جلسه سوم از دور پانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران آقا نمایندگی امامقلیخان، با استادی مسافر حمید، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر علی با دستورجلسه: " کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن" در روز یکشنبه تاریخ 24 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سلام دوستان حمید هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق نصیب من هم شد تا بتوانم این جایگاه را لمس کنم. از ایجنت محترم شعبه بسیار سپاسگزارم و از گروه مرزبانی و نگهبان محترم جلسه تشکر میکنم. همچنین از آقای محسن علیخانی استاد عزیز من که به بنده لطف داشتند و اجازه حضور در این جایگاه را دادند قدردانی میکنم.
قبل از آنکه برداشت خود، در مورد دستورجلسه را بیان کنم میخواهم گریز کوتاهی بزنم به گذشته خویش. من هم قبل از ورود به کنگره 60 بارها اقدام به ترک مصرف مواد مخدر کردم؛ آن هم بارها و بارها و به روشهای مختلف که البته با شکست مواجه میشدم و مجددا به سمت مصرف مواد باز میگشتم . با هر بار شکست خوردن، جسم من آسیب بیشتری میدید، از لحاظ روانی بهم ریخته تر و آشفته تر میشدم و نا امیدی و ترس همه وجود مرا میگرفت و گویی تسخیر میکرد. حسی به من دست میداد که میگفت « تو دیگه نمی تونی» و تا آخر عمر بایستی مصرف کننده مواد مخدر باشی و البته هیچ راه چاره ای برای تو وجود ندارد. این دقیقا همان زندگی کردن در منطقه 60 درجه زیر صفر بود برای من. جایی که من با یک سری از نا آگاهی ها و اطلاعات نادرست و با مصرف مواد مخدر و افکار منفی تبدیل شده بودم به یک انسان بدون حس و کسی که هیچ عشقی در وجود او نیست و تمام وجود او را ترس گرفته و البته در تاریکی مطلق در حال گذران عمر است. تمام این مشکلات بر میگشت به آن که من اعتیاد را نمیشناختم و از صورت مسئله اعتیاد بدون اطلاع بودم. آقای مهندس در کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» بسیار روان و ساده صورت مسئله اعتیاد را شکافتند؛ آن طور که من دریافتم بیماری اعتیاد صرفا یک بیماری مربوط به جسم و یا صرفا مربوط به روان نیست؛ بلکه اعتیاد یک بیماری است که همزمان جسم، روان و جهان بینی شخص مصرف کننده را درگیر میکند و البته برای آنکه شخص مصرف کننده بتواند به درمان برسد بایستی همزمان این سه مقوله به تعادل برسد. این کتاب چون پلی ساخته شده میان دو نقطه است. نقطه ای در دنیایی تاریک و پر از تخریب، اضطراب، تر س و نا امیدی و نقطه مقابل مملو از تعادل، رهایی و آرمش است و این کتاب راه پیمودن مسیر و رسیدن به روشنایی را به من نشان داد.
من یک شبه وارد این تاریکی نشدم و قطعا یک شبه هم نمیتوانم از این وادی تاریک خارج شوم؛ عبور از این منطقه تاریک نیازمند آن است که صبور باشم و آموزش ببینم و البته در زندگی این آموزش ها را به کار ببرم و در مسیر درست قدم بردارم.
کتاب 60 درجه به من آموخت که بر اثر مصرف مواد مخدر سیستمهای شبه افیونی بدن من کاملا از کار افتاده است و درمان من بایستی به نحوی انجام شود که این سیستمهای شبه افیونی بتوانند خودشان را بازسازی کنند و البته این اتفاق به یکباره نمیافتد؛ دلیل ابداع روش DST (Decreasing Step by Step Timing) توسط آقای مهندس هم همین مسئله بود.
ایشان با این کار و درمان بیماری خویش، به همه این امید را می¬دهند که هر کسی در تاریکترین نقطه از زندگی خویش هم میتواند از آن عبور کند و با صبر و آموزش دیدن به رهایی برسد.
نکته حائز اهمیت دیگر در این کتاب برای من مفهوم «امید داشتن» است. مصرفکننده به جایی میرسد که ناامیدی تمام وجود او را فرا میگیرد و تسلیم محض مواد مخدر میگردد. آقای مهندس در این کتاب به زیبایی امید میدهند که هر کسی، در هر شرایط تاریکی هم که باشد میتواند از آن عبور کند.
در کل طبق آن چه من از این کتاب برداشت کردم، هر کس به دنبال نجات از تاریکی و رسیدن به رهایی است باید صبر داشته باشد و برای تغییرکردن باید عمل سالم انجام دهد و برای ادامه مسیر بایستی امید داشته باشد.
تشکر از آنکه به من گوش کردید.

گزارش تصویری آزمون داخلی:



تایپ، عکاسی و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18
- تعداد بازدید از این مطلب :
149