نهمین جلسه از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی حسنانی، با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن" و در ادامه پنجمین سال رهایی راهنمای محترم مسافر حسین در روز شنبه 23 خردادماه 1405، رأس ساعت ۱۶:30 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
در کنگره آموختم هدف از زندگی رسیدن به تکامل است که خداوند آزمونهای متفاوتی را از ما میگیرد به طور مثال با اعتیاد به موادمخدر، سیگار، اضافه وزن و ... که من در آن قرار میگیرم برای رسیدن به تکامل، خدا را شکر میکنم مسیر کنگره را به من نشان داد زیرا آموزشهای کنگره در این مسیر بسیار به من کمک میکند.
بخش اول دستور جلسه کتاب عبور از منطقه60 درجه زیر صفر و بخش دوم آزادمردی پنجمین سال رهایی حسین عزیز میباشد.
آشنایی من با کتاب 60 درجه زمانی بود که در اعماق تاریکی بودم و موادمخدر زیادی مصرف میکردم، به تعبیر کتاب60 درجه، در دمای زیر صفر و سرمای کامل به سر میبردم، هیچ چیز را متوجه نمیشدم، نمیتوانستم تفسیر کنم، غم و غصه کسی برایم اهمیتی نداشت، جایگاه و هدفم را متوجه نمیشدم، حدود پانزده سال در قعر تاریکی بودم، در شعبه شادآباد دوستی داشتم که عضو کنگره60 بود، هر از گاهی به من راجع به روش کنگره توضیح میداد که شربت را در سه وعده مصرف میکنند و بعد از ده ماه به رهایی میرسند، من خودم در خانه این کار را انجام دادم اما نتیجهای نگرفتم، روزی برای من کتاب60 درجه را هدیه آورد و به من گفت بخوان که من با خواندن این کتاب توانستم به کنگره60 و روش DSTاعتماد کنم، من به هیچ روش دیگری اعتماد نداشتم و فکر میکردم کنگره هم مثل روشهای دیگر است و نتیجهای برای من نخواهد داشت.
زمانی که وارد پروسه درمان شدم دریافتم بیماری اعتیاد هم مثل سایر بیماریها یک مبدأ، مقصد و مسیر حرکت دارد، وقتی شروع اعتیاد مصرف موادمخدر باشد مقصد و هدف اعتیاد نکشیدن مواد است، من بارها ترک کردم ولی برای من درمانی اتفاق نیفتاد، کتاب 60 درجه به من آموخت مبدأ، عدم تعادل سیستم بیوشیمی بدن است و مقصد درمان، همین سیستمی است که از تعادل خارج شده و مسیر حرکت هم همان روش دیاستی است که با شربت OT انجام میشود و کلام آخر اینکه کسانی که اعتیاد دارند خواستهای قوی دارند، من هم خیلی دوست داشتم ترک کنم ولی مسیر حرکت را نمیدانستم؛ این کتاب میتواند کادوی خیلی خوبی برای مصرفکنندگان موادمخدری که در اطراف شما هستند، باشد و اما در بخش دوم دستور جلسه تولد حسین، ایشان مانند کسانی بود که بدون تغییر تبدیل میشدند ، فرمان پذیر بود اما افکار و اندیشهاش تغییر نمیکرد ولی از زمانیکه به شعبه حسنانی آمد کاملاً تغییرات در وجود او حس میشد به صورتی که هر چه راهنما میگفت انجام میداد و مراتب مرزبانی و نگهبانی را گذراند و الآن هم لژیون دارد، من هم برای او بهترینها را آرزو میکنم.
سخنان راهنمای محترم مسافر حسین:
از اعماق وجودم شاکر خداوند هستم که در کنگره حضور دارم و به لطف خداوند از زندگی لذت میبرم، ما که در اینجا حضور داریم این مسئله را بیشتر لمس میکنیم زیرا اعماق تاریکیها را تجربه کردهایم و با مشاهده نور ولو بسیار کم، از آن لذت میبریم.
از راهنمای عزیزم متشکرم که زحمات بسیاری برای من کشیدهاند، ایشان همیشه با محبت فراوان برای من وقت گذاشتند؛ از مادر عزیزم سپاسگزارم که روزگاری یکتنه در مقابل دیگران ایستاد و به درمان من امیدوار بود، شاید بزرگترین دلیل من برای رسیدن به درمان این بود که مادرم این روزها را ببیند، زمانی رضایت و خوشحالی مادرم آرزوی من بود.
من در کنگره فراز و نشیبهای بزرگی را پشت سر گذاشتم، بسیاری از دوستان همراه با من وارد کنگره شدند، به رهایی رسیدند و راهنما شدند اما من همچنان به دنبال رسیدن به درمان بودم! در این میان مهمترین نکته این بود که من پذیرفتم مبدأ من کجاست، من را از من دزدیده بودند و به واسطه اعمال اشتباهم به اعماق تاریکی سقوط کرده بودم اما هیچ زمانی خودم را با دیگران مقایسه نکردم اما برای رسیدن به رهایی مسیری طولانی را طی کردم؛ من سالها خودم را با تفکرات باطل آزردم و به دنبال دلیلی برای عدم موفقیتم در درمان بودم اما امروز میدانم باید به عنوان یک انسان به نسبت خواستهام برای رسیدن به آن تلاش کنم.
روزگاری به دنبال یک اتفاق جدید برای شروع حرکتم بودم اما متوجه شدم اتفاقات خوب پس از گذراندن سختیها رقم میخورد؛ تعریف ما از درمان در کنگره 60 این است که ما با موادمخدر مشکلی نداریم و قرار است زین پس، از لحظات زندگی لذت ببریم، رسیدن به این نقطه تلاش فراوان میطلبد.

تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی حسنانی
- تعداد بازدید از این مطلب :
189