جلسه سیزدهم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ، نمایندگی قشم به استادی راهنمای محترم مسافر ابوذر ، نگهبانی مسافر یحیی و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه ( کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن ) در روز یکشنبه ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ در محل دانشگاه خوارزمی آغاز به کار نمود .
خلاصه سخنان استاد ؛


کتاب ۶۰ درجه کتابی است مثل همه کتابها من برای خودم اینگونه معنا کردم که کتاب را به چه دلیل میخوانم و استفاده از این کتاب چه دستاوردهایی برای من داشته است به این نتیجه رسیدم که با توجه به تأثیرگذاری کتاب بر انسان و اینکه هر کتابی بر اساس هدفی به نگارش درمیآید این کتاب نیز از این قاعده مستثنا نیست در مقوله درمان اعتیاد این کتاب برای اولین بار توسط آقای مهندس دژاکام نوشته شد که نتایج مثبت آن را در کنگره ۶۰ مشاهده میکنیم یعنی مسیری که آغاز شده و اتفاقاتی که در طول آن رخ داده است شاید اگر اکنون به روش DST در کتاب نگاه کنیم تفاوتهایی دیده شود اما آقای مهندس آن صداقتی را که در نگارش این کتاب داشتند حفظ کردهاند و مطالب آن بدون تغییر باقی مانده است تمام اصولی که رعایت کردند و به رهایی رسیدند از چاپ اول تاکنون هیچ تفاوتی در نوشتار نداشته و به نوعی هیچ جملهای تغییر نکرده است تأثیرگذاری آن در درمان اعتیاد را نیز بهوضوح مشاهده میکنیم.
کسانی که از این مطالب استفاده میکنند و در واقع آنها را به کار میبندند و در کنگره حضور دارند خیلی راحت با آن ارتباط برقرار میکنند این موضوع از تأثیرگذاری کتاب را میخواستم به اشتراک بگذارم من خودم هنوز کتابی را ندیدهام که به اندازه این کتاب برایم مثبت و تأثیرگذار بوده باشد البته جایگاه کتابهای دینی و مذهبی جداست برای من جالب است که وقتی کتاب را باز میکنم و جملهای را میخوانم در آن لحظه برداشتی از آن دارم و مثلاً سال بعد که همان مطلب را مرور میکنم معنای دیگری را درک میکنم و مفهوم جدیدی به من القا میشود این را هم بگویم که اگر شما این کتاب را خوانده باشید و یک بار دیگر آن را مرور کنید در مرتبه دوم دریافتهایی از پیامها و مطالب کتاب خواهید داشت که با قبل متفاوت است.
قشنگترین چیزی که در سفر اول به من کمک کرد تصاویر کتاب بود من در تصاویر کتاب میتوانستم وضعیت خودم را ببینم و واقعاً این اتفاق در سفر اول برای من رقم خورد آن لحظهای که بهعنوان تازهوارد به کنگره آمدم تصویر اول یعنی همان پیکان قرمز که رنگ آن بسیار جلب توجه میکند دقیقاً شرایط مرا نشان میداد وقتی به کنگره آمدم کاملاً مشخص بود که در چه وضعیتی قرار دارم آن سرعتی که در اوایل سفر دوست داشتم و درگیر زمان شدم دقیقاً مرا به تصویر میکشید داشتم سفر میکردم و دیدم همان سرعت باعث میشود حالم بدتر شود.
عجله کردن من همان پیکان قرمز را تداعی میکرد که از یک سربالایی به سمت بالا حرکت میکند جاده لغزنده است درجا میزند و مسیرش تغییر میکند همچنین تصویر اسکلت که در کتاب وجود دارد زمانی مرا به یاد روزهایی میانداخت که در طول سفر به بنبست خورده بودم و حس خوبی نداشتم حتی اکنون که در سفر دوم هستم نیز میتوانم خودم را در یکی از این تصاویر پیدا کنم.
ویرایش، تائپ و ارسال : مسافر سجاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
53