English Version
This Site Is Available In English

جایی که با مصرف مواد آسیب می‌بیند جسم است و باید با داروی مناسب به تعادل برسد

جایی که با مصرف مواد آسیب می‌بیند جسم است و باید با داروی مناسب به تعادل برسد

جلسه چهارم از دور هشتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی‌ ایجنت مهدی و نگهبانی مسافر خسرو و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه (( کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر )) در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان انسان :

خوشحالم که یک‌بار دیگر این جایگاه به من داده شد تا خدمت کنم، دستور جلسه امروز «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است و چرا ۶۰ درجه؟ چرا ۵۰ یا ۸۰ درجه نه؟ چون در سرمای ۶۰ درجه هر موجود زنده‌ای تا آن حد می‌تواند دوام بیاورد اما اگر از آن عبور کند دیگر قابل برگشت نیست و این تمثیل برای مصرف‌کنندگان مواد مخدر هم صدق می‌کند و کسانی که از تعادل خارج می‌شوند اگر از حدی عبور کنند برگشت‌پذیری سخت می‌شود و آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه تجربه شخصی خودش را نوشته است او در ابتدای سفرش اصلاً به «ترک» یا «درمان» فکر نمی‌کرد و فقط تجربه‌اش را ثبت می‌کرد و وقتی من کتاب را خواندم حس کردم حرف دل من را می‌زند چون من هم مصرف‌کننده بودم و از مصرف خسته شده بودم و دنبال راهی می‌گشتم.
اولین قدم آقای مهندس این بود که مقدار مصرفش را دقیق ثبت کند و ببیند در ۲۴ ساعت چقدر مصرف دارد و چند وعده می‌خورد و فاصله بین وعده‌ها چقدر است بعد کم‌کم تعداد وعده‌ها و مقدار مصرف را تنظیم کرد تا به تعادل برسد و این پایه و اساس سفر DST است که در کنگره ۶۰ کسی که سه جلسه اول را می‌گذراند و وارد سفر می‌شود مسافر نام دارد و مسافر یعنی کسی که مبدا مسیر و مقصد مشخص دارد. مبدا همان نوع ماده مصرفی است و یکی با شیره می‌آید و یکی با تریاک و یکی با متادون و یکی با الکل و مسیر، کنگره ۶۰ است و مقصد رهایی از اعتیاد.
در کتاب ۶۰ درجه، مثلث درمان اعتیاد به‌صورت مستقیم نام برده نشده اما پایه‌هایش مشخص است: جسم، روان و جهان‌بینی و اولین جایی که با مصرف مواد آسیب می‌بیند جسم است و باید با داروی مناسب به تعادل برسد و سپس روان و بعد جهان‌بینی اصلاح می‌شود و بعضی‌ها فکر می‌کنند می‌توانند بیرون از کنگره با خواندن کتاب ۶۰ درجه سفر کنند اما آقای مهندس می‌گوید موفق نمی‌شوند چون اتفاق در «جمع» می‌افتد و اینجا برنامه مشخص است دارو مشخص است و راهنما هست، مشارکت هست، اعلام سفر هست، انرژی جمع هست و بیرون از کنگره این ساختار وجود ندارد و وقتی مسافر اعلام سفر می‌کند، خودش، همسفرش، راهنما و دیگران همه متوجه می‌شوند و انرژی می‌گیرند و این انرژی در بیرون وجود ندارد و وقتی مسافر به مقصد می‌رسد، گل رهایی و بند عشق را از آقای مهندس می‌گیرد و وارد سفر دوم می‌شود بعد جشن رهایی می‌گیرد و حال خوبش را با دیگران به اشتراک می‌گذارد و این حال خوب فقط در کنگره اتفاق می‌افتد و کسی که می‌خواهد درمان شود باید یک سال برای خودش وقت بگذارد و آقای مهندس می‌گوید: «یک سال نان و کره بخور، یک عمر نان و کباب بخور» سفر اولی باید ساعت پنج در شعبه باشد و با سفر دومی ارتباط بگیرد و انرژی بگیرد. سفر دومی هم با خدمت و مشارکت حالش خوب می‌شود.
باید مشارکت کرد و سؤال پرسید و اعلام سفر کرد و کسی که سؤال نپرسد در سفرش گره می‌خورد و کتاب ۶۰ درجه پر از پیام و تصویر است، تمثیل کوه یخ و ماشینی که در سرمای ۶۰ درجه حرکت می‌کند اگر سرعت زیاد باشد سقوط می‌کند و اگر کند باشد عقب می‌ماند، تعادل مهم است، پیام‌های کتاب برای همه است نه فقط برای آقای مهندس، مثل این پیام: «من آب می‌آورم، تو آن‌قدر بنوش که سیراب شوی، اما نه زیر آب، من بلندم به بلندای قله‌هایی که نتوان آن را تسخیر نمود، اما تو بر بام من، مسلح بیا، تا عظمت و روشنایی را ببینی من میرویانم آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد اما تو در میان سبزه‌ها، نور را بیاب و بر بال آن بنشین و به سوی من پرواز کن تا آنچه به باورت نمی گنجد، ببینی تو می توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی و به سوی نقطه ای بیائی که آغاز نمودی» سفر اولی باید از تجربه راهنمایش استفاده کند و فقط دنبال نوشتن سی‌دی نباشد، باید بفهمد، سؤال دربیاورد و استفاده کند و اگر نفهمد، دوباره برمی‌گردد که به همین دلیل می‌گویند یک دوره سفر در کنگره برابر با یک دوره حیات است.

درادامه نشان رهای مسافر علیرضا رهجوی راهنما احمد رستمی :

تنظیم ارسال: گروه سایت نمایندگی دماوند

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .