباره روش درمان، شربت OT یا تفاوت آن با سایر روشها سؤال کند، میتوانم با استدلال و دانش به او پاسخ دهم. این همان تفاوت بزرگی است که در کنگره تجربه کردم.
آموزشهای آقای مهندس نیز هرچند، بارها تکرار میشوند؛ اما همین تکرارها هستند که باعث تثبیت آموزشها و استمرار حال خوب میشوند. کنگره ۶۰ به انسان فرصت میدهد در یک مسیر مشخص و زمانبندیشده حرکت کند و با آموزش، درمان و خدمت به تعادل برسد. من نیز پس از پایان سفر اول به این نتیجه رسیدم که هنوز به حضور در کنگره نیاز دارم. متوجه شدم درمان اعتیاد تنها آغاز مسیر است و بسیاری از مسائل پنهان شخصیت و جهانبینی من نیاز به آموزش و اصلاح دارند. به همین دلیل خدمت را ادامه دادم و همچنان خود را نیازمند یادگیری میدانم. از سال ۱۴۰۱ که وارد کنگره ۶۰ شدم، حتی یک روز غیبت نداشتهام. گاهی با وجود مشغلههای فراوان، خودم را به لژیون و کارگاههای آموزشی رساندهام؛ زیرا میدانم برای حفظ تعادل و رشد خود به این آموزشها نیاز دارم.
در این سالها فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کردهام و حتی برخی داراییهای مادی خود را از دست دادهام، اما در مقابل چیزی بسیار ارزشمندتر به دست آوردهام؛ آرامش، آگاهی و شناخت مسیر زندگی. امروز دیگر با مشکلات و سختیها مانند گذشته برخورد نمیکنم و نگرشم نسبت به زندگی تغییر کرده است. کنگره ۶۰ به من آموخت که بدانم برای چه آمدهام به کجا میخواهم بروم و چگونه باید حرکت کنم. این آگاهی بزرگترین سرمایهای است که از این مسیر به دست آوردهام. در پایان از آقا مهدی، راهنمای DST خودم، آقا غلامرضا، آقا جعفر و همه عزیزانی که در این مسیر به من آموزش دادهاند و کمک کردهاند تا امروز بتوانم حال خوبی را تجربه کنم، صمیمانه تشکر میکنم.

تایپ و ویراستاری: مسافر مجید راهنمای تازهواردین
عکاس: مسافر عباس لژیون یکم
ارسال: مسافر محمد مرزبان خبری
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
96