جلسه چهاردهم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی ورامین با استادی مسافر حمید ، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر روح الله با دستور جلسه: "آداب معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل و بی تعادلی" روز چهارشنبه مورخه 20خرداد 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر، یک روز دیگر در کنگره هستم و میتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه:« آداب و معاشرت ، ادب و بیادبی، تعادل و بی تعادلی »
یک فلش بک به خودم زدم و برگشتم به ۹ سال پیش وقتی که با یک حال خراب ، ناامید از زندگی و غرق شدن در خیلی از مشکلات زندگی وارد کنگره شدم از همان جلوی در کنگره همه با آغوش باز، با پیراهنهای سفید با روی گشاده من را بغل کردند. در کنگره اتفاقات خوب برای من افتاد در رأس همه اینها درمان اعتیاد بود. اگر نگاه بکنیم در کل دنیا برای اعتیاد هنوز درمانی نیست ،حتی در کشور آمریکا که مقالات خیلی زیادی در مورد اعتیاد مینویسد و هر سال منتشر میکند اما چیزی به نام درمان وجود ندارد؛ ولی در کنگره ۶۰ با این بستری که فراهم شده من حمید و امثالهم میتوانیم با بدترین شرایط وارد کنگره بشویم و به حال خوب و به تعادلی که مد نظر کنگره است برسیم. اوایل که میگفتند: درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان پیش خودم میگفتم اینها چه میگویند؟ مگر چه اتفاقی افتاده خیلیها هم از راههای مختلف ترک کردند، خود من هم این راهها را رفتم و بیشترین روز ترکم ۱۶ روز بوده البته با کپسولهای گیاهی و خودم پزشک خودم بودم فقط تجربه کمپ را نداشتم زیرا طاقت خماری را نداشتم ولی در سقوط آزادی که در طول سفرم تجربه کردم معنای اصلی خماری و اعتیاد را متوجه شدم.
در کنگره خیلی راحت در طی مدت ۱۱ ماه و ۸ روز با فرمانبرداری مطلق سفر کردم. قدیمیها میگفتند: وارد کنگره شدی سرت را با سر راهنما عوض کن یعنی حمید هرچه راهنمایت میگوید بگو چشم. گفتههای راهنمایم را مو به مو انجام دادم و درطول سفرم حتی یک جلسه غیبت نداشتم و به درمان و حال خوب رسیدم. من در این ۱۰ سالی که در کنگره هستم ندیدم کسی بخواهد داد بزند، از الفاظ ناشایست استفاده کند، ندیدم نیروی انتظامی در یک نمایندگی بیاید، همه اینها در پرتو آموزشهای درستی است که در کنگره میگیریم و مسیر درست را میرویم.یاد گرفتن آداب و معاشرت در سفر اول این است که من دارو را سر ساعت مصرف کنم، به موقع به کنگره بیایم، سیدی بنویسم، خدمت کنم و حتماً توصیه میکنم سیدی بازیگر باشیم یا تماشاچی را گوش کنید. من اگر میخواهم به تعادل برسم حتماً باید بازیگر خوبی باشم. بازیگر یعنی خدمت کنم. اگر امروز سرحال هستم و از یک زندگی نسبی و تعادل نسبی برخوردارم همهی اینها به واسطه آموزشهای ناب کنگره بوده. اگر امروز اینجا هستم برای حال خودم است، کنگره هیچوقت به من نیاز ندارد من نباشم، یکی دیگر است. بازیگری در سفر اول درست سفر کردن است و آداب و معاشرت میشود رعایت حرمتهای کنگره ۶۰ .
کنگره ۶۰ کنکره چشم است. کسی موفق است در کنگره که فقط بگوید چشم.کنگره به من یاد داد که اگر میخواهم به حال خوب برسم، شخصیت پیدا کنم فقط بگویم چشم. در هر جایگاهی که هستم باید به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذارم.آقای مهندس میفرمایند: اگر کسی در کنگره یک شالی روی دوش او است باید شما به او احترام بگذارید حتی اگر این شال روی درخت آویزان باشد باید به آن درخت احترام بگذارید. امروز اگر کسی یک شالی روی دوش دارد بابت این شال زحمت کشیده و یک چیزهایی را از دست داده تا به آن برسد. قانون هستی اینطور است .
کلام آخر در جزوه جهانبینی، دکتر امین تعریف تفکر را میگویند: حرکت از یک مبدأ معلوم به یک مقصد معلوم یا حرکت از یک مبدأ مجهول به یک مقصد معلوم. استاد امین میگویند: تفکر یعنی پرداختن به خواستههای معقول در زمان مناسب. امیدوارم که تکتک ما قدر هر جایگاهی که هستیم را بدانیم و حال خوبی را که امروز داریم به اشتراک بگذاریم تا شاید برای یک نفر مثل من حمید که یک روزی آمده بود در جلسه حالش بد بود حس و حال خوب دیگران بهم انرژی میداد قابل استفاده باشد.
خیلی ممنون که توجه کردید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
69