جلسه پنجم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زالپارس به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبان موقتی همسفر گلثوم و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز یکشنبه ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
من آب میآورم
تو آنقدر بنوش که سیرآب شوی
اما نه زیر آب
من بلندم، به بلندای قلّههایی که نتوان تسخیر نمود.
اما تو بر بام من، مسلح بیا، تا عظمت را ببینی
من میرویانم
آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد
اما تو از میان سبزهها، نور را بیاب
و بر بال آن بنشین و به سوی من پرواز کن
تا آنچه به باورت نمیگنجد، ببینی
تو میتوانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی
و به سوی نقطهای بیائی که آغاز نمودی
در ابتدا به دستیاران اسیستانت همسفر پروانه و همسفر هانیه خوشآمد میگویم و از ایجنت، لژیون مرزبانی، نگهبان جلسه و نگهبان لژیون سردار سپاسگزارم که فرصت این خدمت را در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه در رابطه با کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و تصاویر آن است که توسط آقای مهندس در سال ۱۳۷۷، در ماه مبارک رمضان نوشته شده و به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است. این کتاب یکی از مهمترین و بهترین منابع اصلی کنگره۶۰ است و تمام مکتوبات و متون کنگره از این کتاب برگرفته شدهاند. آقای مهندس در روز چهارشنبه هفته قبل فرمودند: «این کتاب، مانیفست (Manifest) کنگره۶۰ است»؛ موضوع کتاب درباره درمان اعتیاد به روش دژاکام است. این کتاب بر اساس یک تجربه ارزشمندِ آقای مهندس است که در اختیار ما قرار گرفته است.
در این کتاب برای اینکه من تعریف درست و درک بهتری از مفاهیم داشته باشم، از منابع مختلف استفاده شده و در صحبتهایی که داخل کتاب مطرح شده، از یکسری تصاویر نیز بهره گرفته شده است. ما در این کتاب ۱۴ تصویر داریم و چیزی که خیلی برای من جالب بود، اولین تصویر است که در فصل زمستان آمده و آخرین تصویر نیز در زمستان است؛ اما فرقی که بین این دو تصویر وجود دارد این است که در تصویر اول، جاده لغزنده، حرکت آرام، یخبندان، حالِ خراب و ناآگاهی دیده میشود؛ ولی در تصویر آخر همان یخبندان است؛ اما فردی را میبینیم که در حال اسکی کردن است؛ این یعنی در طی این ۱ سالی که سفر کرده، یاد گرفته است که در سرمای ۶۰ درجه هم میشود زندگی کرد.
در این ۱ سال، حسهای فرد باز شده و اتفاقهای زیادی افتاده است؛ مثل این است که شما سفری را آغاز کردهاید و در ابتدای سفر در شهر خودتان هستید، اما وقتی ۱ هفته، ۱۰ روز یا ۱ ماه سفر میکنید، به جاهای مختلفی میروید و در نهایت به منزل خود برمیگردید، اما شما دیگر آدم قبل نیستید؛ کلی اتفاق در درون شما افتاده، به تجربه شما اضافه شده و حسها، تفکرات و افکار شما تغییر کرده است.
از تمثیلهای زیادی در کتاب استفاده شده است که برای درک بهتر مفاهیم است؛ اگر بخواهم مثال بزنم، تمثیل «چاه آب و دلو» است که به معنی تغییر، تبدیل و ترخیص است و به زیبایی برای من مشخص شده است. در ادامه صوت است که به من کمک میکند درک درستی از مطالب کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر داشته باشم. صوت، همان سیدیهای آقای مهندس است که در اختیار ما قرار گرفته؛ اگر به کتاب دقت کنیم، کنار عنوانها چهار لوزی کوچک است و به این معنی میباشد که سیدی آن در اپلیکیشن دژاکام هست و من میتوانم با گوش کردن به سیدی، اگر مطالب کتاب برایم سخت است، آن را بهتر یاد بگیرم.
حال میخواهیم بدانیم چه چیزی باعث میشود یک کتاب، مانیفست (Manifest) یک کنگره، یک سیستم یا یک جمعیت باشد؟ این کتاب چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ ما در کنگره۶۰ یاد گرفتیم که همه چیز صور آشکار و پنهان دارد؛ انسانها، حیوانات، درختان و حتی کتابها هم صور آشکار دارند و هم صور پنهان. یک کتاب میتواند در ظاهر، عنوان خوب، جلد زیبا و حتی نوشتههای بسیار دلنشینی داشته باشد، اما چیزی که مهم است صور پنهان آن است؛ گاهی آن موضوع در صور باطنش هیچ بار علمی اثباتشدهای ندارد؛ یعنی شما هیچ چیز از آن را متوجه نمیشوید و کتاب فقط بر مبنای تخیلات و فرضیات نوشته شده و هیچ ثباتی در آن وجود ندارد.
آقای مهندس میفرمایند: «ما کتاب خوب، کتاب بد و کتاب خنثی داریم.» اگر بخواهم در رابطه با کتاب خوب صحبت کنم، کتاب خوب کتابی است که جسم، جان، روان و نفس من را از آن حالت رو به موت و سکون نجات دهد و من را از تاریکی به سمت روشنایی سوق دهد؛ همچنین کتاب خوب کتابی است که نویسنده آن را خودش تجربه کرده باشد، نسبت به نوشتههای آن ایمان کامل داشته باشد و آن موضوع را با گوشت، پوست و استخوانش لمس و تجربه کرده باشد. چیزی که در این کتاب خیلی واضح و روشن است، تجربه درمان آقای مهندس و روش DST است. ما در کنگره۶۰ یاد گرفتهایم چیزی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است.
آقای مهندس میفرمایند: تعصب نشانه جهالت است؛ اما نه از روی تعصب، بلکه از روی سندی بدون نقص و تجربه شده باید بگویم که کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» کتابی است که میتواند ما را از نظر جسمی، روانی و جهانبینی، در صور ظاهر و پنهان به درمان قطعی برساند.
در نهایت میخواهم بگویم هر دستور جلسه برای هر استادی پیامی دارد. پیام این دستور جلسه برای من این است که در سفر اول یک نوع برداشت داشتم که در نهایت آقای مهندس چه قدر از مواد مصرفی را در پله بعدی کم میکنند؛ اما در سفر دوم، نگاه و برداشت من متفاوت است و اکنون که راهنما هستم، فکر میکنم هنوز نیاز به خواندن بیشتر این کتاب دارم، چرا که برداشتهای زیادی از بُعدهای قبل و بعد من وجود دارد و خیلی چیزها هست که برای من ناآشناست.


مرزبان کشیک: همسفر فاطمه
عکاس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
تایپ و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
176