چهاردهمین جلسه از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی دیدهبان محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر مهدی " کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن" در روز شنبه ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که بار دیگر فرصت دارم در کنار شما عزیزان باشم و به بهانه چهاردهمین تولد رهایی مسافر مجتبی در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم؛ دستور جلسه هفتگی نیز کتاب کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن میباشد که در رابطه با آن بسیار گفتگو شده است و ممکن است تصویر جلسات تکراری و پیش پا افتاده به نظر برسد اما در واقع اینطور نیست و کافیست نگاهی به روزهای اول ورود خود به کنگره بیندازیم تا به یاد آوریم در کنار روی خوش و رفتار پر مهر اعضا و پیوند درونی با راهنمای تازه واردین، پرداختن به دستور جلسات در کارگاههای آموزشی، با وجود عدم تعادل در شرایط سفر اول، مطالعه کتاب ۶۰ درجه اولین گام آموزشی ما محسوب میشود.در روزهای آغازین سفر با وجود ناباوری و عدم اطمینان از روشهای درمانی کنگره، شروع به مطالعه این کتاب میکنیم، زیرا انواع و اقسام روشهای ترک و قطع مصرف مواد مخدر را انجام داده و به نتیجهای نرسیدیم؛ اما با مطالعه چند صفحه ابتدایی حس میکنیم که این کتاب و روشهای درمانی آن با دیگر تجربیات ترک مواد تفاوت دارد و به این درک میرسیم نویسنده کتاب این مسیر را پیموده و درد اعتیاد را لمس کرده است، در نتیجه هر چقدر که بیشتر مطالعه میکنیم حس اعتماد نسبت به آن بیشتر میشود. شاید در روزهای آغازین درک صحیح از نوع ادبیات، اسامی اساتید، تصاویر کتاب و یا مفهوم آن نداشتیم اما پیوند درونی با مطالب آن احساس میکردیم که ما را ترغیب به مطالعه آن میکرد و در رابطه با این کتاب ساعتها میتوان گفتگو کرد.

در بخش دوم جلسه که تولد مسافر مجتبی میباشد باید بگویم که او در ساختمان سیمرغ در کنار بنده خدمتگزار است و مانند هر عضو دیگری خدمت میکند و آموزش میگیرد، به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و به مجتبی عزیز و خانواده گرامی او این جشن تولد را تبریک میگویم؛ زمان خدمت در کنگره، برای هر خدمتگزار در هر جایگاهی ممکن است این تصور به وجود بیاید که من در حال تسویه حساب با کنگره توسط خدمت خود میباشم، این نوع نگاه درست است اما کافی نیست و آموزشی دریافت نمیکنم. در هر جایگاهی آموزش مختص به همان مقطع را دریافت میکنیم، به طور مثال آموزش در جایگاه راهنمایی با مرزبانی یا با نگهبان نظم یکی نیست؛ آموزش هر جایگاهی را زمانی میتوانم درک کنم چه باور داشته باشم من به خاطر خودم در کنگره هستم و خدمت میکنم و باید آگاه باشم که هر فردی پس از من در جایگاه خدمتی امروز من قرار بگیرد حتماً موفقتر عمل خواهد کرد بنابر این امور کنگره همیشه در حال انجام خواهد بود. تجربه ثابت کرده است که خدمتگزاران کنگره ۶۰ نسل به نسل ارتقا یافته و بهتر میشوند، در نتیجه نباید فرصت خدمت در جایگاههای مختلف را از دست بدهم و آموزشهای آن مقطع را دریافت کنم. از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید از شما سپاسگزارم.

خواسته مسافر مجتبی:
آرزو میکنم که خداوند هرگز توفیق خدمت در کنگره را از من نگیرد.

خلاصه صحبتهای مسافر مجتبی:
خداوند را شاکرم که میتوانم تولد ۱۴ سال رهایی خود را جشن بگیرم، از جناب آقای مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم، از دیدهبان محترم آقای مجدیان بسیار متشکرم که با وجود مشغله فراوان به من افتخار دادند و در این جشن حضور دارند، از ایجنت محترم و گروه مرزبانی نمایندگی اسلامشهر تشکر ویژه میکنم که برای این مراسم بسیار زحمت کشیدند، همچنین از همسفرم، فرزندانم، مادر عزیزم و برادرم که مسیر کنگره را به من معرفی کرد بسیار قدردانی میکنم. من در ابتدای سفر اول خود آرزو داشتم به وعده یک گرم ۳۰ روز برسم و امروز ۱۵ سال از آن دوران گذشته و افتخار دارم در کنار آقای مجدیان خدمت کنم و چهاردهمین سال رهایی خود را جشن بگیرم. تخریب من هنگام مصرف یکی از اقوام و با اصرار خودم برای تجربه کردن مصرف مواد مخدر در کنار او آغاز شد، مدتها بعد در خدمت سربازی با قرص ترامادول آشنا شدم و پس از آن با وجود ورزش رزمی حرفهای مصرف کننده باقی ماندم، از شرکت در مسابقات معتبر پرهیز میکردم زیرا میدانستم اعتیاد من آشکار میشود؛ پس از ازدواج نیز به بهانههای مختلف مصرف من بیشتر شد، اما نهایتاً با راهنمایی برادرم که در حال سفر بود با کنگره آشنا شدم. بسیار خداوند را شکر میکنم و امیدوارم همیشه توفیق خدمت در کنگره را داشته باشم، از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از شما سپاسگزارم.

متن، عکس و ارسال: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
183